انتخاب تامین کننده بهینه توسط خرده فروش تحت سیستم کنترل موجودی توسط فروشنده- قسمت ۵

Illustration and Painting

۲-۱۰ مرور ادبیات مدیریت موجودی توسط فروشنده

در سال های گذشته تلاش های بسیاری در جهت رفع مشکلات زنجیره تامین انجام شده است. در حقیقت، در واکنش به معایب زنجیره تامین سنتی صاحبان صنایع دریافتند که با همکاری و هماهنگی بیشتر در سطوح مختلف زنجیره تامین می توانند به گونه ایی بهتر موجودی ها را کنترل کنند. این ارزیابی ها منجر به استفاده آنها از روش شریک شدن اطلاعات مربوط به موجودی و تقاضا با مشتریان و تامین کنندگان خود شده است. یکی از این تکنیک ها، در واقع سیستم مدیریت در موجودی با عنوان کنترل موجودی توسط فروشنده است. در دورانی با چنین وضعیت رقابتی سخت و خشن، خرده فروشان تمامی تلاش خود را از طریق بهینه سازی، فرآیند های زنجیره جهت کاهش هزینه های به کار بسته است. مدیریت کارای زنجیره صراحتا نیازمند انتقال سریع و دقیق اطلاعات طی زنجیره عرضه می باشد. مدیریت موجودی توسط فروشنده برای امکان پذیر کردن این انتقال و همچنین فراهم کردن صرفه جویی هایی بیشتر برای تامین کنندگان و. خریداران توسعه داده شده است. اخیرا کاهش هزینه ها از طریق ارتباطات از را دور و قابل دسترسی شدن اطلاعات دقیق، توانسته به کارگیری استراتژی VMIرا برای انتقال داده ها و اطلاعات پیچیده و سطح بالای مود نیاز را از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نماید.[۱۱].
ایده کنترل موجودی توسط فروشنده ایده جدیدی نیست. ساختار اولیه مفهومی VMIتوسط مگی[۱۰۶] در سال ۱۹۵۸ بدین صورت مطرح شد، که چه کسی می بایستی مسئولیت کنترل موجودیها را داشته باشد. او درارائه یک ساختار مفهومی برای طراحی یک سیستم کنترل تولید، به وضوح راجع به این استراتژی صحبت کرده است. از آنجا که مگی به صورتی روشن راجع بهVMI صحبت کرده، عین نوشتار اودر این باره آمده است:
«معمولا بحثهایی وجود دارد مبنی بر اینکه چه کسی می بایستی موجودیها را کنترل بکند؟ نهاد فروش که موجودی انبار خود را مصرف می کند، باید کنترل موجودی را بر عهده بگیرد یا مسئول عملیات تولیدی که موجودی انبار نهاد فروش را تامین می کند، باید عهده دار این مسئولیت شود؟ احتمالا هیچ پاسخی برای این سوال وجود ندارد، چرا که خواسته هر دو گروه مشروع و معقول است. مصرف کننده باید مطمئن باشد؛ ماده اولیه ای را که به آن نیاز دارد در زمان مناسب دریافت خواهد کرد و تولید کننده نیز در تلاش است که این تغذیه بصورت اقتصادی انجام شود. در این رابطه مصرف کننده فارغ از مسئولیت ها نیست بلکه باید بیشینه و کمینه نیازش در بازه های زمانی مختلف را اعلام دارد. به محض اینکه این حدود به عنوان حدودی معقول پذیرفته شدند، تامین کننده مسئولیت مرتفع کردن تقاضا طی این حدود را خواهد داشت. هر چه دست مصرف کننده در چگونگی مصرف، بازتر باشد، بیانگر این است که نحوه تامین موجودی، انعطاف پذیری بیشتری دارد. بنابراین هر دو،جهت کنترل موجودی مسئول هستند. یکی حدود ذخیره یعنی بیشینه و کمینه را تعیین می کند و دیگری مسئولیت کنترل موجودی در حدود تعیین شده را بر عهده خواهد داشت.» تعریف مگی ازکنترل موجودی توسط فروشنده: « VMIیعنی سیستمی که طی آن، تامین کننده، سطوح موجودی خرده فروش را کنترل می کند تا سطوح توافقی از پیش تعیین شده خدمات مشتری، ضمانت شود» [۵۰].
