پایان نامه مدیریت در مورد : مداخله ها و حوزه های فعالیتمدیریت یکپارچه شهری :

مداخله ها و حوزه های فعالیتمدیریت یکپارچه شهری :

مداخله ها و حوزه های فعالیت مدیریت یکپارچه شهری را می توان به چهار دسته عمده تقسیم کرد. این چهار دسته شامل موارد زیر می باشند:

  • مداخله نوگرایانه :

    این نوع مداخله متاثر از نظریه های شهرسازان قرن نونزدهم نظیر اوئن ، فوریه ، ریچاردسون ، کابه و پرودون است . هدف از این نوع مداخله ، ارتقای سطح بهداشت و سلامت ، افزایش کارایی و بالا بردن زیبایی در سطح شهر است . این نوع مداخله سعید در رفع مسائل و مشکلاتی نظیر : وجود آشفتگی در فعالیت های شهری ، نبود نظم در شهر ، وجود تراکم های بیش از حد بخصوص در بافت کهن شهر ، عدم برخورداری از نور کافی و فضای سبز و نبود زیبایی در مناظر شهری دارد . (حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

  • مداخله فرهنگ گرایانه :

این نوع مداخله متاثر از نظریه های پیش شهرسازان قرن نونزدهم چون راسکین ، موریس ، سیته و ریمون آنون است. هدف از این نوع مداخله ، زنده کردن ارزش های فرهنگی گذشته در شهر ، تکیه بر رشد شهر بر اساس اشکال کهن ، توجه به ارزش های زیبایی شناختی شهرهای کهن ، به حداقل رسیدن دخل و تصرف در بافت های با ارزش ، ارزش دادن به کل و بالا بردن جذابیت و آرامش در شهرها می باشد. (حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

  • مداخله فرانوگرایانه :

این نوع مداخله متاثر از نظریه های شهر سازی دهه شصت قرن بیستم میلادی به بعد می باشد . مداخله فرانوگرایانه می تواند تلفیقی از مداخله نوگرایانه و مداخله فرهنگ گرایانه باشد که از افراط و تفریط دو نوع مداخله فوق بکاهد . محور اصلی این مداخله ، حفظ تار و پود  بافت کهن در کنار دگرگرنیهای کالبدی – فضایی شهر است.(حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

  • مداخله مردم گرایانه :

این مداخله متاثر از نظریه های شهر سازی مشارکتی دهه های آخر قرن بیستم میلادی است که هدف آن ، بالا بردن میزان مشارکت مردم در تغییرات ساماندهی فضایی شهر است. این مداخله ، مخاطبان اصلی هر نوع مداخله ای را مردم و ساکنان محدوده های مورد عمل می دانند بنابراین قبل از هر گونه مداخله ای ، باید به نظریه های مردم توجه داشت و پس از بررسی آنها ، مداخله در بافت باید با همکاری مردم صورت گیرد. مداخله مردم گرایانه ، نظریه تداوم را در تکامل می بیند. به سخن دیگر سر در گذشته و رو به آینده دارد و بیش از طراحی به برنامه ریزی می اندیشد ، برنامه ریزی که در آن مردم منطقه اساسی را در ساماندهی شهری بازی می کنند. از این رو می توان نتیجه گرفت اگر چه در هسته مرکزی شهر مداخله از نوع مردم گرایانه ، جهت مرمت و بهسازی بافت فرسوده صورت می گیرد. (اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

پایان نامه - مقاله - متن کامل

  • مشارکت مردم در مدیریت یکپارچه شهری :

مشارکت مردم در زمینه های مختلف می تواند فضا و زمینه مناسبی را برای اجرای موفق مدیریت یکپارچه شهری فراهم اورد. به همین دلیل در ادامه به این مهم پرداخته شده است.

  • سیر تحول مشارکت مردمی در برنامه ریزی شهری :

مشارکت اگر چه به معنای عام ، از دیرباز با زندگی انسان پیوند داشته است به معنای جدید آن در عرصه ی سیاست و برنامه ریزی ، پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده است . هر چند از سال های نخست پس از جنگ جهانی دوم ، که برنامه ریزی شهری و تهیه ی برنامه های شهری در کشورهای صنعتی اروپا و آمریکا رواج یافته بود ، همواره ضرورت نظر خواهی از مردم و مشارکت آن ها در برنامه ریزی مطرح بوده است، ولی ضعف موجود در شیوهی نظرخواهی و گاه بی اعتقادی بعضی از طراحان و برنامه ریزان به فواید آن ، سبب شد که مشارکت شهروندان با کیفیت مطلوبی در برنامه ریزی ها تحقق نیابد . در نتیجه ، برنامه هایی که تهیه می شد کم تر با نیازهای جامعه انطباق داشت و کم تر به اجرا و عملنزدیک می شد . از اواخر دهه ۱۹۵۰ م ، مفهوم مشارکت به منزله ی مفهوم مهمی در مباحث توسعه ی اقتصادیو به دنبال شکست برنامه های اقتصادی مطرح شد و در نتیجه ی ازریابی برنامه های اجرا شده ، مشخص شد که فقدان مشارکت های مردمی در طراحی ، اجرا و ارزیابی برنامه ها ، زمینه ی ناکامی آن ها را فراهم کرده است و برنامه ی توسعه بیش از آن که در خدمت محرومان و نیازمندان باشد که گروه های هدف محسوب می شوند ، در نهایت به تشدید فقرو نابرابری دامن زده است. (اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

بنابراین مفهوم مشارکت در واکنش به نارساییدر برنامه های شهری ،به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت ؛ چرا که در واقع تا دهه ۱۹۶۰ م. وسایل اولیه برای توانمندی عموم برای ابراز نظر از طریق جریانات عادی نمایندگان مردم که از سوی آنان بیان منافع در دولت مرکزی محلی انتخاب می شدند ، صورت گرفت. در این دوران نظر خواهی از مردم درباره ی برنامهای شهری،در مرحله ی پایانی و پیشرفته کار نجام می گرفتکه البته در آن مرحله اعمال تغییرات اساسیدر برنامه بسیار دشوار می نمود.

از دهه ۱۹۶۰ همراه با گسترش بی رویه ی شهرها ، نیاز به سازوگار موثر مشارکت علاوه بر روش های سنتی پیشین ، افزایش یافت ، در این دوره قوانین متعددی مبتنی بر مشارکت مردم تصویب شد که ماهیت فرآیند های تصمیم گیری شهری را تغییر داد. مفهوم مشارکت در نیمه نخست دهه ی ۱۹۶۰ م. در انگلستان و آمریکاصورت رسمی به خود گرفت . در اواخر دهه ی ۱۹۶۰ و اوایل دهه ی ۱۹۷۰ ، به دنبال انتقادات مبتنی بر بی توجهی به نیازهای واقعی شهر و مردم شهر در برنامه ها ، منشاء اصلی چنان نارضایتی هایی همچنان بی توجهی به مشارکت مردم در مراحل مختلف تهیه و اجرای برنامه ها بود ، بدین ترتیب ، نقش مشارکت مردم در توسعه ی جوامع به عنوان موضوع اساسی مورد توجهتصمیم سازان و تصمیم گیران قرار گرفت. امروزه در اغلب کشورها مشارکت شهروندان جزء جدایی ناپذیر فرآیند برنامه ریزی شهری است و این اتفاق نظر وجود دارد که به علت پیچیدگی ها و گوناگونی در شیوه ی زندگی مردم ، نهادهای مردم سالار جامعه امروز که به عنوان بخشی از فرآیند دوران نوباوری شکل گرفته اند ، لازم است با مشارکت مستقیم شهروندان تکمیل شوند و نقش حضور مردم را در فرآیند تصمیم گیری وبرنامهریزی تثبیت کند. (سعیدیان ، ۱۳۸۸)

بنابراین بهترین کار آن است که مردم در مراحل تصمیم گیری برنامه های شهری و در واقع در تعیین سرنوشت خویش حضور و دخالت آگاهانه داشته باشند ؛ چرا که امروز مشارکت مردمی ازالزامات زندگی شهری به شمار می رود.

  • تعریف مشارکت مردمی :

مشارکت درگیری داوطلبانه مردم در ساخت و اخذ تمامی تصمیماتی است که مستقیماً زندگیشان را تحت تاثیر قرار می دهد همچنین در کلیه فعالیتهایی که خانوارهای کم درآمد یا بدون کمک دولت در جهت بهبود وضع زندگی خود انجام می دهند . (شیخی ،  ۱۳۷۶ )

مشارکت عمومی یک حس واقعی و اصیل مسئولیت جمعی و حس وابستگی به جامعه را خلق می نماید و این امر به نوبه   خود سبب درگیر شدن فعالانه مردم در مشارکت و اجرای طرح ها می گردد.

در تعریف بانک جهانی از مشارکت چنین آمده است : مشارکت فرآیندیاست که از طریق آن  بهره وران کنترل خود را بر روند برنامه های توسعه و تصمیمات و منابعی که مرتبط با برنامه است با هم تقسیم می کنند . به تعبیری مشارکت روشی برای دفاع از منافع گروه های مردمی و افراد است و ابزاری برای برآورده ساختن احتیاجات آنانی است که معمولاً سازمان های بزرگ ، موسسات دیوان سالاران آنها را مد نظر نمی گیرند . مشارکت یک داد و ستد اجنماعی دو سویه میان مردم است و نه روش قبولاندن اندیشه های مسئولان بالادست .( مک مگان ، ۱۳۷۷ ، به نقل از منصوری ، ۱۳۸۴ )

  • لزوم مشارکت مردمی در فرایند مدیریت یکپارچه شهری :

شری آر نشتاین[۲]از جمله نخستین کسانی بود که کوشید معانی مربوط به مشارکت با بهره گرفتن از استعاره نردبان هشت پله ای مشارکت روشن سازد . در این استعاره درجات مختلف تاثیر با قدرت مستقیم مردم بر تصمیم گیری تعیین شده است . برای برنامه ریزان مفید است که جای پنهان شدن در پس عبارات مبهم ، در ذهن خود روشن سازند که چه نوع مشارکتی عرضه شده ،یا تحت شرایط خاص تقاضا شده است.

جدول شماره ( ۲-۱) نردبان مشرکت عمومی

 میزان قدرت شهروند نظارت شهروند
قدرت تعویض شده ( نمایندگی )
همکاری
میزان نمونه  فضایی

( انجام بخشی از خواسته ها برای خاموش کردن اعتراض و تعلل در انجام بقیه

 

دلجویی
مشاوره
اطلاع رسانی
درمان
 عدم مشارکت سوء استفاده

( ماخذ : غمامی ، ۱۳۸۴ )

  • راهبردهای مشارکت مردمی در مدیریت یکپارچه شهری :

مشارکت یک مفهوم دچار کشمکش و چالش است . به منظور انجام یک گفتگوی اساسی منسجم در مورد موضوعات مختلف ، یک راهبرد مشارکت مورد نیاز است . ابعاد کلیدی چنین راهبردی به شرح زیر هستند : نوع مسائل مورد بحث : نوعی مسائلی که طرح می شوند عامل مهمی برای هر راهبرد بخصوص است.به جاست که دو عامل در اینجا ذکر شوند :۱- میزان دانش فنی که مردم برای     درک و مشارکت نیاز دارند ۲- مدت زمان و محسوس بودن نتایج  مادامی که تکنیک ها و مدت زمان مناسب به کار گرفته شوند مردم می توانند در مسائل بسیار فنی  هم مشارکت کنند . طول مدت زمان موضوع دیگر است . معمولاً گفته می شود برنامه ریزی راهبری که برنامه ای بلند مدت است برای همه مردم فوریتی یکسان ندارد. عملی کردن مشارکت فعال مردم در موضوعات راهبردی دشوار است . مردم در بحث راجع به آینده قطعه زمینی ، احساس راحتی بیشتری می کنند تا گفتگو در مورد اهداف راهبردی برای کل یک محدود داشته باشند. (الوندی ، ۱۳۸۸)

۲-۱۴- اهداف مشارکت مردم در مدیریت یکپارچه شهری :

اهداف مشارکت بسته به الگوی مردم سالاری ، دربرگیرنده رابطه دولت – جامعه در مقیاس کلان است . اما در پس آن ، ممکن است اهداف دیگری  باشند ، مثل مشارکت در آموزش مردم یا به دست آوردن جمعیت مردمی در مورد یک سیاست که قبلاً توسط متخصصین تنظیم شد است.    برنامه ریزان باد پیش از عمل به چنین وظایفی ، از خود بپرسند با کمک فرآیند مشارکت چه  می خواهند انجام دهند و آنچه می خواهند در انجامش به سایرین کمک کنند چیست؟

از دیدگاه استقرایی ، الگوی مشارکت در جهان ، می توان آن ها را به سه دسته تقسیم بندی نمود :

الف – مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت

ب- مشارکت در تامین مالی هزینه انجام طرح ها

ج- مشارکت در تامین نیروی انسانی

از این نظر مشارکت مردم در فرآیند برنامه ریزی  و طراحی در زمره الگوی نخست قرار می گیرد.

به عبارتی وقتی سخن از مشارکت مردم در تهیه طرح ها و برنامه های شهری به میان می آید منظور مشارکت مردم در تعیین هدفها ، گرفتن تصمیمات و از میان برداشتن موانع و مشکلات است . ضروری مشارکت مردم در فرآیند برنامه ریزی و تهیه طرح های ساماندهی ، نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده به ماهیت این طرح ها باز می گردد . طرح های ساماندهی بافت فرسوده در زمره طرح های تفصیلی ویژه ای اس که می باید بر اساس اصول و مبانی حاکم بر فرآیند طراحی شهری تهیه و اجرا گردد . از مهمترین سازه ها وویژگی های اینگونه طرح ها ، بررسی و تعیین دقیق  سرنوشت آن هاست. و اینکه تا چه حد می توان مردم را در برنامه ریزی و تهیه طرح ها مشارکت داد به ظرفیت مردم در تعمیم سازی در خصوص مسائل و مشکلات بافت مورد مطالعه بر می گردد. سه عامل فرهنگ مردم ، میزان فراهم بودن مقتضیات مدیریتی مشارکتی ، قواعد و قوانین حاکم بر زندگی مردم ،در توفیق یا عدم توفیق مشارکت مردم موثرند. عامل نخست (فرهنگ مردم ) از یک سو به میزان اطلاع و آگاهی آن ها از موضوعات و از سوی دیگر میزان اعتقاد به مقوله مشارکت ، اعتقاد به موفقیت در انجام امور در صورت بهره گیری ازروش های مشارکتی و با به تاثیر گذاری اعمال ودیدگاههای ایشان در روند برنامه ریزی و تهیه طرح است. (ربانی ، ۱۳۸۷)

در صورت فراهم بودن شرایط در حوزه های ( ساختار ، جهت گیری و ماهیت فعالیت ) موفقیت مدیریتی مشارکتی بیش از پیش افزایش می یابد:

الف – ساختار  : هر چقدر محدوده مورد مطالعه طرح ساماندهی در اندازه کوچکتری  سازمان یابد ، امکان بهره گیری از مدیریت مشارکتی در آن افزایش می یابد .

ب- جهت گیری : انتخاب یک مجموعه هماهنگ از مشارکت کنندگان با نوع نگرش و شیوه عملکرد همسو و علاقمندی هماهنگ ، به ارتقاء نتایج مشارکت کمک شایانی خواهد کرد.

