بررسي رابطه استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي مجازي- قسمت 14

فضا و مکان فعالیت اقتصادی پراکنده می‌شود اما اقتصاد در سطح جهان هماهنگ و یکپارچه می‌شود. به شیوه‌ای که در مجموع از اهمیت جا و مکان انجام فعالیت اقتصادی کاسته می‌شود اما در عین حال نقش راهبردی شهرهای اصلی افزایش می‌یابد.
كاستلز معتقد است‌: در “جامعه‌ي ‌شبكه‌اي‌ مفاهيم‌ زمان‌ و مكان‌ معاني‌ تازه‌اي‌ پيدا كرده‌اند كه‌ با معاني‌ سنتي‌ آن‌ در جوامع‌ ماقبل‌ مدرن‌ و يا حتي‌ صنعتي‌ تفاوت‌ آشكار دارد. انتقال‌ آني‌ اطلاعات‌، داده‌ها و سرمايه‌ها و امكان‌ ارتباط همزمان‌ ميان‌ افراد در نقاط مختلف‌، عملاً فواصل‌ زماني‌ را از ميان‌ برداشته‌ است‌ و نظم‌ طبيعي‌ دوران‌ قديم‌ يا چارچوب‌هاي‌ مكانيكي عصر صنعتي‌ را به‌ كلي‌ دگرگون‌ ساخته‌ است‌. مكان‌ نيز به‌ نوبه‌‌ي خود با مفهوم‌ دسترسي‌ يا عدم‌ دسترسي‌ به ‌اطلاعات‌ و ابزار انتقال‌ و پردازش‌ آن‌ ارتباط پيدا كرده‌ است‌ و حضور در مكان‌ معناي‌ تازه‌اي‌ به‌ خود گرفته‌ كه ‌مي‌تواند تعيين‌ كننده‌ي‌ ارتباط و اتصال‌ شخص‌ به‌ جامعه‌ي‌ شبكه‌اي‌ و يا طرد و حذف‌ او از اين‌ مكان‌ فراگير و در عين‌ حال‌ انحصاري‌ به‌شمار آيد”.
طبق فرضیه‌ي کاستلز، جامعه‌ي شبکه‌ای یعنی ساختار اجتماعی غالب و مسلط در عصر اطلااعات كه حول شکل‌های نوین زمان و فضا سازمان می‌یابد. زمان بی زمان و فضای جریان‌ها و گردش اطلاعات. منظور کاستلز از زمان بی زمان استفاده و به کار گرفتن بی‌وقفه و مدام فناوری اطلاعات و ارتباطات نوین برای از بین برداشتن زمان، فشردن سال‌هاو تبیل آنها به دقیقه‌ها و فشردن دقیقه‌ها در غالب لحظه‌ها است.
کاستلز در عین حال می‌گوید که بسیاری از مردم جهان کماکان بر اساس ساعت زیست شناسی کار و زندگی می‌کنند اما کارکردهای اغلب گروهای اجتماعی در زمان بی زمان است.
مکا‌ها کماکان کانون زندگی روزمره و نظارت سیاسی و اجتماعی و منشاء فرهنگ و عامل انتقال تاریخ هستند. اما این جریان‌ها هستند که مکان‌ها را در بر گرفته‌اند و بر آنها مسلط شده‌اند.
به نظر کاستلز قدرت سیاسی از دولت- ملت‌ها و نظام‌های دموکراتیک به رسانه‌ها و سایر تولیدات فرهنگی انتقال یافته است.
به اعتقاد کاستلز در رسانه‌های جدید ارتباطی امکانات و قابلیت‌های نو و دموکراتیک برای ارتباطات و مشارکت وجود دارد. این امکانات، توان و ظرفیت بالقوه‌ي ایدئولوژی غالب را برای اعمال سلطه محدود می‌سازد. در عوض افراد قادر خواهند بود تا جهان‌های مجازی خود را بسازند که پایه‌ي دموکراتیک شدن تصورات و باورهاست (كاستلز؛ 1380).
اين چارچوب نظری به ما کمک می‎کند تا پيش از ورود به بحث شبكه‌هاي اجتماعی كه به لحاظ ماهيتي، ماهيتاً کاربردهايی بسيار فراتر از يک ارتباط ساده از طرق چت، ايميل و وبلاگ فراهم می‎کنند، با کارکردهای جماعت‌ها و گروه‎های اينترنتی آشنا شويم.