VMIبرنامه ایی است که شامل یک تامین کننده که سطوح موجودی در انبارهای مشتریان را کنترل کرده و در مورد جایگزینی و تکمیل آن احساس مسئولیت می کند. بنابراین تامین کننده به جای اینکه منتظر سفارش مجدد مشتری بماند تصمیمات مرتبط با جایگزینی و بازپرسازی محصولات را اتخاذ می کند [۵۱].
سه سال بعد، در سال ۱۹۹۶، فاگل[۱۰۷] بدون اینکه تعاریف قبلی را نقض کند، با حفظ چارچوب مفهومی، تفسیری اینچنین از VMI ارائه می دهد: «VMI اساسا یک تفاهم نامه است، چرا که صاحب کالا، کالاهای خود را به بخش دیگری یعنی مشتری حال چه برای استفاده و چه برای فروش می دهد. این در حالی است که عواید فروش، بعد ازفروش، با استفاده واقعی توسط مشتری برای صاحب کالا ارسال خواهد شد.» [۵۲].
اندل[۱۰۸] نشان داد، که برنامهVMI در حوزه صنایع خرده فروشی رشد چشم گیری خواهد کرد. خرده فروشان مهمی از جمله، وال مارت[۱۰۹]، کی مارت[۱۱۰]، دیلارد[۱۱۱] و دپارتمنت استورز[۱۱۲] جی سی پی[۱۱۳] اولین خرده فروشانی هستند که سیستم VMI را پذیرفتند [۵۳]. این محبوبیت اخیر VMI منجر به این ادعا و اعتقاد شده، که مدیریت موجودی توسط فروشنده، موج آینده است و بحث کانال های توزیع را دگرگون خواهد کرد [۵۴].
VMI تا نیم اول دهه ۹۰ به عنوان، یک چاشنی در خوراک مدیریت موجودی یا از منظری دیگر به عنوان یک کاتالیزور در فرایند مدیریت موجودی در نظر گرفته شده است. ولی علاقه به مفهوم VMI به صورت واقعی، به عنوان یک اساس و مبنا در مدیریت موجودی طی نیمه دوم دهه ۹۰ پرورش یافت. بنابراین به دلیل تمرکز مضامین تحقیقاتی بر VMI، از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۱۳، مطالعات صورت گرفته بر موضوع VMI طی این دوران را با دقت بیشتری بررسی می کنیم.
در سال ۱۹۹۸ جان هولمستروم[۱۱۴] بر روی موضوعی با عنوان «نوآوری در فرآیندهای تجاری زنجیره عرضه» کار کرد. در این تحقیق، گفته می شود که شمار کمپانی های بین المللی که در محیط های سیستمی استاندارد فعالیت می کنند رو به افزایش است، لذا معرفی راه حل های استاندارد تجاری و سیستمی مانندSAP R/3 در بعضی مواقع بر معرفی راه حل های جدید مقدم است. این رویکرد خصوصا زمانی که تقاضای مشتریان به علت یکپارچگی و کارایی زنجیره عرضه بیشتر است بهتر نتیجه می دهد. سپس اینگونه ادامه می دهد: «در کشور های اروپای شمالی، VMI نمونه ای از یک شیوه نوین انجام تجارت می باشد که به پیشگامان، مزیتی رقابتی ارائه می کند. فروشنده در این شیوه اولین تامین کننده ای است که وارد رابطه VMI با عمده فروش می شود که در نتیجه آن ،هزینه های تحویل به خرده فروش کاهش بسیار پیدا می کند». در این مطالعه نویسنده ادعا می کند که امکان رسیدن به سیستمی ساده و در عین حال کارا در یک محیط استاندارد سیستماتیک وجود دارد و همچنین نشان می دهد که چگونه VMI در یک محیط SAP R/3 بر اساس گزارش موجودی می تواند اجرا شود [۵۵].