ج- ماهیت فعالیت : پرهیز از فعالیت های محرمانه ، بسیار تخصصی و پیچیده و یا در مقابل

فعالیتهای پیش پا افتاده ، انگیزه مشارکت را افزایش خواهد داد.

شناخت سومین عامل ( قواعد حاکم بر زندگی مردم ) شامل احکام اخلاقی ، رسوم و قوانین و نحوه تعامل و بهره گیری از آن ها بر نحوه مشارکت موثر خواهد بود.  ( موسوی ، ۱۳۸۷ )

[۱]participation

[۲]Sherry Arnstein

دانلود پایان نامه مدیریت در مورد سیستمهای مدیریت شهری

سیستم های مدیریت شهری

نوع حکومت و به تبع آن سیستمی که هر نظام حکومتی برای ادارۀ امور شهرها به کار می گیرد ، همچنین حدود اختیارات و روابط حکومت شهری با سایر سطوح حکومت نقش اساسی و کلیدی در شکل یابی نظام ارتباط بین عناصر مدیریت و برنامه ریزی شهری ایفا می کند . در نظامهای متمرکز ، میزان اعتماد به حکومتهای شهری ، شامل فعالیتهای جزئی و کم اهمیت است و معمولاً فعالیت برنامه ریزی شهری از اختیارات حکومت مرکزی محسوب میشود . درحالیکه کشورهای دارای نظام غیر متمرکز، برنامه ریزی شهر به عنوان یک فعالیت محلی پذیرفته و انجام برنامه ریزی شهری را به حکومتهای شهری واگذار می کند.

دانلود پایان نامه

در حال حاضر سه نوع سیستم حکومتی درجهان مشاهده می شود و عموماً هر کدام از کشورها به منظور اداره امور شهرها یکی از سیستم ها را برمی گزینند. مثلاً در انگلیس نظام حکومت شهری نوع مستقلی از سیستم حکومت شهری در جهان است .

این سیستم ها عبارتند از :

الف) سیستم غیرمتمرکز … در نظامهای فدرالی ( سیستم فدرالی )

ب) سیستم غیر متمرکز در نظامهای متمرکز ( سیستم بریتانیایی )

ج) سیستم نظارتی فرانسوی ( سیستم ناپلئونی )

سیستم فدرالی در کشورهایی از قبیل ایالات متحده آمریکا ، آلمان و هلند مشاهده می شود .

سیستم بریتانیایی در کشورهایی از قبیل انگلستان، استرالیا، کانادا، ژاپن و کشورهای اسکاندیناوی مشاهده می شود.

سیستم ناپلئونی:این سیستم دربخش وسیعی از جهان به خصوص کشورهای کمتر توسعه یافته مشاهده می شود. از جمله کشورهای آسیایی , آمریکای لاتین و فرانسه .

۲-۲-مدیریت شهری یکپارچه در ایران

شهرهای ایران چه از لحاظ کالبدی و چه از لحاظ نحوه ی اداره ی شهر از ابتدای پیدایش حیات شهرنشینی تا اواخر دوره سلطنت پهلوی دوم شهرهای حاکمیتی یا شاهی بوده اند. رونق یا بی رونقی شهر ها نه حکایت از توانایی یا ناتوانی ساکنان، بلکه دلالت بر عطوفت یا بی توجهی شاهان است. در هر مرحله ای بنا به مقرٌ یا پایگاه اجتماعی سلاطین،  بخش هایی ازکشور مشمول برنامه های عمران شهری می شدند. شهر های شاهی از سوی شاهنشاه بنیان می یافتند و وابسته به او بودند. در بیشتر شهر های شاهی،کاخها و اقامتگاه های شاه و اعضای خانواده ی وی قرار داشتند. مدیران شهر از کلانتر تا محتسب از نمایندگان شاه بوده اند و نظم و امنیت برای آنها بیشتر از توسعه و پیشرفت اهمیت داشت. (میکاییلی ، ۱۳۸۸)

انقلاب مشروطه نوید بخش تحقق شهروندی از یک سو و اثر بخشی آنها در تصمیم گیری های مربوط به اداره امور شهرها از سوی دیگر بود . عدم آمادگی ساختاری جامعه ی ایران برای پذیرش الگوهای دمکراتیک در جهت تحقق خود گردانی و حکومت محلی بود که زمینه های ایجاد نظام تمرکزگرای رضا شاه را فراهم ساخت.

در این دوره تداوم و گسترش قدرت سیاسی و نفوذ آن باعث شد تمام آرمان های ایجاد شده از بین برود. تاسیس۱۳۶ شهرداری در این دوران هیچ گاه به معنای تلاش دولت در تحقق حکومت محلی نبود، بلکه در حقیقت حکایت از گسترش بوروکراسی دولتی در پهنه ی نظام اجتماعی و پیرامونی ایران داشت. بدین ترتیب هیچ یک از مولفه های حکومت محلی مانند انتخابی بودن، محلی گرایی، منابع درآمدی مستقل، آموزش تخصص وتجربه در نظام مدیریت شهری مخصوصا شهرداری ها وجود نداشت. در دوران نخست وزیری مصدق تا حدودی این قوانین اصلاح شد و میان مرکز وپیرامون روابط تعاملی برقرار شد. یعنی انتخاب شهردار توسط انجمن شهر وتصویب توسط دولت مرکزی بود.کودتای  ۲۸ مرداد ساختار مرکزی سیاسی را که مبتنی برپارلمان بود به نظام سیاسی “بوروکراتیک اقتدار گرا”تبدیل کرد، نظام سیاسی که اساس را بر سرکوب سیاسی و حضور پر قدرت بوروکراسی گذشته بود. پس از کودتا دوباره  برنامه حضور دولت مرکزی درمدیریت شهری بود .با گسترش صنعت نفت وضع عوض  شد.پول این نفت حاکم را از جامعه وطبقات اجتماعی بی نیاز ساخت. پس حاکم با دید مغرورانه و در نو سازی شدید آن دوران به از بین بردن بافت سنتی دست زد.  رابطه ی مرکز و پیرامون در این دوران به رابطه ی گزینشی و عواطف ملوکانه ی حاکم بستگی داشت.  اولین نتیجه ی این سیاست،توسعه نیافتگی منطقه ای در ایران طی دوران ۱۳۴۰_۱۳۵۷ بود .دولت مرکزی در همه جا حضور داشت و خبری از اداره ی شهر ها بر اساس نیازهای محلی نبود. مرکز گرایی باعث ایجاد مشکلاتی بزرگ سری کلان شهرها از جمله تهران، افزایش حاشیه نشینی و سکونتگاه های غیر رسمی، توسعه نیافتگی منطقه ای، بی حسی و بی تفاوتی سیاسی، عدم انگیزه ی مشارکت فعال و…. گردید که از بین آنها توسعه نیافتگی منطقه ای مهمترین عامل در عدم تحقق حکومت محلی بود که رابطه ی این دو را می توان به صورت زیر نشان داد:

تمرکز سیاسی                     توسعه نیافتگی منطقه ای             عدم تحقق حکومت محلی

شواهد ومدارک نشان می دهد درایران برآیند نوسازی ناهمگون و تمرکزگرایی سیاسی در دوره ی پهلوی است.

پیدایش و تاسیس دولت مدرن فرایند روابط مرکز – پیرامون را متحول کرد. الگوی جدید چیزی جز ادغام ساختار اقتصادی – اجتماعی ایران در جهان نبود. با توجه به شاخص های اصلی توسعه (آموزش،بهداشت،برق،مسکن و….)مشخص می شود که ساخت مرکزی سیاسی نقش تعیین کننده ای در تامین یا عدم تامین زیر ساختها و بنیادهای محلی تقویت کننده ی حکومت محلی داشته است. تمرکز صنایع در دوران انقلاب صنعتی در شهر های مرکزی از خصوصیات نوسازی در این دوران بود.در نهایت توسعه نیافتگی منطقه ای مانع آمادگی زیر ساخت های محلی برای تحقق حکومت محلی شد. (ابطحی ، ۱۳۸۸)

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی روند شهر و شهر نشینی دچار تحول گردید که اوج نمود مشارکت مدنی را می توان در ظهور شوراها دانست که علی رغم برخی کاستی ها ومشکلات همچنان به حیات خود ادامه می دهد . و از آن زمان بود که به مرور ضرورت مدیریت واحد شهری رخ نمود تا شورا بتواند به کلیه وظایف تعریف شده خود عمل کند و تنها نقش عزل ونصب شهردار را نداشته باشد. نمودهای قانونی واگذاری امور شهر به شهرداری ها را می توان در موارد ذیل یافت :

ماده ۱۳۶ برنامه سوم توسعه : به دولت اجازه داده می‌شود با توجه به توانایی‌های شهرداری‌ها ، آن گروه از تصدی‌های مربوط به دستگاه‌های اجرایی را در حیطه مدیریت شهری که ضروری تشخیص می‌دهد براساس پیشنهاد مشترک وزارت کشور و سازمان امور اداری و استخدامی کشور، همراه با منابع اعتبار ذی‌ربط به شهرداری‌ها واگذار کند.

ماده۱۳۷برنامه چهارم توسعه: الف: دولت مکلف است، تشکیلات کلان دستگاه‌های اجرایی و وزارتخانه‌ها را، متناسب با سیاستها و احکام این برنامه و تجربه سایر کشورها، جهت برطرف کردن اثربخشی ناقص، تعارضهای دستگاهی و غیر کارآمدی و عدم جامعیت، عدم کفایت، تمرکز امور، موازی‌کاری‌ها و همچنین بهره‌گیری همه جانبه از فناوری‌های نوین و روش های کارآمد، با هدف نوسازی، متناسب‌سازی، ادغام و تجدید ساختار به صورت یک منظومه منسجم، کارآمد، فراگیر و با کفایت، اثربخش و غیرمتمرکز طراحی نماید و لایحه ذی‌ربط را شش ماه پس از تصویب این قانون به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند، به طوری که امکان اجرای آن از ابتدای سال دوم برنامه چهارم میسر باشد.
ب: آن دسته از تصدی‌های قابل واگذاری دستگاه‌های دولتی، در امور توسعه و عمران شهر و روستا، با تصویب شورای عالی اداری همراه با منابع مالی ذی‌ربط به شهرداری‌ها و دهیاری‌ها واگذار می‌شود.(ابطحی ، ۱۳۸۸)

  • حوزه های مدیریت یکپارچه شهری

سیستم مدیریت یکپارچه شهری در واقع تجمیع خدمات ۲۳ ارگان شامل مخابرات، آب، برق، گاز، پلیس راهنمایی و رانندگی، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، دانشگاهها، کمیته امداد، میراث فرهنگی، دارایی و ….  در حوزه خدمات شهری با مدیریتی واحد است که به آنها اجازه می دهد تا دید بازتری نسبت به سیاست گذاری، تصمیم سازی، اجرای پروژه ها و نظارت بر آنها داشته باشد.

۲-۳-۱ شناخت منافع مدیریت یکپارچه شهری ( شناسایی بیماری مدیریت شهری )

استقرار سیستم مدیریت واحد شهری می تواند  منجر به موارد ذیل شود :

با توجه به استقرار ۷۰ درصد جمعیت کشور در شهرها و به طور ویژه کلان شهرها اهمیت ژئو اکونومیک وژئو استراتژیک آنها  بسیار بالا ست و از طرفی آنها را به نقاط آسیب پذیر سیاسی و اجتماعی بدل کرده است ، لذا برای جلوگیری از آسیب به این نقاط حساس و استراتژیک عملکرد یکپارچه ، هماهنگ و فارغ از هرگونه تداخل بلکه همراه با تعامل بسیار حیاتی است که در سایه مدیریت یکپارچه شهری به بهترین شکل نمود خواهد یافت.

رفاه شهروندی و ارائه خدمات مطلوب شهری از جمله مهمترین دستاوردهای مدیریت یکپارچه شهری است ، چرا که با متمرکز شدن خدمات شهری شهروندان می توانند با صرفه جویی در وقت و هزینه به خدمات مورد نیازشان دست یابند. به عنوان مثال یک واحد مسکونی یا تجاری که مجوز احداث آن توسط شهرداری صادر می شود برای انشعاب آب باید از شرکت آب و فاضلاب مجوز لازم را بگیرد، برای اشتراک برق باید از اداره برق، برای نصب کنتور گاز از شرکت گاز و برای صدور پایان کار از شهرداری، برای اجازه کار (در واحد تجاری) از اتحادیه مربوطه، برای بحث بهداشت از اداره بهداشت، برای موضوع پارکینگ و ترافیک از اداره راهنمایی و رانندگی، برای دریافت خط تلفن از اداره مخابرات و برای بعضی دیگر از مجوزها باید از اداره بازرگانی، اداره میراث فرهنگی، اداره دارایی، نیروی انتظامی و بسیاری دیگر از ادارات باید مجوز گرفت و طی شدن این مراحل سخت هم اکنون به یکی از معضلات اصلی شهرها تبدیل شده است .(ابطحی ، ۱۳۸۸)

تخصصی شدن فعالیتهای سازمانها نیز از  دیگر دستاوردهای تحقق مدیریت یکپارچه شهری است چرا که با خروج خدمات عریض و طویل شهری از شرح خدمات سازمانها امکان برنامه ریزی و فعالیت بیشتر و بهتر برای سازمانها  میسر می شود.

مدیریت بحران و مدیریت ریسک بهتر در امور شهری از دیگر مزایای استقرار این سیستم می باشد ، با متمرکز شدن خدمات شهری ، شهرداری می تواند به طور دقیق تر و با یک نگاه کل نگر به شناسایی و مدیریت ریسکهای موجود در شهر اقدام نماید و در بحرانهای شهری نیز با مدیریت متمرکز از خدمات ناهمگون و متداخل که بعضاً باعث شدیدتر شدن بحران نیز می شود جلوگیری کند. (الوندی ، ۱۳۸۸)

 

۲-۳-۲-  تامین زیر ساختها ( تامین تجهیزات برای عمل )

تجربه چندین ساله کشور در اجرای تصمیمات مختلف موید آن است که هر زمان قبل از اجرای یک طرح تمامی جوانب آن بررسی شده است و امکانات ، تجهیزات ، سخت افزار و نرم افزار آن تهیه شده و اطلاع رسانی درست به مجریان و ذی نفعان انجام پذیرفته است اجرای طرح با کمترین مشکل مواجه بوده است.