با اين توصيف، شكل‌گيري و توسعه‌ي زندگي در اجتماعات شبكه‌اي اعم از برخط و كنارخط نسبت به گروه‌هاي سنتي تفاوت‌هاي آشكاري دارد كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

  1. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي كامپيوتري، توان اتصال با تعداد بزرگتري از گروه‌هاي اجتماعي را فراهم مي‌آورد، در حالي‌كه ميزان گرفتار شدن در هر يك از اين گروه‌ها را كاهش مي‌دهد.
  2. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، كنترل هريك از گروه‌هاي اجتماعي را كاهش مي‌دهد، و در عين حال تعهد هر يك از گروه‌ها را نيز نسبت به تأمين يك وضعيت خوب شخصي پايين مي‌آورد.
  3. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي ايجاب مي‌كند كه افراد به‌طور فعال شبكه‌هاي تكه تكه شده و پيوندهاي تنك بافت را نگه‌دارند. در مقابل، در گروه‌ها، براي افراد راحت‌تر است كه كنار بنشينند و بگذارند پويايي گروه و ساخت‌هاي فشرده‌ي متراكم بافت، كار را انجام دهند. به همين دليل است كه احتمال مقاومت شبكه‌هاي دوستي در مواقع سرريز شدن بسيار كمتر از شبكه‌هاي خويشي است.
  4. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، نسبت تعامل‌ها را از تعامل‌هاي مبتني بر ويژگي‌هاي انتسابي افراد در بدو تولد- نظير سن، جنسيت، نژاد و قوميت- به سمت تعاملات مبتني بر ويژگي‌هاي اكتسابي در طول زندگي- نظير سبك‌هاي زندگي، هنجارهاي مشترك و علايق داوطلبانه- سوق مي‌دهد.
  5. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، مي‌تواند پيوندهاي متقاطع بين‌گروهي را كه گروه‌هاي اجتماعي را متصل و منسجم مي‌سازد، بسط دهد. به جاي اينكه چنين گروه‌هايي در جعبه‌هاي كوچك به‌شدت در هم تنيده، منزوي باشند.
  6. زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، مي‌تواند گزينه‌ها را افزايش دهد؛ در حالي كه عضويت‌هاي گروهي قابل لمس را كه احساس تعلق ايجاد مي‌كنند، كاهش مي‌دهد.
  7. و بالاخره اين‌كه، زندگي در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، هويت و فشارهاي تعلق به گروه‌ها را كاهش مي‌دهد، در حالي كه فرصت، امكان، جهاني‌شدن و عدم قطعيت را از طريق مشاركت در شبكه‌هاي اجتماعي، افزايش مي‌دهد ( دوران؛ 1384: 8-27 ).

در نتيجه، توانايي شبكه‌هاي مجازي در اتصال مردم به يكديگر، براي همسايگي بلا واسطه و گروه سازماني، مي‌تواند مبنايي براي همبستگي مكانيكي پيوند‌هاي بين گروهي را كه دوركيم آرزويش را داشت و هرگز نديد، فراهم آورد ( Hampton & Wellman 1999 ).
فصل سوم
روش تحقیق
مقدمه
در طول سالیان و از ابتدای حیات بشر ، انسان همیشه با تحقیق سروکار داشته است . آنچه در اینجا اهمیت دارد آنکه تحقیقی می‌تواند راهگشا باشد که بر اساس اصول و موازین علمی صورت پذیرد.
تحقيق از ديرباز با آدمی همراه بوده است و در طول تاريخ به شيوه‌ها و روش‌های مختلفی آن‌را انجام داده است. چنانچه انسان با تحقيق آشنا نمی‌شد و اقدام به انجام آن نمی‌کرد آيا دانش و علم انسان تا بدين پايه‌ي امروزی بود؟! مسلماً پاسخ منفی است. بنابراين تحقيق هم از ديدگاه فردی و هم از ديدگاه اجتماعی يک ضرورت است و انسانی که جستجو و تحقيق را در زندگی خود نداشته باشد، تصوری از رشد و تکامل هم برای او نمی‌توان داشت. علاوه براين ضرورت انجام تحقيق از ديدگاه علمی نيز انکار ناپذير است چه “تحقيق را مايه‌ي حيات علم دانسته‌اند” و بدون انجام تحقيق، علم همچون آبی که در جایی مانده باشد دچار گنديدگی و تبديل شدن به لجنزار خواهد شد.
برای درک هر فعالیت پیچیده لازم است زبان و رویکرد افرادی را که به پیگیری آن موضوع می‌پردازند یاد بگیریم . این کار یعنی درک علم و پژوهش علمی. ما چون می‌خواهیم مسأله‌ای را حل کنیم حداقل به طور نسبی باید زبان علمی و رویکرد علمی مناسب در رابطه با حل مسأله را بدانیم.