در سال ۲۰۰۰، آچابال[۱۱۵] و همکارانش، بر روی موضوعی با عنوان «یک سیستم پشتیبانی برای کنترل موجودی توسط فروشنده» کار کردند. در این مقاله به توصیف مولفه های مدیریت موجودی و بازار در DSS یک VMI، از طریق تشریح چگونگی اجرای آن برای یک تولید کننده عمده پوشاک و بر شریک خرده فروش آن پرداختند.. در این تحقیق به عنوان یک نتیجه مهم ازاجرای VMI ،نشان داده می شود که علاوه بر رشد چشمگیر سطوح خدمت،گردش موجودی نیز تا حد زیادی بهبود می یابد. در ادامه نیز نتایج عملکردی VMI در ارتباط با سیستم موجودی و چگونگی زنجیره عرضه بحث می شود [۵۶].
در سال ۲۰۰۱، یان دونگ[۱۱۶] و کیفنگ خو[۱۱۷]،بر روی موضوعی با عنوان «مدل زنجیره عرضه کنترل موجودی توسط فروشنده» کار کردند. در این تحقیق، چگونگی تاثیر VMI بر زنجیره عرضه بررسی می شود و ثابت می شود، VMI همیشه منجر به سود بالاتر خرده فروش می شود در حالیکه افزایش سود تامین کننده مشروط می باشد. همچنین اثبات می شود که در کوتاه مدت، VMI هزینه های کلی سیستم ارتباطی را کاهش می دهد ولی تحت شرایط خاص، هزینه ی پیاده سازی VMI بین خرده فروش و تامین کننده می تواند منجر به کاهش هزینه خرید و سود تامین کننده بشود. در این مجموعه، نشان داده شده است، که در دراز مدت، VMI با احتمال بیشتری نسبت به کوتاه مدت می تواند سود تامین کننده را افزایش دهد. در نهایت نیز بیان می دارد، VMI یک استراتژی اثربخش زنجیره عرضه است که می تواند خیلی از مزایای یک زنجیره عرضه یکپارچه را باخود به همراه بیاورد [۵۳].
اس ام دیزنی[۱۱۸] و دی آر تاویل[۱۱۹] در سال۲۰۰۲ بر روی موضوعی با عنوان «روندی برای بهینه سازی پاسخ های پویای سیاست مدیریت موجودی توسط فروشنده» کار کردند.این کار،عملکرد یک الگوریتم تولید یا برنامه ربزی توزیع با نام APIOBPCS را در زنجیره عرضه ای با سیاست کنترل موجودی VMI بررسی می کند.این بررسی با فرض تغییر قابل توجه تقاضا طی گذر زمان انجام شده و مدل پویای این سیستم نیز با استفاده از دیاگرام های علت و معلولی و معادلات تفاضلی ارائه شده است. الگوریتم سفارش دهی APIOBPCS در یک رابطه VMI قرار داده شده و سپس بوسیله یک تکنیک جستجوی اشباع شده، راه حلهای بهینه، ارزیابی می شوند. روند مورد نظر، نه تنها در مورد زنجیره های عرضه فعال در مناطق محلی(با تحویل های متناوب و کوچک) بلکه در مقیاس جهانی(با محموله های بزرگ جهت به صرف شدن حمل و نقل) نیز کاربرد دارد. خصوصیات سیستم های بهینه با کمک معیارهای مختلفی نظیر شلاق چرمی[۱۲۰]، سطح خدمت مشتری و هزینه موجودی مورد بررسی دقیقتر واقع شده و در نهایت با دریافت بینش های مدیریتی، یک سیستم پشتیبانی تصمیم گیری برای تنظیم زنجیره عرضه VMI ارائه شده است. یک جنبه مهم این روند بهینه سازی، توانایی آن در تولید و طراحی تعدادی الگوریتم متناقض می باشد. گزینش نهایی بهترین سیستم از طریق قضاوت مدیریتی بر اساس پاسخهای شبیه سازی شده به تقاضاهای دنیای واقعی انجام شده است.این مقاله کار خود را با بحث در مورد اینکه روند مورد نظر در صنعت، چگونه زنجیره عرضه VMI را در طراحی و مدیریت می کند پایان می برد [۵۷].