برای استقرار سیستم مدیریت یکپارچه شهری مراحل و زیر ساختهای لازم بایستی فراهم گردد تا اجرای طرح با کمترین مشکل میسر شود. اهم زیر ساختهای لازم برای اجرای این سیستم عبارتند از :

انجام طرحهای پژوهشی در خصوص ابعاد مختلف این طرح ( قانونی ، سیاسی ، مالی ، اجتماعی و فرهنگی)

دستیابی به حداکثر تعریف قانونی برای اجرای سیستم

اطلاع رسانی به سازمانها ، مردم و پرسنل در خصوص مزایای سیستم

بررسی ابعاد مالی اجرای سیستم و تامین منابع آن

تجهیز امکانات سخت افزاری برای اجرای سیستم

تهیه سیستم های مدیریتی اداری

تهیه نرم افزار های مورد نیاز سیستم

تعریف نحوه نظارت ، کنترل و اعمال دستور

اجرای نمونه موردی به صورت آزمایشی و گردآوری اطلاعات

پایش و پیرایش طرح بر اساس اطلاعات نمونه آزمایشی (دلاوری ، ۱۳۸۸)

۲-۴-  اجرای سیستم مدیریت یکپارچه شهری ( انجام جراحی مدیریت شهری )

در خصوص طیف شهرهایی که نیاز مبرم به اجرای این سیستم دارند نظرهای مختلفی وجود دارد برخی معتقدند این سیستم برای همه شهرداری ها باید اجرا شود چراکه مزایای اجرای این سیستم عمومی است وبه جمعیت شهر ، گستردگی شهر ، توان مالی شهرداری …. بستگی چندانی ندارد اما در مقابل برخی دیگر براین اعتقادند ما عادت کرده ایم قانونی واحد را در همه شهرهای ایران که دارای خصوصیات متفاوت هستند به اجرا در آوریم و این کار درستی نیست ما می خواهیم از شهری ۱۰ هزار نفری که بیشتر شبیه یک روستاست تا یک شهر ۱۰ میلیون نفری قانون وروش یکسانی به کار ببریم که در بسیاری از موارد جوابگوی نیازها نیست.(ابطحی ، ۱۳۸۸)

اما واقعیت این است که برای اجرای این سیستم باید تمامی ملاحضات سیاسی ( قومی ، قبیله ای ، قدرتهای محلی ، ملی ) ، مالی ( توان مالی شهرداری ، مدیریت مالی شهرداری و… ) فرهنگی ، ژئوپولوتیک  و جمعیت شناختی مورد توجه قرار گیردتا اجرای طرح به بهترین نحو ممکن انجام شود.

۲-۵- ضرورت استفاده از مدیریت یکپارچه شهری:

یکى از این الگوهاى مدیریتى که همواره به عنوان الگویى مطلوب و ارزان،  مد نظر برنامه ریزان، قانونگذاران و مدیران شهرى بوده الگوى مدیریت شهرى یکپارچه مى باشد که اگرچه هیچ گاه در ایران جنبه عملى به خود نگرفته است اما همواره به عنوان الگویى آرمانى مدنظر گرفته است.مدیریت یکپارچه شهرى به عنوان یکى از ضرورت هاى امروزى در مدیریت شهرهاست، زیرا مسائل شهرها به صورت سیستماتیک و مرتبط هستند و مدیریت آنها نیز باید در اختیار یک سازمان یا ارگان خاص )همکارى هاى سایر سازمان هاى مرتبط و درگیر( باشد. با ایجاد مدیریت یکپارچه، برنامه ها و طرح ها به صورت یک دست و منظم انجام مى شود، یعنى هم در وقت و هزینه ها صرفه جویى مى شود و هم طرح ها با کیفیت و صحیح انجام مى شود. در ایران چون مدیریت شهرى در اختیار حدود ۲۵ ارگان است، ساختار شهرها نامناسب و مسائل هر روز پیچیده تر و بر مشکلات شهرها افزوده مى شود. زیرا هر ارگان یا سازمانى با توجه به امکانات و بعد کارى خود به مسائل شهرى نگاه مى کند و دیدى جامع وجود ندارد. این سازمان ها نیز ارتباطات زیادى با هم ندارند و در مسائل با هم مشورت و مشارکت ندارند.شهردارى به عنوان یکى ازمتولیان مدیریت شهرى مى تواند یکى از گزینه هاى اصلى براى به عهده گرفتن سکان هدایت شهرها باشد. زیرا شهردارى بیش از تمامى ارگان هابا مردم و مسائل شهر درگیر و با آن دست و پنجه نرم مى کند. پس با ایجاد یک دفتر یا مرکزى به عنوان هماهنگ  کننده و… در شهردارى مى توان از برنامه هاى عمرانى، اقتصادى، اجتماعی نابسامانى هاى موجود در شهرها کاست. (ابراهیم زاده ، ۱۳۸۹)

برنامه ریزی شهری هر کشوری تابع نظام برنامه ریزی آن کشور است و لذا متاثر از سطوح بالاتر برنامه ریزی است. از آنجایی که نظام برنامه ریزی کشور ایران بصورت متمرکز و از بالا به پایین است، به نوعی برنامه ها و سیاست گذاری های محله ای نیز تحت تاثیر آن قرار می گیرد.

مدیریت واحد شهری به معنی برنامه ریزی ، اجرای و نظارت بر کلیه امور شهری از قبیل خدمات و زیر ساخت های شهری از طریق یک مرجع (شهرداری) می باشد. در مدیریت واحد شهری، شهرداری پس از تصویب برنامه های شهری توسط انجمن و یا شورای شهر، برای کلیه امور شهری از قبیل آموزش، بهداشت، ورزش، آب، برق، فاضلاب، پلیس و … که تماما زیر نظر اوست،بر اساس اولویت بندی برنامه ریزی نموده و بر اساس بودجه مصوب نسبت به اجرای پروژه ها در مناطق شهری مشخص شده ، اقدام می نماید.(ابطحی ، ۱۳۸۸)

۲-۶- مزایای مدیریت یکپارچه شهری:

اجرای مدیریت یکپارچه شهری می تواند فواید و پیامدهای مثبت متنابهی داشته باشد که از ان میان به موارد زیر اشاره نمود:

  • برنامه ریزی برای اجرای کلیه پروژه های شهری در شهر توسط شهرداری،
  • جلوگیری از اتلاف منابع و سرمایه های شهری
  • اجرای پروژه های شهری بر اساس اولویت و اهمیت ( زیر ساخت های شهری و سپس روساخت ها)
  • ایجاد نظام سلسله مراتبی در تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرا
  • تاکید بر مدیریت شهری توام با مشارکت مردمی
  • ممانعت از اتخاذ تصمیمات فردی در خصوص امور شهری (لشگری ، ۱۳۸۸)

در مدیریت واحد شهری، هماهنگی و یکپارچه‌‌‌کردن اقدامات در چارچوب بخش‌های دولتی، سازمان‌های عمومی، و گروه های ذینفع برای ارائه خدمات بهتر و مناسب‌تر به شهروندان و ایجاد شرایطی مناسب در شهر صورت می گیرد. پس می توان گفت مدیریت یکپارچه تنها منحصر به شهرداری و شورای شهر نیست، بلکه مردم و سازمان های غیر دولتی نیز نقش انکار ناپذیر دارند..

در حال حاضر در شهرهای ما مدیریت شهری چند گانه ای وجود دارد و سازمان های خدمات رسانی شهری بدلیل حاکمیت برنامه ریزی بخشی ،فاقد هماهنگی لازم و کافی با یکدیگر بوده و هر کدام بر اساس سیاست گذاری سازمانی اقدام به برنامه ریزی در خصوص خدمات شهری نظیر آب، برق، گاز، تلفن، فاضلاب و … نموده و مشکلات عدیده ای را برای شهرداری بوجود می آورند. تجارب دیگر کشورها حاکی از آن است که مدیریت شهر بایستی در دستان متولی آن یعنی شهرداری باشد و دیگر بخش های خدماتی زیر مجموعه شهرداری محسوب می گردند. در چنین وضعیتی شهرداری متولی حمل و نقل، آب، برق ، پلیس، گاز، جمع آوری و دفع زباله و دیگر خدمات شهری است. نتیجه اینکه دستیابی به مدیریت واحد شهری درنیازمند واگذاری اختیارات لازم به مدیریت شهری است. در ضمن بایستی اقدامات لازم در خصوص مشارکت شهروندان صورت گیرد تابا برنامه ریزی مشارکتی درحوزه شهری به عنوان یک اصل انکار ناپذیر بتوان نسبت به حل مسایل و مشکلات شهری فایق آمد.

۲-۷- چالش های شوراهای شهردر مواجه با مدیریت یکپارچه:

بنظر می رسید روی کار آمدن شوراهای اسلامی شهر و روستا در دهه گذشته گامی مثبت در جهت تحقق مدیریت واحد شهری باشد اما مسایل و مشکلات زیادی مانع از تحقق این موضوع شده است که مهمترین آنها عبارتند از:

  • بخشی بودن وظایف و بودجه های سازمان های مرتبط با خدمات شهری،
  • سطح پایین تحصیلات اعضای شورای شهر برخی شهرها
  • ترکیب نامتناسب شورا
  • فقدان تخصص لازم و مرتبط اعضای شوراها با وظایف شوراها
  • تاکید بسیاری از شورا ها تنها برروی یکی از وظایف شوراها (انتخاب شهردار)
  • عدم همکاری برخی سازمان های شهری با شوراها با توجه به محدویت های سازمانی(اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

مسایل فوق و نوپا بودن شوراها باعث گردیده همواره حاشیه هایی در اطراف این نهاد مردمی مشاهده گردد. مشکل دیگر این است که اعضای شورای هر شهر منتخب مناطق خاص شهری نیستند و انتخابات بصورت شهری برگزار می شود در حالی که انتخابات بایستی بصورت محله ای و ناحیه ای صورت گیرد و منتخبان نواحی بر اساس جمعیت شهر به عضویت شورای شهر در آیند. این فرایند موجب می گردد عضو شورای شهر که از ناحیه ای خاص به شورا راه یافته تا پایان دوره مسولیت خود در حوزه انتخابیه ساکن بوده و به وظایف خود در قبال مسایل و مشکلات آن ناحیه با همکاری دستگاه های ذیربط عمل نماید

خرید اینترنتی فایل پایان نامه مدیریت : مدل بروکینگ

مدل بروکینگ

بروکینگ درسال ۱۹۹۶از IC تحت عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود نام می برد که شرکت ها قدر به ادامه فعالیت میکند. وی تلاش ها و تحقیقات ادوینسون و مالون را برای تعریف IC درنظر گرفت و چهار دسته مجزا را در زمینه IC معرفی کرد :۱- دارایی بازار ۲- دارایی با محوریت انسان (انسان محور) ۳-زیرساخت ها ۴- دارایی مالکیت معنوی (شکل ۲-۲) دارایی بازار: به دارایی های بالقوه ای اطلاق می شود که یک شرکت به خاطر نامشهودی های بازارگرایانه اش مانند تجاری، مشتریان وکانالهای توزیع دارا می باشد.
پایان نامه

دارایی انسان محور: شامل میزان تخصصهای گروهی ،خلاقیت  وحل مسایل ،رهبری ،مهارتها وتوانمندیهای موجود درکارکنان یک شرکت می باشد .

زیرساخت ها : شامل تکنولوژی ها، متدولوژی ها و کلیه فرآیند هایی است که باعث می شود صحت ، کیفیت و ایمنی در سازمان حفظ شود.

مالکیت معنوی: که شامل دانش فنی ، نرم افزارهای تجاری و کسب وکار، کپی رایت ،حقوق مربوط به طرحهای گوناگون ونشانه های تجاری است.

 

شکل ۱-۲- مدل سرمایه فکری بروکینگ

سرمایه فکری

دارایی های بازرا

دارایی های انسان

دارایی زیرساخت

دارایی مالکیت معنوی

 

 

طبقه بندی ارائه شده توسط بروکینگ مشابه باطرح ادوینسون ومالون است امادراین طبقه بندی برکینگ ،مالکیت معنوی را ازداراییهای زیر ساختی جداکرده ودریک دسته مجزا قرارداده است .دیدگاه آنها اگرچه یکسان نیستند اما مکمل یکدیگر هستند. هدف ادوینسون ومالون توضیح اهمیت ICدرسازمان ها بوده وموضوعات مهمی مانند ویژگی های کلیدی ،اندازه گیری رویکرد های مدیریت برآنها رادربرمی گرفت.

آنها مدیریت بر IC را بعنوان گامی نهایی برای ساخت سازمانهایی با ارزش بالا و سازمان های که می خواهند ارزش در آنها بصورت مداوم افزایش یابد معرفی گردند. با اینکه بروکینگ دارای اهداف مشابهی باادوینسون و مالون بود ، اما او اجزای  [۱]IC را طوری تعیین کرد که بتوان از آن درامر ممیزی نیز استفاده نمود و بدین خاطر وی بر روی فرآیند های تعریف ، مستند سازی و اندازه گیری IC تاکید کرده است. خانم بروکینگ عقیده دارد که هدف نهایی هر کسب و کاری بدست آوردن ارزش پولی به ازارء هر جزئی از دارایی ها است. او تصریع کرده است که این امر برای شرکت ها بسیار مهم است که میزان دارایی هایشان را ارزیابی کرده وازطریق مدیران را ازمحل وجود ارزش های واقعی درسازمان آگاه سازند. به همین دلیل آنها نیاز دارند تا شاخص هایی برای ارزیابی موفقیت و رشد در دست داشته و مبناهایی را برای افزایش احتمال دریافت وام از موسسات مالی به وجود بیاورند.

پایان نامه

۱۹ -۲- مدل روس و همکاران

روس و روس ، دراگونتی و ادوینسون در سال ۱۹۹۷ شاخص سرمایه فکری را برای اندازه گیری IC معرفی کردند. آنها تشریح کردند که دیدگاههایشان دررابطه با IC ،دانش محور بوده و اشتباهاتی با مباحث دانشی دارد. از سوی دیگر بعدها آنها از مدلی استفاده کردند که مشابه بامدل ادوینسون ومالون بود (اما دقیقا همانندآنها نبود ). آنها SC و HC را از IC انشعاب داده و این سازه ها را نماینده منابع شعور و بدون شعور دانستند که بالطبع هرکدام شیوه های مدیریتی متفاوتی را طلب می کند (شکل ۴-۲).این محققان سرمایه ارتباطی رابه عنوان بخشی ازسرمایه ساختاری (به جای آنکه آنرا دردسته سومی قراربدهند)درنظر گرفته اند.روس وهمکاران ۱۹۹۷ HC  رابه شایستگی ،نگرش وزیرکی فکری تقسیم کردند.

شایستگی : شامل دانش فردی کارکنان ومهرتها ،استعدادها ودانش فنی آنهاست .

نگرش : نشان دهنده ارزشی است که نتیجه نوع رفتارکارکنان درمحل کاربوده وتحت تاثیر انگیزش ،رفتارها ورهبری است.

چالاکی فکری :شامل نوآوری کارکنان ،توانایی انطباق باشرایط وقابلیت استفاده از دانش ازیک مفهوم وزمینه به مفهوم وزمینه دیگراست .ازسوی دیگر ساختاری شامل اجزای زیر است :

روابط : به معنی ارتباط بامشتریان ،عرضه کنندگان ،شرکاءاستراتژیک و دیگر ذینفعان شرکت می باشد .

سازمان : یک سازمان نه تنها دارای سیستم ها و ساختارهای مشهود است ، بلکه همچنین شامل زیر ساخت‌های نامشهود ،دارایی های معنوی ، فرآیند ها و فرهنگ نیز می باشد.

تجدید وتوسعه : به عنوان جنبه نامشهود هر چیزی که باعث خلق ارزش درآینده گردیده اما اثرآن درحال حاضر مشخص نیست.

شکل ۲-۲- روس وهمکاران ، مدل شاخص سرمایه فکری

 

اگرچه ادوینسون و مالون پیشرفت های زیادی دررابطه با اندازه گیری IC  داشته اند اما روس و روس ۱۹۹۷پیشرفت های ملموسی در یکپارچگی معیارهای IC و حرکت به سمت یک معیار واحد (رویکرد کل نگربه ارزش) داشتند. آنها در تحقیقی دیگر و در طبقه بندی شبیه به طبقه بندی ادوینسون ومالون ،IC را به سرمایه انسانی ،سرمایه سازمانی وسرمایه ارتباطی تقسیم کرده واین سه دسته رادریک سطح افقی قرارداده اند، (Chang,2007) را این طبقه بندی اجزاسرمایه های فکری باجزئیات بیشتری معرفی شده است: سرمایه ساختاری :فرهنگ شرکت ،ساختار،فرآیند ها ورویه های کاری سرمایه انسانی :شامل دانش فنی، مهارتها ، ویژگی های رهبری مدیران ارشد، نوآوری ها، انگیزش (بعد مالی وغیرمالی ) و قابلیت سازگاری است. سرمایه رابطه ای : رابطه بامشتری جهت اطمینان ازمیزان رضایت آنها ازمحصولات وخدمات ارائه شده ،ارتباط با تامین کنندگان جهت اطمینان ازارائه مواد اولیه با کیفیت، (Brennan,2000).

