طراحی مدل تشخیص فرصت های کارآفرینانه در دانشگاه مطالعه موردی دانشگاه شاهد- قسمت ۸

*عوامل جمعیت شناختی
اجرا
*اکتساب منابع
*طراحی سازمان
شکل ‏۲‑۷: فرصت های کارآفرینانه؛ شین ، ۲۰۰۳
همانگونه که در شکل صفحه بعد نشان داده شده است، فرآیند کارآفرینی با این فرض که فعالیت کارآفرینانه نظامیافته و منظم است، شروع میشود. ترتیبی که فعالیت کارآفرینانه رخ میدهد به این صورت است: قبل از آنکه فرصت‌ها شناسایی شوند، منابع فرصت باید منجر به ظهور آنها شود. برای اینکه ارزیابی صورت گرفته و تصمیم در مورد بهرهبرداری از فرصت‌ها گرفته شود، این فرصت‌ها باید شناسایی شوند. برای اینکه منابع جمعآوری شوند، تصمیم در مورد بهرهبرداری از فرصت‌ها باید اتخاذ شود. برای اینکه منابع در یک شکل جدید، ترکیب مجدد شوند(فرآیند سازماندهی)، منابع باید جمع آوری شده باشند. برای اینکه رویکرد کارآفرینی به بهره برداری، منجر به سازماندهی یک موجودیت جدید شود، کارآفرین باید برای بهره برداری از فرصت، به صورت ضمنی یا صریح برای خود یک استراتژی را در نظر بگیرد. برای اینکه این عملکرد اتفاق بیافتد، تلاش برای بهره برداری از فرصت باید در یک موجودیت جدید سازماندهی شود (همان منبع).
وجود فرصت
تصمیم بهبهره برداری از فرصت
تخصیص منابع
کشف
فرآیند سازماندهی
عملکرد
استراتژی کارآفرینانه
شکل ‏۲‑۸: شین، ۲۰۰۳
با توجه به مدل فوق، درمی‌یابیم که شین فرصت کارآفرینانه را چیزهایی قلمداد می‌کند که در حال حاضر دارای موجودیت هستند و یک کارآفرین صرفاً با کشف و شناسایی آنها، و پایه ریزی یک استراتژی توسعه فرصت، می‌تواند این فرصت‌ها را به کار گیرد و خروجی داشته باشد.
مدل مفهومی اوزگون و بارون[۱۱۰]
در مطالعات و تئوریهای کارآفرینی (به ویژه در تئوری کشف فرصت) این توافق وجود دارد که اطلاعات نقش اساسی را در شناخت فرصتها بازی میکند. به عبارت دیگر برای شناخت فرصتهای کارآفرینانه، یک کارآفرین میبایست در مورد یک صنعت خاص، تکنولوژی، بازارها، قوانین دولتی اطلاعاتی را درک، جمعآوری، تفسیر و استفاده نماید. با وجود اینکه میتوان منابع مختلفی را برای این اطلاعات برشمرد، اوزگون و بارون(۲۰۰۷) با معرفی و آزمایش مدل خود چهار متغیر اصلی و دو متغیر مداخلهگر را در شناخت فرصتهای کارآفرینانه معرفی کردهاند که به آن ها اشاره میکنیم:
اتکا به خانواده و دوستان
اتکا به مربیان
اتکا به اطلاعات شبکه صنعت
شرکتدر اجتماعاتحرفه ای
خودکارآمدی
الگو
کشف فرصت
شکل ‏۲‑۹: مدل کشف فرصت؛ اوزگان و بارون، ۲۰۰۷
مدل واقلی و ژولین، تشخیص یا ساخت فرصت[۱۱۱]:
واقلی و ژولین در تحقیقی به دنبال این موضوع بودند که آیا فرصتها تشخیص داده میشوند یا اینکه ساخته میشوند آنها منبع تشخیص فرصت را روانشناسی شناختی میدیدند که اطلاعات بر پایه یک شبکه الگو یا مدل الگوریتمی پردازش میگردد و پردازش اطلاعات کارآفرینان بر اساس یک سیر اصولی شکل میگیرد و منبع ساخت فرصت را روانشناسی رشد میدانستند که متکی بر مدل آزمون و خطا یا اکتشافی میباشد. کارآفرینان اطلاعات را در یک سیر تفسیری پردازش مینمایند و واقعیت را با استفاده از اطلاعات محیط میسازند. چشمانداز امروز در شناسائی فرصت بر اساس تئوریهای مکتب اتریش و کارهای انجام شده توسط شومپیتر و کرزنر میباشد. دید شومپیتری از هستیشناسی فرصتهای کشف شده پیروی میکند. دید کرزنری تمایل به سوی هستیشناسی پیشنهاد شده توسط مشاهده فرصت دلالت دارد(دوتا و کلروسان۲۰۰۵)[۱۱۲]. واقلی و جولین بیان نمودند که پردازش اطلاعات کارآفرینانه منجر به تشخیص فرصت میگردد لذا عوامل ذیل را در پردازش اطلاعات مهم میدانستند
بصیرت و شهودشهود میتواند به عنوان تجزیه کننده از جمود به سر زندگی دیده شود(سیمون،۱۹۹۱)[۱۱۳]. روانشناسان مکتب شناختی شهود را در فضای کشف یا بصیرت تعریف نمودهاند و از آن به عنوان دیدن و درک طبیعت درونی هر چیز موجود یاد میکنند. خصوصا شهود را به عنوان دانستن بیواسطه از برخی چیزها بدون استفاده آگاهانه از استدلال تعریف نمودهاند. بصیرت بخشی از فرایند ذهنی بسط یافته می باشد[۱۱۴]. بصیرت براساس آمادهسازی دورههای پیشین آمادهسازی آگاهانه میباشد و نیاز به یک دوره نهفتگی دارد تا طی آن اطلاعات به طور موازی در ضمیر ناخودآگاه پردازش شوند و در دوره ارزیابی آگاهانه مورد بهرهبرداری قرار گیرند.