همچنین آنها در سال ۲۰۰۳بر روی موضوعی با عنوان «تاثیر کنترل موجودی توسط فروشنده بر اثر شلاق چرمی در زنجیره عرضه»کار کردند. مطالعه مورد نظر ، عملکرد انتظاری یک زنجیره عرضه با استراتژی VMI را با یک زنجیره عرضه سنتی که به صورت سریالی سازماندهی شده باشد مقایسه می- کند. تاکید این تحقیق، اثر دو ساختار فوق بر اثر شلاق چرمی در زنجیره عرضه می باشد.در این مطالعه توجه خاصی به فعالیت های سفارش دهی و تولیدی شده و این کار از طریق یک مدل شبیه سازی بر مبنای یک مدل تفاضلی انجام می شود. سپس نشان داده می شود کهVMI تا حد قابل توجهی در پاسخ گویی به نوسانات تقاضا به علت سفارشات تخفیفی[۱۲۱] یا تغییرات قیمت بهتر عمل می کند. در نهایت نیز این مقاله چگونگی پاسخ زنجیره عرضه سنتی و VMI به مدل های خرده فروشی منتخب را شبیه سازی می کند [۵۸].
در سال ۲۰۰۳ یوناه تیان[۱۲۲] و هوی مینگ وی[۱۲۳] بر روی موضوعی با عنوان «کنترل موجودی توسط فروشنده:یک بررسی بر صنعت خوار بار تایوان» کار کردند. مطالعات آنها نشان می دهد که در کشور تایوان در مقایسه با کشورهای غربی صنعت خاروبار فروشی، کندتر خود را با سیستم کنترل موجودی تطابق داده است.به گونه ایی که اولین نمونه اجرای این سیستم در تایوان به سال ۱۹۹۷بر می گردد. آنها ادعا کردند که این اجرای دیر هنگام به دلایل فرهنگ کسب و کار، جریان لجستیک پیچیده و پیچیدگی کانال های توزیع مربوط است. ۷۵% کالاهایی که در بازار خرده فروشی تایوان فروخته می شدند در داخل کشور ساخته می شوند. به دلیل رقابت اندک خارجی، تولید کنندگان خود را در محیطی امن تصور می کنند و در برابر تغییرات مقاومت به خرج می دهند. بازار خرده فروش در تایوان بازاری چند کا ناله است که شامل بازار آزادسنتی(۴۰%)، فروشگاههای رفاهی دولتی(۲۵%)، سوپر مارکت های مدرن(۳۵%) می شوند. این این موقعیت منجر به هزینه های غیر ضروری بالای موجودی برای تولید کنندگان، توزیع کنندگان و خرده فروشان شده است. در سال های اخیر زمانی که دولت تایوان به توصیه سازمان تجارت جهانی[۱۲۴] بازار های داخلی را به سوی واردات گشود. این تحقیق به اهمیت بهبود رقابت پذیری زنجیره عرضه از طریق اتحاد استراتژیک پرداخته است. مطالعه مذکور به این نتیجه می رسد که VMI، نه تنها توانایی کاهش هزینه ها را دارد بلکه سطوح خدمات را بهبود می بخشد و فرصتهای تجاری برای هر دو عضو در زنجیره فراهم می آورد، بنابراین این سیستم موجودی را بعنوان یکی از سیستم های اصلی در اتحاد استراتژیک مطرح می کند [۵۹].
در همان سال، ایگال گرچک[۱۲۵] و ایگون خملنیتسکی[۱۲۶] بر روی موضوعی با عنوان «یک سیستم امانت که تامین کننده قادر به ممیزی گزارشات فروش خرده فروشان نیست» کار کردند. در این مطالعه گفته می شود که روزنامه ها، اغلب از طریق مغازه ها آنهم بصورت امانی بفروش می رسند که طی آن می بایستی چگونگی کنترل موجودی توسط تامین کننده و نحوه تقسیم درآمد مشخص می شود. از آنجا که خرده فروشان مجبور نیستند در ازای نسخه های فروش نرفته، پرداختی داشته باشند لذا ممکن است بعضی از آنها به علت عدم حساسیت، بیشتر از مقدار واقعی تقاضا سفارش بدهند. این مساله، در کوتاه مدت به ناشر صدمه خواهد زد و حتی می تواند بر تصمیمات موجودی او که بر اساس گزارشات فروش های گذشته است موثر واقع شود. دراین تحقیق، یک ساختار پویای تخفیفی برای گزارشگری بهینه خرده فروش که تابعی است از چگونگی تحویل-پاسخ[۱۲۷]، مشابه حالتی است که می توانست در یک سیستم یکپارچه داشته باشد. بنابراین در این شرایط،رفتار غیر صادقانه خرده فروش، در حقیقت، سیستم را مجبور می کند که به صورت بهینه رفتار کند.اگر هم آن روی سکه را در نظر بگیریم، یعنی شرایطی که خرده فروش صادق است، مشکل عدم هماهنگی سیستم وجود دارد و سیستم جدید توجیه پیاده سازی دارد [۶۰].