شکل ۳ -۲ طبقه بندی سرمایه های فکری

 

۲۰ -۲- مدل استیوارت

استیوارت درسال ۱۹۹۱و در مجله فورچون IC را عبارت از دانشی که از طریق تبدیل مواد خام به محصولاتی که آنها را  ارزشمند ترمی سازد معرفی کرده است. استیوارت هم همچون محققان قبلی IC را ترکیبی از دو دسته HC  و SC دانسته و سرمایه سازمانی را زیر مجموعه ای از SC  قلمداد کرده است. او عقیده دارد که هر شرکتی هر سه سرمایه مذکور را دارد اما بر اساس شرایط متفاوت، تاکید بیشتری بروی یکی از این سرمایه ها می کند .ازاین منظر استیوارت اجزای سرمایه فکری عبارتند از:

سرمایه انسانی : که اشاره به مهارت ها و دانش فردی کارکنان شرمت دارد.

سرمایه ساختاری :شامل مالکیت معنوی ،متدولوژی ،نرم افزار،اسناد ومصنوعات دانشی دیگر.

سرمایه مشتری :به معنی ارتباط بامشتریان وعرضه کنندگان است .

شکل ۴-۲- مدل سرمایه های فکری استیورات

ارزش بازار

دارایی های نامشهود

دارایی های مشهود

سرمایه انسانی

سرمایه ساختاری

سرمایه مشتری

 

 

 

 

 

 

۲۱ – ۲- مدل سالیوان

سالیوان یکی ازپایه گذاران وشریک تجاری گروه مدیریت سرمایه های فکری است .گروه مدیریت سرمایه‌های فکری یک شرکت مشاوره ای است که فعالیت هایش برایجاد وتولید ارزش سرمایه های فکری متمرکز شده است. براساس نظریه این گروه، از کنار هم قراردادن دورکن اساسی سرمایه انسانی و دارایی های فکری می توان به مفهوم وجایگاه سرمایه های فکری دست یافت. مطابق این مدل ، سرمایه های فکری ازسه جزء تشکیل شده اند: منابع انسانی: دراین منابع هوش وخرد کارکنان سازمان رادرنظرگرفته می شوند.منابع انسانی منشاءفن، تخصص وحافظه سازمانی درخصوص موضوعات مهم وحائز اهمیت برای سازمان هستند.منابع انسانی ،شامل تجارب جمعی ،مهارت وفوت وفن عمومی تمام کارکنان بنگاه است.

دارایی های فکری : دانش مشهود طبقه بندی شده ویاتوضیحات فیزیکی از دانش خاصی راشامل می شود که سازمان می تواند ادعای مالکیت آن رانموده وبدون ایجاد مشکلی درحقوق معنوی ،آنهارابه سادگی خرید وفروش کند .هرتکه ای ازدانش سازمان،که معمولابه شکل مستند کاغذی یا کامپیوتری است ،بعنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد حمایت وحفاظت قرارگیرد. دارایی های فکری منشاءایده ها ونوآوری هایی هستند که شرکت ها وبنگاه ها آنهارا تجاری می نمایند.

مالکیت معنوی :مالکیت معنوی یک نوع دارای فکری است که بصورت قانون قابلیت حمایت ،حفاظت وپیگیری را داراست. ازموارد مالکیت معنوی می توان به حق اختراع ،حق تالیف ،علائم ونشان تجاری واسار ورموزتولید تجاری اشاره نمود. الگوی سالیوان برای تجسم ونمایش تصویری سرمایه فکری ،به صورت زیر می باشد :

شکل ۵ – ۲- الگوی سرمایه فکری سالیوان

 

            دارای های فکری

متدولوژی

اسنادومدارک

تصاویر

طراحی ها

برنامه ها

اختراعات

فرایندها

پایگاه هایداده

              مالکیت معنوی

حق اختراع

حق تالیف

نشان تجاری

رموز تجاری

  سرمایه انسانی

تجربه

فوت وفن

مهارت

خلاقیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲۲ ۲ – مدل بونفرر

بونفرر۲۰۰۳ اعتقاد به این دارد که بایستی ما بین چهارجزء سرمایه فکری سرمایه شامل سرمایه انسانی ،سرمایه ساختاری ، سرمایه نوآوری تمایز قائل شد .

سرمایه انسانی : مجموعه ای از دانشها ی فنی وروتین موجود درتفکرات کارکنان است .

سرمایه ساختاری : همه آیتم های نامشهود از دانش ضمنی که قابل تفکیک هستند راشامل می شود.

سرمایه بازار: استعدادهای سازمانی در ارتباط با جهان خارج (به عقیده بونفر این شامل پایگاه داده ،سهم بازار، شهرت و اعتبارو محصولات و خدمت جدید است) است. سرمایه نوآوری : قابلیت های نوآوری سازمان رادربرمی گیرد.

شکل ۶-۲- ارزش سرمایه فکری بونفر ۲۰۰۲

از سوی دیگر وی در رویکرد ارزش پویایی  IC، شاخص های ویژهای را مد نظر قرار داده که برروی بعد پویا و سازمانی عملکرد اجتماعی – اقتصادی[۲] تمرکز کرده و تحت شرایط مختلفی درسطوح خرد وکلان اقتصادی قابل اجرا است. وی در روش پویایی IC ، چهار بعدی که منجر به توانمندی رقابتی شدن سازمان می گردد  را با یکدیگر یکپارچه کرده است (شکل ۸-۲) منابع به عنوان ورودی ها: که اشاره به منابع مورد نیاز فرآیند های تولیدی شامل منابع مشهود ، میزان سرمایه‌گذاری در R & D و اکتساب تکنولوژی مناسب و…. دارد.

فرایند ها : که نقش آنها در صف آرایی و بکارگیری آن دسته از استراتژی های پویایی است که برمینای فاکتورهای نامشهود شکل گرفته اند.

سرمایه فکری : بوسیله ترکیبی ازمنابع نامشهود ساخته شده ومی تواند به نتایج ویژه ای مانند دانش جمعی، حق ثبت و اختراع ها، علامت تجاری ، شهرت ، رویه های عادی خاص و شبکه های همکاری منجر شود.

سطح خروجی ها : عملکرد سازمان ها (سهم بازار، کیفیت محصولات و خدمات) به صورت سنتی از طریق تحلیل موقعیت بازار محصولات و خدمات اندازه گیری می شود، (chang,2007).

 

شکل ۷-۲-چارچوب ۴ بعدی سرمایه های فکری بونفر

سرمایه فکری

خروجی ها

منابع و توانمندیها

فرایندها

 

 

 

 

 

 

 

بونفر چهار بعد رادریک چهرچوب یکپارچه تبدیل کرده ویک ارتباط بین ورودی ها (منابع )،فرایند‌ها،دارائیهای نامشهود شرکت مطرح کرد.

مدل بنتیس درسال ۱۹۹۸ و به دنبال نظریه های قبلی خود ، سرمایه های فکری رام تشکل از سه جزء سرمایه مشتری ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی دانست.  از منظر وی بخش عمده سرمایه انسانی را دانش ضمنی افراد تشکیل می دهد. این دانش شامل مهارت های تجاری هستند که به راحتی نمی توان آنها را بصورت بندبه بند اذعان کرد. بونتیس عقیده دارد که سرمایه انسانی دارای اهمیت بسیار زیادی است چرا که منبع اصلی خلاقیت و نوآوری محسوب می شود. وی سرمایه ساختاری را شامل مکانیزم ها و ساختارهای سازمانی دانسته که در رساندن کارکنان به ماکزیموم عملکرد ، نقشی پشتیبان دارند. بنتیس این اجزاء را شامل فرهنگ، سیستم های اطلاعاتی ، R & D ، فرایندها، امور جاری و کارایی هر یک از آنها می داند. سرمایه مشتری نیز از منظر بنتیس شامل شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط با مشتریان است که هر یک از این دو نقش بسیار مهمی را در یک سازمان بر عهده دارند. علاوه بر این جنبه های دیگری مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزاء مهم این سرمایه بر شمرده است، (Bollen,2005).

۲۳ ۲- مدل هانس و لاواندال

طبقه بندی دیگری که بایستی از آن نام برد طبقه بندی هانس والاواندال[۳] ۱۹۹۷ است. در این طبقه بندی منابع شرکت به دو دسته مشهود و نامشهود تقسیم می شود. در این منظور از منابع نامشهود IC می باشد که این دو محقق آنها را به دو دسته اصلی منابع ارتباطی و شایستگی تقسیم کرده اند. شایستگی ها به توانایی برای اجرای یک کارخاص اطلاق می شود و به دو سطح فردی (دانش، مدل هانس ولاواندال مهارتها، استعداد و توانمندی ها) و سازمانی (اطلاعات محورها، پایگاه ها ، تکنولوژی و رویه ها) تقسیم می شود. منابع ارتباطی نیز اشاره به شهرت شرکت ، وفاداری مشتریان ، و ارتباطات شرکت با مشتریان دارد.

 

 

شکل ۸-۲-مدل هانس و لاواندال۱۹۹۷

 

منابع

نامشهود

مشهود

 ارتباط

شهرت

وفاداری

-ارتباطات

شایستگی اطلاعات محورها-مهرتها   تواناییها   توانمندیها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعدها لاواندال دو مقوله ارتباط و شایستگی را براساس آن که کارمند محور و یا سازمان محور باشد به دو گروه فرعی فردی و جمعی تقسیم نمودند. این تقسیم بندی کمک می نماید تامابین منابع IC که وابسته به افراد است و منابع IC که وابسته به سازمان است تمایز قائل شویم، (Pew tan el,2008).

شکل ۹-۲-مدل لاواندال ۱۹۹۷

        شایستگی            فردی         گروهی       دانش       پایگاه داده      توانمندی   توانمندی        استعداد-مهارت  فرهنگ-مهارت

          ارتباط            فردی       گروهی        شهرت     شهرت         وفاداری   وفاداری     ارتباطات  ارتباطات

مشهود

نامشهود

منابع

         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲۴-۲- مدل لین

لین درسال ۱۹۹۸ سرمایه های فکری راتحت عنوان ایده های ارزشمند و توانایی برای نوآوربودن تعریف نمود .تجربه نشان داده است که این دوفاکتور درصورت محقق شدن جزوءمهمترین فاکتورهای هستند که آینده یک سازمان راتضمین می کند وی سرمایه های فکری رامتشکل ازسه جزءسرمایه انسانی ،سرمایه ساختاری وسرمایه مشتری (ارتباطات) دانسته است. در زیر اجزای که وی برای هر یک از این سه جزء در نظر گرفته است را به اجمال برسی می کنیم. سرمایه انسانی : سرمایه انسانی شامل فاکتورهای انسانی مانند هوش ، مهارت، تخصص، تجربه و توانایی های یادگیری است. این سرمایه تماما و به افراد موجود در درون یک سازمان متکی است و نمی تواند تحت مالکیت سازمان در بیاید.

سرمایه ساختاری : لین اصطلاح رویه وامور جاری کاری را جایگزین عنوان سرمایه ساختاری دانسته وآن را شامل خط مشی ،فرهنگ، سستم های اطلاعاتی و نرم افزارهای اختصاصی شرکت می داند.

سرمایه مشتری : همانند بونتیس وی نیز سرمایه مشتری را شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط بامشتریان دانسته و جنبه های دیگر مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزای مهم این سرمایه برشمرده است. برخلاف بونتیس ، لین عقیده دارد که سرمایه مشتری بخش پایانی و هدف نهایی در بحث سرمایه های فکری محسوب نمی شود بلکه دارایی های معنوی این بخش را به عهده دارند که به نوعی مشهودترین جزء IP به حساب می آید، (Bollen,2005).

۲۵-۲- شباهت موجود درتعاریف واجزای مدلهای سرمایه فکری:

این مدلهاحداقل شامل موارد زیر است :

  1. دانش وتجربه قرارگرفته شده درافرادهم بطور رسمی وهم بطورغیررسمی
  2. سیستم های وفرآیندهای سازمانی
  3. تکنولوژی ونوآوری
  4. روابط تجاری ازقبیل روابط بامشتریان ،عرضه کنندگان وشرکاءاستراتژیک

هنگامی که ادبیات تحقیق سرمایه فکری برسی می شود ؛به نظر مکه بیشتر مدل های سرمایه فکری سعی کرده اند یا داشته اند که سه جزءرابایک سری ویژگی های مشترک برای رمایه فکری درنظر بگیرند.

-بعد انسانی سرمایه انسانی یکی از مهمترین وبه عبارتی مهمترین نوع داراییهای دانشی یافکری درسازمان است بخاطر اینکه ؛این داراییها منبع خلاقیت است .این نوع داراییها دانشی ضمنی درافراد داخل یک سازمان قراردارد که یکی ازعوامل حیاتی اثرگذار برروی عملکرد هرشرکتی است .اما باید توجه داشت که وجود این داراییهای دانشی به تنهایی برای تحقق عملکرد یک شرکت کافی نیست .هدف شرکت هاباید این باشد که این نوع داراییها دانشی ضمنی رابه صورت وشکل دانش صریح برای تمامی سطوح سازمان تبدیل کنند درغیر اینصورت امکان وجود وخلق هیچ گونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت .سرمایه انسانی ترکیبی

تجمعی ازدانش عمومی وحرفه ای کارکنان وتواناییهای رهبری وتواناییهای حل مشکلات وریسک پذیری است .آنچه ازاین تعریف مشخص است این است که سنجش این نوع سرمایه بااین اجزاخیلی مشکل است. این نوع سرمایه دریک شرکت ؛خلاقیت عملیاتی داراییهای مشهود (تجهیزات وابزاره) را ارتقامی دهد و دارایی نامشهود را فعال می کند .درشرکتهای موفق به منظور افزایش وبهبود بینش وتواناییهاوتجربیات برای رقابت در محیط متغیر امروزی ؛سرمایه گذاریهایی بروی کارکنان به صورت می‌گیرد .باید این نکته را اضافه کرد که مالکیت این نوع سرمایه دراختیار شرکته نیست وخروج افراد ازسازمان منجربه ازدست رفتن حافظه سازمانی می شود که یک نوع تهدید برای سازمان محسوب می شود، (Bontis et al.,2000)  تجربه نشان داده است که افزایش توانایی ها و قابلیت های کارکنان دارای اثرمستقیمی بروی نتایج مالی شرکت است وهمچنین سرمایه با عملکرد شرکت رابطه مستقیمی دارد، (Becker et al.,2001)

تعریف دیگر ونام های دیگربرای سرمایه انسانی:

–  سرمایه انسانی نمایانگرونشان دهنده ذخیره دانش یک سازمان است که بصورت کارکنان سازمان تجلی می یابد. همچنین سرمایه انسانی ؛نیز به صورت توانایی جمعی یک سازمان برای استخراج بهترین راه حلها ازدانش افراد آن نیز تعرف شده است کارکنان یک سازمان سرمایه فکری راازطریق شایستگی ها وطرز فکرهایشان وزیرکی فکری تولید می کنند که این شایستگی های سازمان شامل مهارتها وتحصیلات است وطرز فکرهای کارکنان که اجزای رفتاری کارکنان راپوشش می دهد.زیرکی یک فرد راقادر می سازد تاعملیات راتغییر دهد وراه حلهای نوآورانه رابرای مشکلات سازمانی درنظر گیرد.