دانشدانش به عنوان اطلاعات ترکیب یافته با تجربه، مفهوم، تفسیر و تفکر تعریف میشود. فهم مرز بین اطلاعات و دانش در یک زمان ممکن سخت میباشد. هر دو خیلی با ارزش هستند و بیشتر شامل ورودی انسان به جای دادههای خام میباشند(داونپوزت و همکاران۱۹۹۸)[۱۱۵].
اطلاعات و اطلاعات با ارزشاطلاعات به معنی تغییر دادن تصویر ذهنی میباشد(دفت و لنگل۱۹۸۶)[۱۱۶]. اطلاعات با ارزش را به عنوان قابلیت اطلاعات در تغییر درک در یک بازه زمانی تعریف نمودهاند. تعاملات ارتباطی مسائل مبهم را روشن مینماید یا جهت تغییر درک یک موقعیت با ارزش بکار گرفته میشود(دوناکا و تاکیجی،۱۹۹۵)[۱۱۷]. دو بعد فلسفی متمایز مرتبط با اطلاعات وجود دارد، اول بعد هستیشناسی که فرایند محاوره ای است که از تبادل فردی که اطلاعات را ترکیب مینماید و دانش جدید ایجاد میکند با گروهی که به عنوان تقویتکننده و انتشاردهنده دانش عمل میکنند به وجود میآید. دوم بعد معرفت شناختی است که بین اطلاعات صریح و ضمنی تمایز ایجاد میکند(پولانی،۱۹۹۶)[۱۱۸].
طرح ها ودست نوشته هااگر اطلاعات را بتوان درون ساختار دانش موجود به شدت سازمان یافته و دارای ارتباط درونی ادغام نمود آنگاه اطلاعات تاثیری شگرفی بر جای خواهد گذاشت(کیسلر و اسپرول،۱۹۸۲)[۱۱۹] به دلیل محدودیت ظرفیت پردازش اطلاعات، دقت درخواست اطلاعات (اطلاعات برجسته) تنها با ساختار دانش سازمان یافته امکانپذیر خواهد بود در غیر این صورت اطلاعات متناقض تمایل به کم شدن و فراموش شدن دارند. به عبارتی دیگر اعضاء سازمان از تمامی نشانههای اطلاعاتی جهت تصمیمگیری چگونه رفتار کردن را پردازش نمیکنند، بلکه بر اساس مجموعه طرحهای شخصی و رضایت طرفین دستنوشته ها را درک میکنند. در نهایت دستنوشتهها را میتوان به عنوان فهرستی آماده از دانش ضمنی جهت تحمیل ساختار بالایی و انتقال به معنی استفاده نمود(گیویال۱۹۸۶)[۱۲۰]. هدف واقلی و ژولین بررسی پردازش درک اطلاعات کارآفرینانه برای درک اینکه کارآفرینان چگونه فرصتها را شناسائی میکنند بود لذا آنها بر روی دید پردازش اطلاعات تمرکز کردند. یک زنجیره الگوریتمی– اکتشافی را به عنوان پایهای برای یکپارچهسازی دو دیدگاه به ظاهر متضاد را نشان دادند. این مدل چارچوبی برای پردازش اطلاعات کارآفرین و شناسائی فرصت ارائه مینماید که ترکیبی پویا از اطلاعات اکتشافی الگوریتمی میباشد.
الگوریتمی
تجربه،فرمولها،الگوها، عدماطمینان،حلمشکل، گفتگو
در سطح رقابت
اشتراک اطلاعات
منابع رسمی
در دسترس بودن اطلاعات قوی
ساختار سازمانی
فرهنگ اعتماد
مرز فعالیتهای پوششی

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.