همچنین در همان سال، دیزنی، پوتر[۱۲۸] و گاردنر[۱۲۹] بر روی موضوعی با عنوان «تاثیر مدیریت موجودی توسط فروشنده بر حجم حمل و نقل» کار کردند. این تحقیق، اثر استراتژی VMI بر حجم عملیات حمل و نقل در زنجیره عرضه را بررسی می کند.VMI، این کار را با تاکید بر تکنیک دسته بندی برای استفاده بهتر از وسایل حمل و نقل انجام می دهد. در این مطالعه، از یک متدولوژی سیستمی برای ایجاد مدل معادلات تفاضلی با سه استراتژی سنتی،ائتلاف درونی[۱۳۰] و VMI استفاد شده است.در این تحقیق دو نتیجه عمده زیر حاصل شده است:
۱-طبیعت کلی مدیریت موجودی در دسته بندی، VMI را قادر می سازد که تقاضای حمل و نقل را بدون تاثیر منفی بر عملکرد کلی زنجیره عرضه، کمینه سازد.
۲-VMI توانایی صرفه جویی در هزینه حمل و نقل طی دوره های کوتاه مدت و بلند مدت را دارد [۶۱].
در سال ۲۰۰۴ ،جرج کوک[۱۳۱] بر روی موضوعی با عنوان «اثربخشی مدیریت موجودی توسط فروشنده در صنعت الکترونیک» کار کرده است. این مطالعه، مدل محدودیت های ارزش را جهت بیان چهار فرضیه راجع به اثر اندازه سازمان، اثر درگیری کارمند و اثر یکپارچگی لجستیکی بر ارزشهای انتظاری VMI در صنعت الکترونیک را به کار بسته است. اغلب یافته ها ،فرضیه ها را تایید می کنند، خصوصا این مورد که اعضای زنجیره عرضه که با سطوح بالای مشارکت و یکپارچگی لجستیکی کار می کنند، شانس بیشتری برای بهره مندی از مزایای VMI دارند.جالب اینکه در این مقاله، گفته می شود که علیرغم این تفکر که سازمان های بزرگ، آسانتر می توانند در جهت قبول و اجرای فن آوری های نوین اقدام کنند ولی VMI در مورد سازمانهای کوچک نیز به بهترین نحو عمل می نماید [۶۲].
در سال ۲۰۰۴ ویکرام جاروفونگسا [۱۳۲]،سیلاسینکایا[۱۳۳] و چونگ یه لی[۱۳۴] بر روی موضوعی با عنوان «در نظر گرفتن ظرفیت انبار و زمان تحویل در تولید انبوه برای یک زنجیره عرضه ساده» کار کردند. این مطالعه، مدل دو سطحی تک قلمی را با توجه به زمان تحویل، جریمه حمل زودهنگام و محدودیت ظرفیت انبار، بررسی می کند. سیستم دوسطحی، شامل انبار و مرکز توزیع است که ظرفیت انبار نیز محدود در نظر گرفته شده است. نویسندگان، معتقدند که این محدودیت، می بایستی صراحتا لحاظ میشده، چرا که محصولات تمام شده(مانند تجهیزات و دستگاه های جانبی کامپیوتر) گران هستند و قبل از انتقال آنها به مرکز توزیع می بایستی در انبار، در شرایط آب وهوایی مناسب نگهداری شوند. با مطالعه شرایط بهینگی مساله، این مطالعه، یک الگوریتم حل با زمان چند جمله ای ارائه می دهد. نویسندگان ادعا می کنند که با پیروی از الگوریتم پیشنهادی، دو نتیجه عمده زیر حاصل می شود:
۱-برنامه تکمیل موجودی با تعیین زمان و مقدار سفارش برای انبار شریک سوم
۲-برنامه ارسال، با تعیین زمان و مقدار حمل به مرکز توزیع
لازم به ذکر است که الگوریتم موردنظر،درجه سه و بر اساس برنامه ریزی پویا می باشد [۶۳].