– هدسون[۴] سرمایه انسانی را بصورت ترکیبی ازوراثت ژنتیکی وتحصیلات وتجربه وطرز ف۶کرهای کارکنان درباره زندگی و کسب وکار تعریف می کند .

– سرمایه انسانی بصورت پتانسیل های بلقوه واساسی یک سازمان نیز تعریف شده است .

– بعد ارتباطی سرمایه ارتباطی (مشتری) عبارتست ازمجموع همه داراییهایی که روابط شرکت با محیط راترتیب دهی ومدیریت می کند واین سرمایه شامل ارتباط شرکت بامشتریان وسهامداران وعرضه کنندگان ورقبا ودولت وموسسات دولتی وجامعه است .اگرچه مهمترین قسمت سرمایه ارتباطی ؛روابط مشتری است ولی نباید فقط این روابط مورد توجه قرارگیرد .این سرمایه ارتباطی درواقع انعکاس وبازتابی ازشرکت است .اندازه گیری سرمایه ارتباطی بااین موضوع که چگونه محیط ؛ شرکت را درک می کند مرتبط است .سرمایه ارتباطی شامل برندها ومقیاس های وفاداری مشتری وشهرت شرکت وعرضه کنندگان وسیستم های بازخور مشتری وغیره است . منکا[۵] بیان می کند که سه گام برای برقراری روابط با محیط وجود دارد:

  1. درک محیط
  2. همگام شدن با محیط
  3. برقراری روابط با محیط

در یک زنجیره ارزش؛ تعهدی که برای شرکت ها وجود دارد این است که با همه بخش های محیط از مشتری گرفته تا عرضه کننده روابطی برقرارکنند. تحقیقات بسیاری نشان داده است که توجه به بازار؛ دارای اثر مستقیمی روی نرخ سود آوری دارد و سهم بازار شرکت را افزایش می دهد.

تعاریف و نام های دیگر برای سرمایه ارتباطی:

سرمایه مشتری دانش شامل ارزش فعلی و آتی روابط یک سازمان با مشتریان خود است و بیانگر پتانسیل یک سازمان بخاطر نامشهود های خارج ازسازمان است. سرمایه بازاری به شایستگی سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی باسهامداران بیرونی اطلاق می شود، (Seetharaman et al, 2002).

بعد سازمانی:

بعد سازمانی درسرمایه فکری بصورت سرمایه سازمانی (ساختاری) تعریف می شود. سرمایه سازمانی به صورت مجموع دارایی هایی تعریف می شود که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن می سازد. ماموریت شرکت ؛ چشم انداز؛ ارزش های اساسی و استراتژی های سیستم های کاری و فرآیندهای درونی یک شرکت می تواند در زمره این نوع دارایی شمرده شود. سرمایه سازمانی یکی از اصول زیربنایی برای خلق سازمان های یادگیرنده است. حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی وبالایی باشد اگر ساختار سازمانی ازیکسری قوانین وسیستم های ضعیفی تشکیل شده باشد نمی توان ازاین قابلیت ها واستعدادهای کارکنان برای خلق ارزش وداشتن عملکرد خوب سازمانی استفاده کرد .البته باید این نکته توجه کرد که اگر سازمان سرمایه گذاری شدیدی بروی تکنولوژی کند ولی کارکنان توانایی استفاده ازاین تکنولوژی را نداشته باشند این سرمایه گذاری وبه تبع آن سرمایه سازمانی مفید وموثر نخواهد بود.

در پایان باید این نکته را افزود که این سه سرمایه با همدیگر می توانند برروی عملکرد سازمانی تاثیر بگذارند. بنابراین وجود روابطی بین آنها ازاهمیت بالایی برخورداراست .سازمان ها نباید فقط به فکر ارتقا و بهبود جداگانه این سرمایه ها باشند.

تحقیقات صورت گرفته شده در کانادا؛ مالزی، تایوان و چند کشور دیگر نیز این مطلب را تایید می کند. درادامه برخی ازاین روابط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی (تجاری) در یکسری مدل های علی آورده می شود.

تعاریف و نام های دیگر برای سرمایه سازمانی (ساختاری ):

سرمایه :ساختاری شامل همه مخازن دانش غیر انسانی دریک سازمان است که شامل پایگاه داده هاوچارتهای سازمانی ودستورالعمل های فرآیندی واستراتژی ها ویاشامل هرچیز دیگری که به سازمان ارزشیبیشتر ازمواد ان می دهد. سرمایه ساختاری به صورت آن چیزی که درسازمان باقی می ماند هنگامی که افراد شب به به خانه هایشان می روند تعریف شده است وازفرایند ها وروالهای سازمانی برمی خیزد.

سرمایه ساختاری به صورت افزارها و پایگاه داده ها ووساختارسازمانی و حق اختراع ها ومارک های تجاری و سایر توانایی های وقابلیت های سازمانی است که بهره وری کارکنان حمایت می کند .

[۱] Intelectual Capital

[۲] socio- economic performance

[۳] Hans and lavandal

[۴] Hudson

[۵] Mckenna

پایان نامه مدیریت با موضوع : سرمایه فکری

 

مفهوم سرمایه فکری همیشه مبهم بوده وتعریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرارگرفته است .بسیاری تمایل دارند ازاصطلاحاتی مانند دارایی ها،منابع یامحرک های عملکرد به جای کلمه سرمایه استفاده کنند و آنها واژه فکری را با کلماتی مانند نامشهود ، برمبنای دانش یاغیر مالی جایگزین می‌کنند. بعضی از حرفه ها (حسابداری مالی و حرفه های قانونی) نیز تعاریف کاملا متفاوتی مانند دارایی های ثابت غیر مالی۱ که موجودیت عینی وفیزیکی ندارند، ارائه کرده اند، (Marr, 2008). استوارت اعتقاد دارد، سرمایه فکری مجموعه ای از دانش ،اطلاعات ، دارایی های فکری ، تجربه ، رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت بکارگرفته شود. در واقع سرمایه فکری تمتمی کارکنان ،دانش سازمانی وتواناییهای آن رابرای ایجاد ارزش افزوده در برمی گیرد وباعث منافع رقابتی مستمر می شود (قلیچ لی ومشبکی ،۱۳۸۵). بنتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود (منابع ،توانایی ها،رقابت) تعریف می کند که ازعملکرد سازمانی و ایجاد ارزش بدست می آیند، (Bontis , 1998). ادوینسون ومالون ،سرمایه فکری رااطلاعات ودانش بکاربرده شده برای کارکردن ،جهت ایجاد ارزش تعریف می کنند، (vasile , 2008). بنتیس و هالند ، درمقاله خود درسال ۲۰۰۲، سرمایه فکری رااین طور تعریف می کنند:سرمایه فکری ذخیره ای ازدانش راکه درنقطه هایی اززمان دریک سازمان وجود دارد،نشان می دهد. دراین تعریف ارتباط بین سرمایه فکری ویادگیری سازمانی مورد توجه قرارگرفته است. روس معتقد است سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان رابرای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند. این دارایی ماهیتی عینی وفیزیکی ندارد ویک دارایی نامشهود است که ازطریق به کارگیری داراییها ی مرتبط بامنابع انسانی ،عملکرد سازمانی وروابط خارج ازسازمان به دست آمده است .همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش دردرون سازمان می شود واین ارزش به دست آمده به دلیل اینکه یک پدیده کاملا داخلی است ،قابلیت خرید وفروش ندارد، (rose and ( barrons , 2005 دریک نگاه می توان تعریف ارائه شده ازسرمایه فکری رادرجدول شماره ۳-۲ نشان داد.
پایان نامه

جدول شماره ۱ -۲  تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری

 

نویسندگان

 

تاریخ

 

تعاریف

 

ایتامی

 

 

۱۹۸۷

دارایی های نا مشهود مانند دارایی های مبتنی براطلاعات که شامل فناوری ،اعتماد مشتری ،تصویرسازمانی حاصل از علائم تجارتی ،فرهنگ سازمانی و مهارت های مدیریتی می باشند
 

هال

 

 

۱۹۸۹

داراییهای فکری شامل حقوق مالکیت معنوی مانند حق امتیاز،علائم تجاری ،حق مالکیت معنوی شهرت ، شبکه های فردی و سازمانی ،دانش ،تخصصو مهارتهای کارکنان است .
 

هال

 

۱۹۹۳ ،۱۹۹۲

 

سرمایه فکری شامل دارایی های مانند حقوق مالکیت معنوی و شهرت و مهارت ها یا مزیت هایی مانند دانش چگونگی و فرهنگ سازمانی است .
کلین و پروساک  

۱۹۹۴

هرعنصر فکری که بتوان آن را فرموله و گردآوری گرد و بتوان از آن برای ایجاد دارایی باارزش بیشتر استفاده کرد .
ادوینسون وسالیون

 

 

 

۱۹۹۶

 

دانشی که بتوان آن را به یک ارزش تبدیل کرد

 

بروکینگ

 

 

۱۹۹۶

ترکیبی از چهار جزی اصلی ،ئارایی های بازار ،دارایی های انسانی ،دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیر ساختی .
 

اسویبای

 

 

۱۹۹۷

سرمایه فکری مربوط به سه دسته ازدارایی های نا مشهود است .ساختارداخلی ،ساختارخارجی وشایستگی های انسانی .
روس و همکاران

 

 

۱۹۹۷

سرمایه فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یک بخش غیر فکری مانند سرمایه ساختاری است .
روس و همکاران

 

 

 

۱۹۹۷

سرمایه فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت است که درترازنامه نشان داده نمی شود. لذا هم شامل آن چیزی است که در مغز اعضای سازمان است و هم آن چیزی که پس ازخروج افراد درسازمان باقی می ماند.
ادوینسون و مالون

 

 

 

۱۹۹۷

سرمایه فکری مجموعه ای از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده ،فناوری سازمان ،روابط با مشتریان و مهارت های حرفه ای است که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات حیات سازمان دربازاررا فراهم می سازد.
بویسوت

 

 

۱۹۹۸ حالت ها و تمایلاتی که درافراد وگروه ها وجودداردکه در صورت برانگیخته شدن قابلیت ایجاد ارزش افزوده رادارند.
تیس

 

 

۱۹۹۸ منابه خاص سازمانی که کپی برداری ازروی آن ها اگرغیر ممکن نباشد بسیارمشکل است .
بنتیس وهمکاران

 

۱۹۹۹ مفهومی است جهت طبقه بندی تمامی منابع نامحسوس سازمان وشناخت ارتباط میان آنها .
سازمان همکاری وتوسعه اقتصادی

 

 

 

۲۰۰۰

ارزش اقتصادی است توسط دو دسته از دارایی های نا محسوس شرکت ایجاد می شود ، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی
نوناکاوهمکاران

 

 

۲۰۰۰ منابع خاص شرکت که وجود آن ها برای ایجاد ارزش ضروری است .
لیف

 

 

۲۰۰۱ دارایی های ناملموس منابع غیرفیزیکیارزش می باشدکه توسط نوآوری ،طرح های منحصر به فردسازمان ویا توسطمنابع انسانی ایجاد می شوند.
ماروشیوما

 

 

۲۰۰۱ مجموعه ای ازدارایی های دانشی که با ایجاد ارزش افزوده برای ذینفعان کلیدی این امکانرابرای سازمان بوجودمی آوردتا جایگاه رقابتی خودراارتقادهد.این دارایی ها شامل دارایی انسانی ،دارایی رابطه ای ،دارایی فرهنگی وفعالیتهاوامورروزمره،دارایی های فکری و دارایی های فیزیکی می باشد .
کاپلان ونورتون

 

 

۲۰۰۴ دارایی های نا محسوس شامل سرمایه انسانی مانند مهارتها ،استعداد و دانش ،سرمایه اطلاعاتی مانند پایگاه های داده ،سیستم اطلاعاتی وزیرساخت های فناوری،سرمایه سازمانی مانندفرهنگ ،سیک رهبری وتوانایی تسهیم دانش است .
آی .ای .اس.بی

 

 

 

۲۰۰۴ دارایی های نامحسوس دارایی های ثابت غیر مالی هستند که ازجنس ماده نیستند اما ماهیت آن ها توسط حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می شود.

منبع (مارومستغفر ،نشریه Management Decision ،دوره۴۳،شماره ۹،ص۱۱۹،سال ۲۰۰۵)

 

در پایان باید گفت که پیدایش اقتصادی دانشی باعث افزایش معروفیت سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار شده است. اکنون زمان خوبی برای فعال بودن در زمینه تحقیقات سرمایه فکری است . امروزه جامعه محققان سرمایه فکری در جایگاه مهمی قراردارند. این محققان نبرد و مبارزه ای را از سال های پیش برای قبولاندن اهمیت سرمایه فکری داشته اند و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کرده اند و بیشتر تلاش های صورت گرفته شده در زمینه توسعه چهارچوب سرمایه فکری بوده است و اکنون این ضرورت بوجود آمده است که آنها برروی اندازه گیری و مدیریت و افشاء آن تمرکز کنند. باید گفت که موضوع علم سرمایه فکری یک موضوع بین رشته ای است و در برگیرنده علوم مختلفی مانند حسابداری ، مدیریت دانش، خط مشی گذاری و اقتصاد و مدیریت منایع انسانی و….است . هر چند  که امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمایه فکری بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می شود تا یک علم ؛ که در برگیرنده عوامل روانی و خلاقیت است.

۱۷-۲- مدل ادوینسومن و مالون

“لیف ادرینسون” یکی از شناخته شده ترین محققین دنیا درزمینه سرمایه های فکری است . او به عنوان اولین مدیر سرمایه های فکری در شرکت اسکاندایا – یک شرکت بین المللی بیمه درکشور سوئد –فعالیت داشته است . شرکت اسکاندیا موفق شده که یک نوع طبقه بندی بومی شده ازسرمایه فکری را ارائه نماید. ادوینسون اساسا سرمایه های فکری را بعنوان ارزش های نامشهودی تلقی می کند که می تواند منشا شکاف و اختلاف میان ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت ها و سازمان ها باشد . برهمین اساس معادله زیر را برای تعیین ارزش بازاری شرکت پیشنهاد نموده است :

سرمایه های فکری + ارزش دفتری = ارزش بازاری

وقتی شرکت اسکاندیا درسال ۱۹۹۲ شروع به صورت برداری و ارزش گذاری برروی ارزش نامشهود سرمایه‌های فکری خود کرد ، فهرستی شامل۵۰ مورد با ارزش همانند نشان تجاری ،امتیازات انحصاری ،پایگاه داده مشتریان ،سیستم های فناوری اطلاعات ،افراد وپرسنل کلیدی وتاثیر گذار ،تدوین وگرد آوری نمود .ازآنجایی که فهرست مذکور،بسیار طولانی ومدیریت برآن سخت ودشوار بوده ،اجزا وموارد آن دردو گروه ابعاد انسانی وابعاد سازمانی تقسیم گردید .بدین ترتیب تعریف ساده تری ازسرمایه های فکری حاصل شده است :

سرمایه های ساختاری + سرمایه های انسانی = سرمایه های فکری

مطابق نظر ادوینسون ، مواردی که پس از رفتن کارکنان به خانه ، درسازمان باقی می مانند سرمایه های ساختاری سازمان را تشکیل می دهند، او بر این واقعیت تاکید دارد که سرمایه های انسانی سازمان را نمی توان تحت مالکیت سازمان درآورد ، بلکه آنهارا تنها می توان استخدام یا اجاره نمود .برعکس آن ،سرمایه های ساختاری رامی توان تحت تملک درآورد و دادوستد نمود.