عدم شناخت ناشي از استفاده از روش‌هاي نامناسب جمع‌آوري و تحليل اطلاعات، باعث ناشناخته ماندن مشكلات از ديد مخاطبان مختلف، كارآمد نشدن ذي‌نفعان در تحليل و اولويت بندي مشكلات و راهكارها، درگير نشدن آن‌ها در برنامه‌ريزي و عواقب نامطلوب در انجام برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی مي‌شود.
1-3) روش پیمایشی و کاربرد آن
تحقيق پيمايشي (survey) يا زمينه‌يابي از جمله مهم‌ترين روش‌هاي تحقيق در علوم‌اجتماعي به شمار مي‌روند كه از كاربردهاي فراواني در حوزه‌ي مطالعات اجتماعی برخوردار هستند.
پيمايش، روشي است براي بدست‌آوردن اطلاعاتي در باره‌ي ديدگاه‌ها، باورها، نظرات، رفتارها، انگيزه‌ها يا مشخصات گروهي از اعضاي يك جامعه. اين روش آماري است كه از راه انجام تحقيق و پژوهش علمي ميسر مي‌شود. همچنين پيمايش را مي‌توان روشي علمي در تحقيقات اجتماعي قلمداد كرد كه شامل، روش‌هاي منظم و استاندارد براي جمع‌آوري اطلاعات درباره‌ي افراد، خانواده‌ها يا مجموعه‌هاي بزرگ‌تري از گروه‌هاي مختلف جامعه است. در حقيقت پيمايش را مي‌توان هم به ابزار استفاده براي جمع‌آوري داده‌ها و هم به فرايند‌هاي بكار گرفته شده هنگام بهره‌گيري از آن ابزار تلقي كرد.
پيمايش يك فرايند پژوهشي است كه به منظور جمع‌آوري اطلاعات درباره‌ي اين موضوعات كه: مردم چه مي‌دانند؟ چه فكر مي‌كنند؟ چه كاري انجام مي‌دهند؟ و… انجام مي‌پذيرد.
پژوهش‌هاي پيمايشي مي‌‌توانند در سه سطح انجام‌پذيرند كه شامل توصيف، تبيين و كشف هستند.
پژوهش حاضر نیز در دو بخش مطالعاتی و عملیاتی صورت‌ گرفته‌است که بخش اول آن به روش اسنادی و کتابخانه‌ای و در بخش دوم نیز از روش پیمایشی بهره جسته‌است.
سطوح مورد استفاده در اين پژوهش، تلفيقي از سطوح توصيفي و تبييني است. ابتدا براي جمع‌آوري مطالب و مباحث مربوط به شبکه‌های اجتماعی و هويت دینی از طريق روش اسنادي به بررسي منابع مربوطه پرداخته شده‌است و مطالب مربوط با هدف به كارگيري مناسب در امر تحقيق مورد توصيف، تبيين و تفسير قرار گرفته‌اند. سپس در مرحله‌ي دوم از روش پيمايش استفاده شده‌است و از طريق ابزار پرسشنامه به جمع‌آوري اطلاعات در مورد جامعه‌ي مورد مطالعه اقدام نموده، سپس با استفاده از آمار استنباطي براي بررسي نوع رابطه و شدت ارتباط متغيرها با يكديگر به آزمون فرضيات مطرح شده در طول تحقيق پرداخته شده است.
2-3) جامعه‌ي آماری
جامعه‌ي آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه‌های تهران تشکیل می‌دهند. طبق آخرین آماری که در تاریخ 11 مردادماه 1390 از مؤسسه‌ي پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی دریافت شد، تعداد کل دانشجویان شهر تهران در سال تحصیلی 89-1388؛ 471 هزار و 483 نفر بوده‌اند که از این تعداد، 250 هزار و 892 نفر را دانشجویان خانم و 220 هزار و 483 نفر را دانشجویان آقا تشکیل داده‌اند.
در این میان سهم دانشجویان دانشگاه‌های دولتی 325 هزار و 583 نفر شامل 166 هزار و 489 دانشجوی دختر و 159 هزار و 374 دانشجوی پسر بوده است و سهم دانشگاه‌های غیر دولتی 145 هزار و 620 نفر شامل 84 هزار و 403 دانشجوی دختر و 61 هزار و 217 دانشجوی پسر می‌باشد.