در سال ۲۰۰۴ جنت شاه[۱۳۵] و مارک گوه[۱۳۶] بر موضوعی با عنوان «تنظیم سیاست های عملکردی رای عرضه رینگ» کار کردند. این مقاله به مدیریت مشارکتی فرایندها در زنجیره عرضه رینگ، شامل مشتری و تامین کننده می پردازد. جهت توسعه دامنه تعمیم و اعتبار نتایج، شرایط کاری مختلف، با متغیرهایی مانند سفارش عقب افتاده، کمینه و بیشینه سطوح موجودی در نظر گرفته شده است. در این مطالعه، یک سری تحلیل و بینش، راجع به مدیریت بهتر تامین کنندگانی که تحت لوای سیاست کنترل موجودی توسط فروشنده رفته اند ارائه شده است. در این تحقیق، نشان داده می شود که جریمه تکمیلی به علت کمبود یااضافه موجودی یا سیاست های بیشینه-کمینه برای موجودی، در حیطه اختیارات مجری است. نویسندگان بیان می دارند که ارتباط بین سیاست عرضه و معیار های عملکردی موردنظر کاملا پچیده و غیر خطی می باشد. به عنوان یکی از نتایج اساسی در این مطالعه، یک رویکرد سلسله مراتبی ساخت یافته که بتواند عرضه رادر جهت دستیابی اعضای مختلف زنجیره به توازن سامان بخشد ارائه شده است. سپس یک مثال عددی جهت نمایش بهتر نتایج آورده شده است [۶۴].
در سال ۲۰۰۵ اس.ام.دیزنی و ام.ام.نعیم[۱۳۷] و آ.پوتر بر روی موضوعی باعنوان «ارزیابی اثر تجارت الکترونیک بر وضعیت زنجیره عرضه» کار کردند. آنها لا استفاده از آنالیز نتایج بدست آمده از بازی آبجو میزان اثر شلاق چرمی را در استراتژی های مختلف زنجیره تامین مورد بررسی قرار دادند.آنها در برسی های خود پنج استراتژی مختلف زنجیره تامین را باهم مقایسه کرده اند. استراتژی اول، زنجیره تامین تامین سنتی از چهار رده که به صورت سری به هم متصل شده اند، تشکیل شده است.استراتژی دوم زنجیره تامین کاهش یافته است. در این زنجیره با استفاده از آی سی تی[۱۳۸] رده خرده فروش از جریان مواد واطلاعات حذف شده است.. استراتژی سوم، فروش الکترونیکی است. در این استراتژی تولید کننده سفارش را به طور مستقیم از مشتری دریافت می کند. در این استراتژی تمامی اعضا زنجیره تامین از میزان فروش نهایی به مصرف کننده اطلاع دارند. در استراتژی چهارم که استراتژی تبادل اطلاعات نام دارد، تمام اعضای زنجیره تامین از میزان فروش نهایی به مصرف کننده اطلاع دارند. آنها از این اطلاعات برای پیش بینی های خود استفاده می کنند. این استراتژی معمولا در زنجیره تامین خوارو بار فروشی مورد استفاده قرار می گیرد. سرانجام پنجمین استراتژی کنترل موجودی توسط فروشنده است. در این پژوهش فرض شده است که فقط توزیع کننده و خرده فروش از این استراتژی استفاده می کنند و انبار و تولید کننده همچنان به صورت سنتی عمل می کنند.استراتژی پنجم ، استراتژی VMI است، که دو تای آخر این شکل سنتی عمل می کندو دو تای اول با VMI کار می کند [۶۵].