بر همین اساس سلسله مراتبی را برای سازمان های فکری ارائه نمود. وی به همراه محققی به نام مالون ،IC را به عنوان دارایی هایی مثل دانش ، تجارب کاربردی ، تکنولوژی سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارت های حرفه ای دانسته اند که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازارمی‌شود. آنها در طرح ارزش اسکاندیا ارزش بازلری یک شرکت را ترکیبی ازارزش مالی آن (شامل دارایی های مشهود) و ارزش سرمایه های فکری دانسته اند. بعدها آنها مدل اسکاندیا را به عنوان یک شیوه ساختاری یا [۱]SC ، این دو محقق سرمایه های ساختاری در سازمان را عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کرد.  SC خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری تقسیم شده و سرمایه سازمانی (شامل سیستم ها ، ابزارها و فلسفه عملیاتی است که جریان یافتن دانش دردرون سازمان راسرعت می بخشد) به سرمایه نوآوری وسرمایه فرآیندی تقسیم می شود . این دو محقق اجزاء متشکله سرمایه‌های فکری را اینگونه تعریف کرده اند:

سرمایه انسانی : به میزان ارزش ،مهارت ها و تجاربی که افراد  در سازمان ها دارا می باشند اطلاق می گردد.

سرمایه ساختاری : شامل فرهنگ ،توانمندی ها ،سخت افزارها ونرم افزار های حامی [۲]HC می باشد .

سرمایه مشتری :درارزش ارتباطات سازمان بامشتریانشان نمایانگر می شود .

سرمایه سازمانی :شامل فلسفه سازمانی وسیستم هایی برای بالا بردن قدرت نفوذ وتوانمندیهای سازمانی است .

سرمایه نوآوری : شامل دارایی های معنوی است که توسط قوانین حمایت ازحقوق مالکیت معنوی شامل کپی رایت ،نام تجاری ودارایی های نامشهود مورد پشتیبانی قرار می گیرد .

سرمایه فرایندی : شامل تکنیک ها،شیوه ها وبرنامه های است که مواردی مانند تحویل محصول یاخدمات را تسهیل می کند.

– سرمایه سازمانی شامل دارایی های دانشی نهادینه شده دربستر فرآیند ها ونوآوری های سازمانی می باشد.

– سرمایه فرآیندی اشاره به فرآیند های ارزش افزای سازمانی مانند ساختار سازمانی ،تجارب مدیریتی ،سیستم های ورویه ها ،زیر ساخت ها ،سیستم های کامپیورتری و…..دارد.

-سرمایه نوآوری شامل دانش آشکار همراه باداراییهای فکری می گردد .که شناسایی هردوی آنها درسازمان مشکل است ،همانند فرهنگ مثبت.

-مالکیت معنوی ،بیانی است برای دانش مستند شده وجمه آوری شده مانند شده مانند نوآوری ها ،تجارب عملی ،حقوق اختراع ، فناوری ،برنامه های تحصیلی ،زیر ساخت های دانشی شرکت ، طراحی ها وهمچنین ویژگی خاص تولیدات وخدمات .

الگوی ارزشی اسکانیا ،توجه وتمرکز زیادی برقابلیت های نوسازی سازمانی دارد.این الگو ،سرمایه نوآوری وفرآیندی بعنوان بخشی ازسرمایه سازمانی تاکید دارد.

[۱] Structural Capital

[۲] Human Capital

تقسیم – امور حسبی

فصل هفتم قانون امور حسبی، به تقسیم ماترک متوفی اختصاص یافته که شاید یکی از چالشی‌ترین فصل‌های قانون امور حسبی باشد. به این دلیل که در خصوص ترافعی بودن یا نبودن آن اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. از یک طرف ماده یک این قانون، امور حسبی را اموری می‌دانند که دادگاه‌ها تکلیف دارند که نسبت به آن امور وارد عمل شده و اتخاذ تصمیم کنند بدون اینکه رسیدگی به این امور محتاج به اقامه دعوی یا طرح درخواست ذی‌نفع و یا وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص باشد. اما این سؤال مطرح می‌شود که آیا ماده مذکور دارای مفهوم مخالف هست یا خیر؟ یعنی آیا می‌توان گفت الزاما هر امری که رسیدگی به آن متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آنها باشد، امری ترافعی بوده و در شمار  امور حسبی قرار نمی‌گیرد؟ اگر با استناد به ماده یک، معتقد باشیم وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص، دعوی را از شمول قانون امور حسبی خارج می‌کند، یعنی برای ماده مذکور مفهوم مخالف قائل بوده و تنها ویژگی قانون امور حسبی را غیرترافعی بودن آن می‌دانیم. لیکن ماده ۱۲ آیین‌نامه راجع به ماده ۲۹۹ قانون امور حسبی مصوب ۱۳۲۲ وزارت دادگستری که اعلام نموده: «اگر ترکه متوفی به وسیله دادگاه تقسیم شده و حکم نهایی دادگاه در این خصوص به اداره ثبت داده شود و یا اینکه ورثه، موصی‌له و وصی (در صورتی که وصیتی شده باشد) ترکه را تقسیم کرده باشند ملک مطابق تقسیمی که شده است ثبت می‌شود در صورت اخیر اگر اختلافی مابین ورثه و موصی‌له یا وصی در تقسیم باشد ثبت ملک موقوف به رفع اختلاف در دادگاه خواهد بود.» این استدلال را با چالش مواجه می‌کند. زیرا مفهوم این ماده این است که دادگاه در مورد تقسیم ماترک، وفق ماده ۳۲۴ قانون امور حسبی حکم صادر می‌کند خواه این حکم مسبوق به اختلاف و اقامه دعوی باشد و خواه مسبوق به اختلاف نباشد. یعنی اگر حتی تقاضای تقسیم ترکه مسبوق به اختلاف و منازعه بوده و با اقامه دعوی مطرح شود، باز هم باید آن‌را امری حسبی طلقی و حکم داگاه در این خصوص، حکم حسبی  محسوب می‌شود. البته این استدلال، با نظر علمای حقوق اختلاف دارد. به عنوان مثال، آقای دکتر کاتوزیان اعتقاد دارند تمام مواردی که دادرسی مسبوق به نزاع است، ترافعی محسوب می‌شود. ایشان در مورد حکم تقسیم ترکه موضوع ماده ۳۲۴ قانون امور حسبی و جمع‌ آن با ماده ۴۰ قانون امور حسبی و ماده ۳۳ آیین دادرسی مدنی سابق (دعوی بطلان تقسیم) اشعار داشتند که از لحن ماده ۳۲۴ قانون امور حسبی چنین برمی‌آید که حکم تقسیم نظیر آراء ترافعی است ولی مفاد ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی (سال ۱۳۱۸) به کلی خلاف این استنباط را می‌رساند سپس جمع این مواد بدین شکل است که اگر این تقسیم تراضی انجام شود و دادگاه نقش مشاور و سرپرست شریکان را ایفا کند، هر یک از شرکا می‌تواند تقاضای ابطال آن را به سبب تخلف از قانون بخواهد. برعکس اگر درخواست تقسیم به صورت دعوی مطرح شود و دادگاه با صدور حکم اختلاف شریکان را در باب اصل تقسیم و یا نحوه آن حل کند، رای از اعتبار امر مختوم استفاده می‌کند و قابلیت ابطال را ندارد. از سوی دیگر، این نظر به وجود دارد که باید بین تقاضای تقسیم ماترک بدون اختلاف در مالکیت و تقاضای تقسیم با فرض وجود اختلاف، تفکیک قائل شد. یعنی اگر در خصوص مالکیت ماترک ادعایی نشود و مالکیت محل نزاع نباشد، امر تقسیم، غیرترافعی است. لیکن اگر مالکیت ماترک محل نزاع قرار گیرد، درخواست تقسیم از حالت غیرترافعی خارج و موضوع امر ترافعی محسوب خواهد شد. با توجه به مطالب مذکور به نظر می‌رسد تقسیم ترکه متوفی نمی‌تواند دعوی غیرترافعی صرف باشد؛ مخصوصا زمانی‌که در مالکیت ماترک متوفی، اختلافی وجودداشته باشد. لذا امکان داوری در تقسیم ماترک به دلیل ترافعی بودن آن با توجه بیشتری همراه است. در تأیید این نظر باید به دو نکته اشاره کرد: اول اینکه زمزمه‌های ارجاع امر تقسیم ماترک به دفاتر اسناد رسمی وجود داشت که مراحل قانونی آن هنوز طی نشده و ابلاغ به دفاتر اسناد رسمی در این خصوص هنوز صورت نگرفته است. اما پیش‌بینی امکان ارجاع امر تقسیم ماترک به مرجع غیرقضایی، امکان داوری در این مورد را تقویت می‌کند. دوم امکان صدور گزارش اصلاحی در امور راجع به تقسیم ماترک است. قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۹ در فصل نهم، مواد ۱۷۸ تا ۱۹۳ را به سازش و نحوه درخواست آن اختصاص داده است. مطابق ماده ۱۸۶ قانون مذکور “هرکس می‌تواند در مورد هر ادعایی از دادگاه نخستین به طور کتبی درخوست نماید که طرف او را برای سازش دعوت کند.”

پایان نامه

پایان نامه

در امر دعوای تقسیم ترکه نیز که معمولا شرکا در صورت عدم تراضی به دادگاه مراجعه می‌نمایند، می‌توان از مقررات موجود در این فصل از قانون آیین دادرسی مدنی استفاده کرد. بدیهی است که درخواست سازش ممکن است پیش از اقامه دعوا باشد. در این صورت معمولا با تشویق دادگاه، طرفین به سازش می‌رسند و موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده در صورت‌مجلس نوشته می‌شود و حسب مورد به امضای دادرس یا دادرسان و طرفین می‌رسد. (ماده ۱۸۲ قانون آیین دارسی مدنی.) پس از آن، دادگاه ختم رسیدگی با سازش را اعلام می کند و اقدام به صدور گزارش اصلاحی می‌کند. (ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی) مفاد سازش‌نامه مانند احکام دادگاه‌ها به اجرا گذاشته می‌شود و نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام قانونی آنها نافذ و معتبر است. گاهی نیز سازش خارج از دادگاه صورت می‌گیرد و ممکن است در حین اجرای قرار مانند قرار تحقیق محلی، معاینه محل و تأمین دلیل واقع شود. در این حالت هرگاه سازش‌نامه توسط قاضی مجری قرار تنظیم شود، مطابق تبصره ماده ۱۸۲ قانون آیین دادرسی مدنی در حکم سازش به عمل آمده در دادگاه است.[۶] در برخی مواقع نیز سازش در دفاتر اسناد رسمی واقع می‌شود. در یکی از نشست‌های قضایی سؤالی بدین شکل مطرح گردیده است: آیا در امور حسبی مثلا تقسیم ترکه دادگاه می‌تواند گزارش اصلاحی صادر کند یا خیر؟ نظر اکثریت که در تاریخ ۴/۱۲/۶۷ اعلام شده است:

همانگونه که تا کنون رویه محاکم بوده است چنانچه ورثه با اعلام مصالحه و سازش در تقسیم از دادگاه تقاضا نمایند ترکه را با صدور گزارش اصلاحی بین آنان تقسیم کند دادگاه می‌تواند به استناد مواد ۶۲۸ و ۶۳۰ قانون آیین دادرسی قدیم (مواد ۱۸۳ و ۱۸۴ قانون جدید) به تنظیم و صدور گزارش اصلاحی اقدام نماید و این سازش‌نامه به منزله حکم قطعی دادگاه و نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام آنها نافذ و معتبرو لازم‌الاجرا خواهد بود و از مقررت قانون امور حسبی به‌ویژه ماده ۳۱۳ آن خلاف این معنی و منع تنظیم سازشنامه مطابق قانون آیین دادرسی مدنی استنباط نمی‌شود و مقررات مواد ۳۰۹ و بعد قانون مور حسبی منصرف از گزارش اصلاحی است. در نظر اقلیت نیز آمده است:

امور حسبی تصریح به آن کرده است مانند مواد ۵ و ۷ و مقررات مربوط به ابلاغ در قانون مذکور. بنابراین در غیر موارد مصرحه اصل براین است که امور مربوط به ترکه و سایر امور حسبی مشمول قانون خاص امور حسبی است و تسری مقررات قانون عام آیین دادرسی مدنی به این امور مجوز ندارد و چون در مواد ۳۰۹ و بعد قانون امور حسبی برای تقسیم ترکه مقررات خاص پیش‌بینی و تصمیم دادگاه حتی مبتنی بر تراضی ورثه در تقسیم علی‌رغم قطعیت گزارش اصلاحی قابل پژوهش و فرجام شناخته شده است به نظر می‌رسد عدول از این مقررات که از قواعد آمره محسوب است جایز نیست و دادگاه نمی‌تواند با وجود مقررات امور حسبی نسبت به تقسیم ترکه به استناد مواد ۶۲۸ و ۶۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی گزارش اصلاحی بدهد. در مورد لزوم یا عدم لزوم دخالت دادستان نیز، قضات دادگاه حقوقی ۲ سابق تهران این‌چنین نظر داده‌اند:

سؤال: اگر احد از شرکا صغیر باشد برای صدور گزارش اصلاحی دائر به تقسیم ماترک یا حکم به فروش علاوه بر مداخله قیم دعوت از اداره سرپرستی و اطلاع آن نیز لازم است یا نه؟

نظریه‌ای که در تاریخ ۲۵/۱۲/۶۷ به اتفاق آراء اعلام شده است بدین شرح بوده است که فرض بر این است که قیم مورد وثوق و منصوب و نماینده از طرف اداره سرپرستی است و غبطه صغیر از ناحیه او و همچنین توسط دادگاه مراعات می‌شود. لذا با وجود قیم و اقدام دادگاه نیازی به دعوت از اداره سرپرستی نیست. بنابراین در غیر موارد مصرحه اصل براین است که امور مربوط به ترکه و سایر امور حسبی مشمول قانون خاص امور حسبی است و تسری مقررات قانون عام آیین دادرسی مدنی به این امور مجوز ندارد و چون در مواد ۳۰۹ و بعد قانون امور حسبی برای تقسیم ترکه مقررات خاص پیش‌بینی و تصمیم دادگاه حتی مبتنی بر تراضی ورثه در تقسیم علی‌رغم قطعیت گزارش اصلاحی قابل پژوهش و فرجام شناخته شده است به نظر می‌رسد عدول از این مقررات که از قواعد آمره محسوب است جایز نیست و دادگاه نمی‌تواند با وجود مقررات امور حسبی نسبت به تقسیم ترکه به استنا مواد ۶۲۸ و ۶۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی گزارش اصلاحی بدهد. بنابراین در پاسخ به سؤال فوق باید گفت: چون تقسیم، مربوط به امور حسبی است و طبق ماده ۲۰ قانون امر حسبی، دخالت و اقدام دادستان در امور مذکور منحصر به مواردی است که در قانون تصریح شده باشد و لزوم دخالت و اقدام دادستان در امر تقسیم در قانون امور حسبی تصریح نشده است، اقدام برای کسب عقیده دادسرا در این خصوص (خواه بین صاحبان مال محجور باشد یا نباشد) ضروری به نظر نمی‌رسد و ماده ۱۲۴۲ قانون مدنی هم در رسیدگی به دعاوی اعمال می‌شود نه در رسیدگی به امور حسبی(اعم از اینکه ماترک منقول باشد یا غیرمنقول) از طرف دیگر، قانون‌گذار در قسمت اخیر ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی بیان داشته: «… لیکن اگر مابین آنها (ورثه) محجور یا غایب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آنها در دادگاه به عمل می‌آید». (خواه عمل تقسیم بر مبنای تراضی صورت پذیرفته باشد خواه به اجبار دادگاه). رأی وحدت رویه شماره ۵۳۲-۲۱/۱۲/۶۸ هیأت عمومی دیوان عالی کشور نیز، تأکیدی بر این موضوع است که عمل تقسیم هنگامی که بین ورثه محجور یا غایب باشد، توسط نمایندگان آنها در دادگاه صورت می‌پذیرد و با حضور نماینده و انجام عمل تقسیم در دادگاه، نیازی به دخالت دادسرا نمی‌باشد. ماهیت عمل تقسیم نیز که صرفا تمیز حق است نیز موضوع را تابع ماده ۱۲۴۲ قانون مدنی نمی‌داند که نیاز به تصویب مدعی‌العموم باشد. بنابراین شرکاء مال مشاع یا وراث متوفی هنگام تقسیم مال مشاع یا تقسیم ترکه به یمی از طرق اشاره شده می‌توانند متوسل شوند. تقسیم‌نامه تنظیمی هرچند به تراضی کلیه وراث یا مالکین مشاع تنظیم گردیده، لیکن باید توجه داشت که مطابق ماده ۱۰ قانون مدنی این توافق و تراضی تا جایی معتبر و مورد حمایت قانون‌گذار خواهد بود که مخالف با نظم عمومی یا قانون نباشد. آنچه در این تقسیم‌نامه و سازش‌نامه ها حائز اهمیت است بیشتر در خصوص اموال غیرمنقول است که هرچند افراد با تراضی، نسبت به تقسیم و افراز یک ملک بین خود اقدام می‌نمایند، لیکن با توجه به تفکیک و افراز اراضی در رابطه با نظم شهرسازی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، بطوریکه مسئله تفکیک و افراز اراضی از اهم مسائل شهری و شهرسازی و پایه و اساس رشد موزون شهرها و اجرای طرح‌های جامع و تفصیلی و ضوابط مقرر در طرح‌های مذکور می‌باشد. به همین جهت است که قانون‌گذار با وضع ماده ۱۰۱ قانون شهرداریها و ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت، ادارات ثبت و محاکم را در موقع تقاضای تفکیک تراضی در محدود شهری، مکلف نموده که، عمل تفکیک مطابق نقشه‌ای انجام گردد که قبلا به تصویب شهرداریها رسیده باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که عمل تقسیم خواه توسط محاکم صورت گیرد خواه به تراضی خود وارث یا مالکین مشاع، رعایت مواد فوق لازم‌الرعایه خواهد بود. ممکن است پس از صدور گزارش اصلاحی، احدی از وراث ادعای اشتباه در تقسیم، کشف عیب یا غبن در تقسیم را مطرح نماید یا شخص ثالثی ادعای بنماید مال او در مال تقسیم شده خلط شده، سؤالی که مطرح می‌شود اینست که ایا می‌شود در اینگونه موارد، ادعای فسخ یا بطلان تقسیم را نمود؟

قبل از پاسخ به سؤال باید گفت که قانون‌گذار در مواد ۶۰۰ ، ۶۰۱، ۶۰۲ قانون مدنی، راجع به ادعای اشتباه در تقسیم، کشف عیب یا غبن در تقسیم و یا استحقاق مال غیر در مال تقسیم شده صحبت به میان آورده و ضمانت اجرای برخورد با چنین مواردی را حسب مورد، قابل فسخ بودن تقسیم یا قابل ابطال بودن تقسیم، اعلام نموده است و این موارد در زمانی است که دادگاه بین وراث اقدام به صدور گزارش اصلاحی می کند. در این زمینه باید گفت، نظر به اینکه اقدام دادگاه در صدور گزارش اصلاحی، رأی اصلاحی، نقشی را ایفا می‌کند که سردفتر اسناد رسمی در تنظیم سازش‌نامه رسمی ایفا می‌کند. به هر ترتیب می‌توان قائل به این بود که طرح هر یک از ادعاهای مذکور در صورت وجود داشتن موجبات فسخ یا ابطال، در موارد صدور گزارش اصلاحی قابلیت استماع دارد. مطابق فصل هفتم قانون امور حسبی، هر یک از اشخاص ذیل می‌تواند به عنوان خواهان دعوی تقسیم قرار گیرد:

۱-هر یک از ورثه قانونی متوفی در همین زمینه از اداره حقوقی دادگستری استعلام شده است:

در صورتی‌که ماترک متوفی یک باب منزل بوده و تنها احد از وراث تقاضای تقسیم ماترک را بنماید آیا دادگاه می‌تواند به درخواست او ترتیب اثر داده و ملک را تقسیم نماید؟

اداره حقوقی طی نظریه شماره ۲۹۴/۷ مورخه ۳۰/۱/۱۳۷۷ این‌چنین اظهارنظر نموده است: “با توجه به مقررات ماده ۳۰۰ قانون امور حسبی و ماده ۵۸۹ قانون مدنی دادگاه باید به درخواست ورثه مذکور رسیدگی نموده چنانچه ملک قابل تقسیم باشد نسبت به تقسیم ان اقدام نماید در غیر این صورت حسب درخواست متقاضی طبق ماده ۹ آیین افراز و فروش املاک مشاع مصوب ۱۳۵۸، دستور فروش ملک را صادر و پس از فروش سهم وراث را پرداخت نماید”.

۲-چنانچه هر یک از ورثه به سن رشد نرسیده باشد پدر یا جد پدری صغیر، می‌تواند از دادگاه تقاضای تقسیم بنماید.

۳-اگر متوفی برای بعد از زمان فوت خود، وصی تعیین نموده باشد، وصی منتخب حق درخواست تقسیم دارد.

۴-چنانچه برای وراث محجور که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند مانند صغار، اشخاص غیررشید و مجانین، قیم معین شده باشد، قیم مجور، حق درخواست تقسیم را دارد.

در همین‌جا لازم به ذکر است مطابق ماده ۳۱۳ ق.ا.ح، در صورتی که تمام ورثه و اشخاصی که در ترکه شرکت دارند حاضر و رشید باشند به هرنحوی که بخواهند می‌توانند ترکه را مابین خود تقسیم نمایند لیکن اگر مابین آنها محجور یا غایب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آنها در دادگاه به عمل می‌آید. در همین خصوص رأی وحدت رویه ردیف ۲۹٫ ۵۹ از هیئت عمومی دیوان عالی کشور به شرح زیر صادر شده است:

نظر به این‌که مقنن به لحاظ حفظ حقوق محجورین و غائب مفقودالاثر و رعایت مصلحت آنها طبق قسمت اخیر ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی مقرر داشته است که در تقسیم ترکه اگر بین وراث محجور یا غایب باشد تقسیم به توسط نمایندگان آنها در دادگاه به عمل می‌آید و با توجه به ماده ۳۲۶ همین قانون که به موجب آن مقررات قانون امور حسبی راجع به تقسیم ترکه در مورد تقسیم سایر اموال نیز جاری خواهد بود و نظر به این‌که ماده اول قانون افراز و فروش املاک مشاع که قانون عام است و بر طبق آن افراز املاکی که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته است در صلاحیت واحد ثبتی محل شناخته شده علی‌الاصول ناسخ ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی که قانون خاص است نمی‌باشد نظر شعبه پنجم دیوان عالی کشور که تقسیم املاک محجورین و غائب مفقودالاثر را از صلاحیت واحد ثبتی خارج دانسته و در صلاحیت دادگاه شناخته است صحیح و مطابق با موازین قانونی است این رأی بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه مصوب تیرماه ۱۳۲۸ برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه‌ها در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

همچنین شعب دیوان عالی کشور با استنباط از ماده ۱ قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب سال ۱۳۷۵ در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست تقسیم ترکه که از اموال غیرمنقول بوده، آراء مختلفی صادر کرده‌اند. شعبه دوم دادگاه عمومی در چندین پرونده‌ به شماره‌های ۸۶/۲/۱۱۴۲۴، ۷۰۹/۲/۸۶، ۱۷۳/۲/۸۸ و ۰۰۳۶۳   که خواسته دعوی تقسیم ترکه، که اراضی کشاورزی اعم از آبی و دیمی و باغ‌های مثمر و غیرمثمر بوده، به لحاظ اینکه جریان ثبتی املاک مورد درخواست تقسیم خاتمه یافته، مستندا به ماده ۱ قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب سال ۱۳۵۷ قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت واحد ثبتی  محل وقوع املاک صادر کرده است. پرونده‌های مذکور در اجرای ماده ۲۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دیوان عالی کشور ارسال شده و به شعب بیست ویکم، بیست وسوم و بیست و پنجم ارجاع گردیده است. شعبه بیست وسوم برابر دادنامه‌های شماره‌های ۸۷/۵۸ – ۳۰/۱/۱۳۸۷ و ۸۷/۶۶۳ – ۲۸/۱۰/۱۳۸۷ قرارهای عدم صلاحیت دادگاه در پرونده‌های شماره‌های ۸۶/۲/۱۴۲۴ و ۸۶/۲/۷۹۰ و شعبه بیست وپنجم به موجب دادنامه شماره ۸۸/۳۰۳/۲۵ – ۳/۸/۱۳۸۸ قرار عدم صلاحیت دادگاه در پرونده شماره ۸۸/۲/۱۷۳ را تأیید کرده‌اند، لکن شعبه بیست ویکم حسب دادنامه شماره ۸۸/۲۸۹ – ۳۰/۱۰/۱۳۸۸ قرار عدم صلاحیت دادگاه در پرونده شماره ۰۰۳۶۳ را با این استدلال: «آنچه در صلاحیت اداره ثبت اسناد و املاک محل می‌باشد، دعوی افراز سهم مشاع یکی از شرکاء از یک ملک مشاع است نه درخواست تقسیم ترکه و چون تقسیم ترکه ملازمه با افراز ندارد، لذا از شمول قانون افراز و فروش املاک مشاع خارج است ورسیدگی به آن طبق ماده ۳۰۰ قانون امور حسبی در صلاحیت دادگاه است…» نقض و پرونده را جهت رسیدگی اعاده نموده است. همچنین شعبه پنجم دیوان عالی کشور طبق دادنامه شماره ۳۳۲/۵ – ۲۲/۸/۱۳۸۷ رسیدگی به درخواست تقسیم ترکه را در صلاحیت دادگاه دانسته و قرار عدم صلاحیت را که شعبه اول دادگاه عمومی ازنا به اعتبار صلاحیت واحد ثبتی محل صادر کرده، نقض نموده است. لذا رأی وحدت رویه شماره ۷۱۹- ۲۰/۲/۱۳۹۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در همین خصوص به شرح زیر صادر شده است:

مستفاد از مقررات قانون امور حسبی راجع به تقسیم، تقسیم ترکه در صورت عدم تراضی ورثه امری است محتاج رسیدگی قضایی است و باید در دادگه به عمل آید. همین حکم در موردی هم ترکه منحصر به یک یا چند مال غیرمنقول باشد جاری است، بنابراین آراء شعب پنجم و بیست ویکم دیوان عالی کشور که تقسیم ترکه غیرمنقول را از صلاحیت واحد ثبتی محل وقوع مال خارج و در صلاحیت دادگاه دانسته به اکثریت آراء صحیح و منطبق با موازین قانونی است. این رأی طبق ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه‌های سراسر کشور لازم‌الاتباع است.

۵-اگر غایب مفقودالاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور او را داشته باشد دادگاه برای اداره اموال او یک نفر امین معین می‌کند و تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی‌العموم و اشخاص ذی‌نفع در این امر قبول می‌شود(ماده ۱۰۱۲ ق.م). همچنین ماده ۳۰۳ قانون امور حسبی مقرر داشته باشد: “هرگاه یکی از ورثه متوفی غائب مفقودالاثر باشد که وکیل نداشته باشد و درخواست تقسیم اموال متوفی بشود بدوا برای غائب، امین معین می‌شود و بعد تقسیم به عمل می‌آید. لازم به ذکر است مطابق ناده ۳۰۳ قانون امور حسبی، وکیل شخص غائب مفقوالاثر نیز می‌تواند یکی از اشخاصی باشد که حق درخواست تقسیم را دارد که در ماده ۳۰۱ قانون مذکور نام وی ذکر نگردیده است.

۶-چنانچه جنین، متعلق به میت، یا وصی نداشته باشد، برای اداره سهم‌الارثی که به وی می‌رسد،‌ امین معین می‌گردد، امین انتخابی علاوه بر اداره سهم‌الارثی که به جنین می‌رسد، حق درخواست تقسیم ترکه متوفی را نیز خواهد داشت. نکته قابل ذکر اینست که به نظر می‌رسد در برخی موارد که دادگاه علاوه بر امین اقدام به تعیین یک یا چند ناطر معین جهت نظارت بر اقدامات امین نمایند، در چنین مواردی دادگاه باید حدود اختیارات ناظر یا ناظرین را مشخص کند. بدیهی است چنانچه دادگاه، درخواست تقسیم  و اداره سهم‌الارث جنین را منوط به تأیید و استصواب ناظر یا ناظرین بنماید، این امر ضروریست.

۷-کسی که سهم‌الارث بعضی از ورثه به او منتقل شده است. دارای توضیح و تبیین عبارت مذکور، باید به ماده ۵۸۳ قانون مدنی که بیان داشته: “هریک از شرکاء می‌توانند بدون رضایت شرکاء دیگر سهم خود را جزئا یا کلا به شخص ثالثی منتقل کند.” متوسل شد. انتقال اعم است از اینکه موضوع آن عین سهم باشد یا منافع آن(ماده ۴۷۵ ق.م). همچنین مفاد حکم اباحه سایر تصرفات حقوقی (مانند رهن ماده ۷۷۳ ق.م) و امکان انتقال سهم شریک بدون اذن دیگران به این دلیل است که تصرف حقوقی شریک در سهم اختصاصی خود مستلزم تصرف در سهم دیگران نیست. بیان ماده ۵۸۳ ق.م در این بحث، و ارتباط آن با قیم ترکه، به لحاظ وضع ماده ۳۲۶ ق.ا.ح بوده است. ماده ۳۲۶ ق.ا.ح بیان داشته است: “مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم در مورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع به تقسیم که در این قانون مذکور است در مورد تقسیم  اموال جاری خواهد بود. نکته حائز اهمیت، در مورد معاملات ورثه نسبت به اعیان ترکه امنیت که در چنین مواردی چنانچه متوفی دارای دیونی باشد، وراث قبل از معاملات یا باید اجازه بستانکار را بگیرند یا نسبت به ادای دیون متوفی اقدام نمایند و الا با ضمانت اجرای ماده ۲۲۹ ق.ا.ح و ماده ۸۷۱ ق.م مواجه خواهند شد.