در سال ۲۰۰۵، جفری مک کراری[۱۳۹]،بایرون والش[۱۴۰]و ا.ال.هامت[۱۴۱] بر روی موضوعی با عنوان «انواع منابع، فصل و ثبات فرایند تجاری کردن چوب سوختی در ماسایای[۱۴۲] نیکاراگوئه» کار کرده اند. مطابق نظر نویسندگان این مقاله،از ساختار زنجیره عرضه چوب سوختی و اثرات مصرف شهری-مسکونی آن بر تخریب جنگل ها در نیکاراگوئه، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. برای توصیف نزدیک به واقعیت رفتار مصرف چوب سوختی در مناطق مسکونی، موجودی ومقدار تقاضا در بزرگترین بازار چوب سوختی ماسایا طی بارانی ترین ماه سال، یعنی اکتبر(۱۹۹۹) و همچنین طی خشک ترین ماه سال، یعنی می(۱۹۹۹) مورد بررسی واقع شده است. محققان در این بررسی متوجه می شوند که عرضه چوب سوختی ناپایدار است. بدین معنی که از یک طرف، عرضه بر جنگل های طبیعی وابسته است و از طرف دیگر گونه های بسیار متنوعی از درختان عرضه می شوند. البته این در حالی است که حجم بیشتری از درختان مصرفی، مربوط به انواع کمتری از درختان می باشند. بطور خلاصه، در این مقاله، یک استراتژی مدیریتی بر اساس محرک ها برای صاحبان مزارع جهت عرضه نظام مند چوب و جلوگیری از تخریب جنگل ها ارائه می شود [۶۷].
در سال ۲۰۰۵ ماتیاس هالوگ[۱۴۳]، استفن دیزنی، جان هولمستروم و یوهانا اسماروس[۱۴۴] برروی موضوعی باعنوان «همکاری در زنجیره عرضه:توجیه تداوم استراتژی» کار کردند. در این مطالعه، گفته می شود که مفهوم همکاری در زنجیره عرضه از موضوعاتی است که بسیار مورد استقبال محققان قرار گرفته است و مقادیر قابل توجهی در این زمینه نظریه پردازی شده است. مفاهیمی مانند پاسخ کارای مشتری با کنترل موجودی توسط فرشنده و برنامه ریزی، پیش بینی و تکمیل اشتراکی، همه طرح هایی هستند که یک مجموعه استراتژی های همکاری مآبانه را میان شرکای زنجیره عرضه ارائه می دهند. اگر چه در ادبیات مقاله، اشاراتی به جزئیات اجرایی این سیستم ها صورت گرفته ولی از نظر تهیه کنندگان کافی نبوده است، لذا در آن، محاسبه نقطه سفارش، برنامه ریزی توزیع حمل ونقل و پارامتر ها(شامل موجودی هدف، نقطه سفارش، برنامه توزیع، موجودی تخصیصی و…)جهت به کارگیری VMI مشخص شده اند. در نهایت نیز منافع حاصله در پی اجرای این تکنیک با توجه به متغیر هایی که معرف شرایط هستند نشان داده می شود [۶۸].
در سال ۲۰۰۵ یولیانگ یائو[۱۴۵]، فیلیپ اورس[۱۴۶] و ماتین درسنر[۱۴۷] بر روی موضوعی با عنوان «یکپارچه سازی زنجیره عرضه در مدیریت توسط فروشنده» کار کردند. این مقاله، یک مدل تحلیلی را ارائه می دهد. این مدل، جستجو می کند که چگونه تنظیم پارامتر های مهم زنجیره عرضه در سیستم های نظیر VMI، باعث صرفه جویی در هزینه ها می شود. نتایج نشان می دهد که مزایا، در قالب کاهش هزینه موجودی، متناسب با نسبت هزینه های سفارش دهی تامین کننده به خرده فروش و همچنین نسبت هزینه های جابجایی تامین کننده به خرده فروش حاصل می شود.[۶۹].
در سال ۲۰۰۵ چینگ چی لی[۱۴۸] و مارتین درسنر، بر روی موضوعی با عنوان «چه کسی می بایستی کنترل موجودی در زنجیره عرضه را بر عهده بگیرد؟» کار کردند. بامشاهده محبوبیت اخیر VMI در زنجیره عرضه، این مقاله وجاهت و مقبولیت این مکانیزم رادر مساله پسر روزنامه فروش[۱۴۹] بررسی می کند. این گونه شروع می کند که زنجیره عرضه در یکی از دو صورت زیر اجرا می شود:
۱-شیوه سنتی، که در آن خرده فروش دست پایین، کنترل موجودی را در دست دارد.
۲-شیوه نوین، که در آن مسئولیت کنترل موجودی به فروشنده دست بالا محول می شود.
در این مقاله، به مطالعه جزئیات اجرایی در چندین کشور و صنعت پرداخته شده و نتیجه گیری شده که رشد آرام این نوع سیاست ها تا به امروز، ممکن است به دلیل فقر درک مشترک از این سیاست ها و مشکل یکپارچه کردن همکاری های خارجی با تولید داخلی و کنترل موجودی باشد. در این مطالعه، طرح های همکاری مآبانه ای با استفاده از مفهوم مقیاس مخزن آب، طبقه بندی شده و رفتار پویا و خصوصیات کلیدی آنها بحث می شود.این مقاله همچنین مطالعات موردی مربوط به شرکت های موفق و غیرموفق در اجرای این سیاست ها را جهت تشریح بهتر موضوع آورده است. در این مطالعه نتیجه گیری می شود که کارایی همکاری در زنجیره عرضه، بر دو عامل تکیه دارد:
۱-میزان یکپارچگی عملیات داخلی وخارجی
۲-میزان تلاش وبررسی در زمینه های پراکندگی جغرافیایی، مدل تقاضا و خصوصیات محصول [۷۰].
در همان سال، آلبرتو[۱۵۰] فلیس و النا زامولو[۱۵۱] بر روی موضوعی با عنوان «از یک سیستم تکمیل سنتی تا مدیریت موجودی توسط فروشنده: مطالعه موردی در بخش لوازم خانگی برقی» کار کردند. این تحقیق نشان می دهد که کنترل موجودی توسط فروشنده به خوبی می تواند در بخش لوازم خانگی برقی نیز مورد استفاده قرار گیرد. سوژه مورد بررسی در این مقاله، شرکت الکترولوکس[۱۵۲] ایتالیا می باشد .رویکرد، بدین صورت است که چگونگی اجرای این تکنیک، ابتدا ارائه و سپس تحلیل می شود. در مرحله تحلیل فرآیندهای مختلف (شامل پیش بینی فروش،پیش بینی ظرفیت مورد نیاز و برنامه ریزی اصلی) در دو حالت با هم مقایسه می شود. در کل، نتیجه گیری این مقاله بدین گونه است که فرکتایل[۱۵۳] مورد استفاده در مساله پسر روزنامه فروش برای تعیین سطح بهینه ذخیره، اغلب می تواند به عنوان میزانی برای دستیابی سریع به مزایای مکانیزم جدید به کار برده شود. به علاوه نشان داده می شود زمانی که فرکتایل بحرانی فروشنده بزرگتر از خرده فروش است؛ پذیرش سیستم جدید هماهنگی کمتری را سبب می شود. مطالعه مورد نظر در نهایت به یک سری قوانین تقسیم ریسک اشاره می کند.[۷۱].
دی بی تسائو[۱۵۴] و احمد روشدیان سیاه[۱۵۵] نیز در همان سال بر روی موضوعی با عنوان «یک مدل یکپارچه مسائل تحویل دوره ای برای زنجیره عرضه ماشین وندینگ» کار کردند. در این مقاله یک مدل مساله مسیر یابی موجودی و روشهای حل آن در زنجیره عرضه ماشین دوخت در شرایطی که سیاست کنترل موجودی VMI حاکم است ارائه می شود.مدل IRP ارائه شده بر اساس مساله موجود مسیریابی دوره ای ناقل با پنجره های زمانی ساخته شده و هدف این مدل کمینه کردن مجموع هزینه های موجودی و حمل و نقل با فرض دوره m روزه است. فراوانی بازدید به صورت یک متغیر تصادفی در نظر گرفته شده است. در این تحقیق تلاش شده تا تعداد بازدید های هر خرده فروش ،به طور همزمان در کنار مسیر وسایل حمل و نقل بهینه شود تا بهترین توازن بین هزینه های موجودی و حمل و نقل به دست آید.
در بین کارهایی که از نیمه دوم دهه ۹۰ با مرکزیت و محوریت VMI به عنوان موضوع نگاشته شده است، یک تقسیم بندی به شرح زیر وجود دارد:
۱-پرداختن به مباحث مدیریتی غیرمحض و کاربردی با رویکرد شبیه سازی که موارد گفته شده معمولا در این حیطه قرار می گیرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.