۸-موصی‌له، فرد دیگری است که حق درخواست تقسیم ترکه متوفی را دارد. در این باب باید گفت اراده‌ی موصی در هیچ حال به ظرف خطاب او به‌عنوان موصی‌له تحمیل نمی‌شود و او اختیار دارد وصیت را قبول یا رد کند. علی ای حال، پس از قبول، شخص موصی‌له، بر مبنای ماده ۳۰۱ قانون امور حسبی درخواست تقسیم ترکه متوفی را دارد.

۹-وصی، شخصی است که از طرف موصی برای وصایای او معین می‌شود، خواه وصیت ناظر به سرپرستی کودکان باشد یا اداره‌ی اموال و تصفیه ترکه یا تملیک مال معین یا اجرای تشریفات مذهبی و کفن و دفن واداء واجبات، و خواه شخص طبیعی باشد یا حقوقی. ماده ۱۱۸۸ قانون مدنی و بند ۲م۸۲۶ قانون مذکور مؤید این معناست. لیکن باید توجه داشت، درباره درخواست حق تقسیم به وسیله وصی، صرفا ناظر به وصی است که اداره ثلث امور مربوط به متوفی را برعهده دارد و به طور معمول و عرف این چنین است کسانی‌که ثلث اموال خود را اختصاص به مصرف‌های ویژه می‌دهند، مدیری هم برای اجرای هدف‌های خود معین می‌کنند و اصولا وصی منصوب بر سرپرستی کودکان موصی وصی مربوط به اداره و تصفیه ترکه موصی از جرگه وصیان خارج می‌گردند. در پایان این مبحث، سؤالی را که می‌توان مطرح نمود این است که، آیا طلبکار مورث یا صاحبان سهام هم می‌توانند درخواست تقسیم بنمایند؟ در پاسخ باید گفت: نظر به اینکه، یکی از شرایط اقامه دعوی، ذی‌نفع بودن است و مراد از ذی‌نفع هم این است که صاحب سهم به‌عنوان مالک، مدعی افراز مال و تقسیم می‌شود، و عمدتا به شخص طلبکار، مالک اطلاق نمی‌شود، بلکه سهام، وثیقه طلب اوست و حق مالی بر آن دارد، لذا پاسخ سؤال فوق منفی است.

به تعبیر دیگر، طلبکاران مورث در زمره ذی‌نفعان در تقسیم ترکه نمی‌آید، زیرا به طور معمول ترکه تصفیه شده تقسیم می‌شود، وانگهی به لحاظ اینکه طلبکر تمام ترکه را در وثیقه دارد، نفعی در تقسیم ندارد. با توجه به جمیع موارد فوق، همانگونه که گفته شد، داوری در امور حسبی قابلیت استماع را خواهد داشت

خرید و فروش ماهواره در فقه

۲-۷ خرید و فروش ماهواره در فقه

در مورد حکم خرید و فروش ماهواره ابتدائاً سه احتمال وجود دارد: ۱-صحت و حلیت معامله ۲-فقط بطلان معامله ۳-بطلان و حرمت معامله. برای اینکه بدانیم کدامیک از این احتمالات صحیح است از شیوه ی استدلالی مقتضی و مانع استفاده می نماییم.

 

۲-۷-۱ مقتضی صحت بیع ماهواره

سه احتمال برای حکم خرید و فروش ماهواره

ابتدائاً سه احتمال برای حکم خرید و فروش ماهواره متصور است : الف)صحت و حلیت ب)بطلان ج) بطلان و حرمت. نیاز به بیان نیست که تفاوت بطلان و حرمت در این است که اگر معامله ای فقط باطل بوده و حرام نباشد، معامله کننده ها بخاطر معامله گناهی را مرتکب نمی شوند بلکه فقط تصرف آنها در آنچه در معامله بدست می آورند حرام بوده و غصبی محسوب می شود چراکه مجوز شرعی برای این تصرف نداشته اند. اما اگر معامله ای علاوه بر بطلان حرام نیز باشد، خود همین خرید و فروش و معامله نیز دارای عقاب خواهد بود. گفتنی است در صورت اول (یعنی جایی که فقط بطلان باشد) اگر طرفین مصالحه کنند و به یکدیگر حق اجازه ی تصرف دهند، دیگر مسئله حرمت تصرف هم برطرف می شود و وجهی برای گناه و عقاب باقی نمی ماند. به هر حال لازم است که ما ابتدائاً بحث خرید و فروش ماهواره را از حیث «مقتضی» بررسی نماییم و سپس به فحص از موانع نیز بپردازیم و همانطور که ذکر شد حتی اگر در مرحله ی اول ثابت شود که مقتضی صحت وجود ندارد و معامله «باطل» است، بحث از موانع باز مفید خواهد بود زیرا ممکن است علاوه بر «بطلان»، «حرمت» نیز ثابت شود.

خوب است قبل از آغاز سخن پیرامون «مقتضی»، استفتائی از رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای (مد ظله العالی) را که پاسخ آن به همین شیوه ی «مقتضی و مانع» داده شده است را بیان نماییم:

سؤال:
آیا خرید و نگهدارى و استفاده از دستگاه گیرنده برنامه‏هاى تلویزیونى از ماهواره جایز است؟ و اگر دستگاه گیرنده مجانى به دست انسان برسد چه حکمى دارد؟

جواب: «دستگاه آنتن ماهواره‏اى از این جهت که صرفاً وسیله‏اى براى دریافت برنامه‏هاى تلویزیونى است که هم برنامه‏هاى حلال دارد و هم برنامه‏هاى حرام، حکم آلات مشترک را دارد. لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفاده‏هاى حلال جایز است. ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏اى هم مترتّب نمى‏شود. لکن اگر قانونى در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد.»

می بینیم که در پاسخ این استفتاء ابتدائاً فرموده اند از آنجا که ماهواره قابلیت استفاده های حلال را هم دارد پس فی نفسه دارای «مقتضی» صحت بیع می باشد. سپس از «موانع» سخن گفته اند و با ذکر موانعی از قبیل ایجاد مفسده یا خلاف قانون بودن، حکم به حرمت خرید و فروش آن نموده اند.

دراین مقاله فقهی از همین روش برای بررسی حکم خرید و فروش ماهواره (چه گیرنده و چه دیش ماهواره) استفاده می نماییم و در این شماره از مقاله به بررسی مقتضی و در شماره یا شماره های بعدی به بررسی موانع می پردازیم. [۱]

 

۲-۷-۲ بررسی ادله ی مربوط به اثبات مقتضی صحت

قال الله تعالی : «احلّ الله البیع»[۲] و « یا أیها الذین آمنوا لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل إلا أن تکون تجاره عن تراض منکم»[۳]

روی عن الصادق علیه السلام فی تحف العقول : «کل شی‏ء یکون لهم فیه الصلاح من جهه من الجهات فهذا کله حلال بیعه وشراؤه وإمساکه و استعماله وهبته وعاریته»‏ (وسائل ج۱۷ ص۸۳ ) یعنی «هرچیزی که وجه صلاح و منفعتی برای مردم داشته باشد، خرید و فروش و نگه داشتن و استفاده از آن و هبه دادن و عاریه دادن آن حلال است»
در دو آیه ی شریفه فوق اصل بیع و معامله ی با رضایت طرفینی از جانب شارع مقدس امضا شده است. به این ترتیب این آیات شریفه می توانند اثبات کننده ی مقتضی صحت هر بیعی باشند. یعنی برای اثبات اصل شرعیت و حلیت هر معامله ای کافی است بر آن عنوان «بیع» یا «تجارت توأم با رضایت طرفینی» صدق کند تا اجمالاً مقتضی صحت را داشته باشد.

اما در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است قدری مسئله وسیع تر می شود و ملاک داشتن مقتضی صحت، «دارا بودن منفعت و مصلحت» معرفی می گردد. به این ترتیب این روایت شریف مقیِّد و مبیِّن آیات مذکور محسوب شده و دایره ی اقتضای صحت و حلیت را محدودتر می نماید و علاوه بر رضایت طرفینی و صدق عنوان بیع یا تجارت، دارای منفعت بودنِ عوضین را هم برای داشتن اقتضای صحت معامله شرط می کند. پس تا وقتی که چیزی منفعتی نداشته باشد قابلیت بیع را ندارد و چنین بیعی را شارع مقدس امضا نفرموده است ولو که هیچ مفسده ای هم بر آن مترتب نشود.

اکنون برای تطبیق این روایت شریف بر موضوع خرید و فروش ماهواره لازم است پیرامون دو مورد تأمل نماییم:
الف) منظور از مصحلت و منفعتی که در کلام امام علیه السلام آمده چه میزان منفعت و چه نوع منفعتی است؟

آیا اگر منفعت چیزی بسیار اندک باشد و مفسده ی آن بسیار زیاد باشد مصداق کلام فوق است و مقتضی صحت بیع را دارد؟ مثلاً اگر کسی بخواهد ازآلات موسیقی و قمار که از جنس چوب می باشند به عنوان هیزم استفاده کند آیا چنین بیعی میتواند صحیح باشد؟ به بیان دیگر: آیا برای اطلاق «دارای منفعت بودن» یک چیز، منفعت نوعی و شأنی ملاک است و یا منفعت شخصی؟

ب) آیا ماهواره دارای منفعت قابل اعتنای عقلائی می باشد یا خیر؟

در پاسخ به قسمت «الف» که به منزله ی کبرای قیاس برای قسمت «ب» می باشد، شیخ انصاری (ره) ابتدا می فرمایند : «لا مانع من التزام جواز بیع کلّ ما له نفعٌ ما» (مکاسب ج۱ ص۱۵۸) یعنی مانعی برای اینکه قائل بوجود مقتضی صحت بیع هرچیزی که نفع مختصری داشته باشد وجود ندارد. منظور ایشان این است که اگر ما باشیم و ادله ی عقلی و شرعی، حکم به جواز هرچیزی که نفع مختصری داشته باشد صحیح به نظر می رسد. اما چند سطر بعد ایشان می فرمایند که اینجا اجماعی داریم که مانع حکم قبل می شود. اجماعی که اگر تأمل کنیم می بینیم که ظاهر بعضی اخبار نیز همین معنا را می رساند، اجماع بر منفعت حساب نشدن منافع نادره : «فالعمده فی المسئله الاجماع علی عدم الاعتناء بالمنافع النادره و هو الظاهر من التأمل فی الأخبار ایضاً» (همان منبع) پس نهایتاً نظر شیخ اعظم این می شود که منفعتی می تواند مورد اراده ی طرفین معامله باشد و مقتضی صحت بیع گردد که منفعتی قابل توجه برای عقلا باشد، نه منفعتی نادر و خاص ولو مورد تأیید عقلا و حلال. روایت دیگری هم در این مورد هست (موضوع منفعت مطلقه را محدود می کند)که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : «لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ الْیَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَیْهِمُ الشُّحُومُ فَبَاعُوهَا وَ أَکَلُوا أَثْمَانَهَا» شیخ انصاری (ره) در مورد این روایت می فرمایند که علیرغم اینکه پیه(دنبه) منافعی غیر از خوردن هم دارد و با اینکه آنچه که بر یهودیان حرام شده بود خوردن آن بوده است، در این روایت یهودیان به طور مطلق به خاطر خرید و فروش پیه لعنت شده اند درحالیکه ممکن است آنها یا بعضی از آنها پیه را برای مصرفی غیر از خوردن( مثل سوزاندن برای تولید نور وگرما)خرید و فروش کرده باشند. این نشان می دهد که «[حرم] ما یحرم منفعته الغالبه مع اشتماله علی منفعه نادره محللّه» (مکاسب ج۱ ص۱۵۹) یعنی آن چیزی که منفعت غالبی آن حرام است، اگرچه منفعت نادر حلالی هم داشته باشد، حتی به خاطر آن منفعت حلال هم قابل خرید و فروش نیست و منفعت نادر در نظر شارع کالمعدوم می باشد لذا دیگر مقتضی ای برای صحت بیع وجود ندارد. [۴]

نتیجه ی این بحث این می شود که درست است که آلات قمار این کاربرد حلال را دارند که می شود از آنها به عنوان هیزم و ماده ی سوختنی استفاده کرد ولیکن چنین منفعت نادری (اگرچه حلال و عقلائی هم هست) مجوز بیع وشراء نمی باشد و روایت تحف العقول هم آن را شامل نمی شود، چنانچه شیخ (ره) در مورد شراب به این مطلب تصریح فرموده اند. [۵]

بعد از حل شدن بحث کبرای قیاس نوبت به بررسی بحث صغروی قیاس است. یعنی باید ببینیم که آیا ماهواره دارای منفعت حلال عقلائی می باشد یا خیر.

شکی نیست که ماهواره داری منافع حلالی هم هست. برنامه های علمی، سرگرمی های حلال تلویزیونی، اخبار هواشناسی و …. لذا ما در این مورد بحثی نداریم، سخن ما در این است که آیا این منافع حلال در قیاس با منفعت اصلی ماهواره و برنامه های غالبی آن، منفعتی نادر محسوب می شود یا خیر. اگر این منافع نادر باشد، مقتضی صحت بیع را ندارد ولی اگر منافع معتدٌبه و قابل اعتنایی باشد، از لحاظ مقتضی مشکلی وجود ندارد و نوبت به بحث موانع می رسد.

این بحث مسلمّاً بحثی موضوعی است. تشخیص موضوع هم به عهده ی مکلف می باشد لیکن سیره ی فقهای عظام همواره بر این بوده است که در بسیاری از موارد موضوع شناسی نیزبحث می کرده اند پس خوب است ما هم به تبع ایشان قدری در این مورد صحبت نماییم. اتفاقاً مصداق شناسی در عصر کنونی بسیار بسیار لازم می باشد چرا که فقیه است که حکم و موضوع کلی را به خوبی و با همه ی ابعاد و جزئیاتش می شناسد لذا در بسیاری موارد تنها اوست که می تواند به درستی تشخیص دهد فلان شیء خارجی یا فلان فعل خارجی مصداق این موضوع کلی هست یا خیر. بنابراین لازم است از طرف فقهای عظام گروهی مأمور دیدن برنامه های مختلف ماهواره شوند و مجموعاً تشخیص دهند که آیا ماهواره دارای منفعت حلال قابل اعتنائی هست یا خیر.

بنده تا آنجایی که خودم جسته و گریخته برنامه های ماهواره ای را دیده ام و تا آنجایی که با کسانی که ماهواره دارند تعامل داشته ام ویک استقرائی دراین مورد داشته ام به این نتیجه رسیده ام که ماهواره منفعت حلال قابل اعتنا ندارد. شاید این حرف برای شما قابل پذیرش نباشد و بفرمائید که این همه شبکه های مفید هست که می توان از آنها استفاده نمود مثل شبکه های استانی یا جام جم. همچنین شاید بفرمائید که در بسیاری از همان شبکه های غیرمجاز هم برنامه های مجاز و خوبی وجود دارد. بنده عرض می کنم که حرف شما صحیح است لیکن «نادر» بودن یک منفعت امری است که در «مقایسه» با منافع غالبی بدست می آید و نه در نگاه صرف به این منفعت. یعنی باید ببینیم که آیا در عرف مردم منافع اینچنینی برای ماهواره منفعت نادر حساب می شود یا قابل اعتناء؟ آیا در عرف مردم کسی به این خاطر ماهواره می خرد یا خیر؟ به نظر می رسد که خیر، ماهواره کالائی است که عرفاً برای دیدن فیلم ها و سریال های مبتذل ،دیدن «شو»ها و رقصها و یا گوش دادن به اخبار رسانه های دروغ پردازی چون بی بی سی خریداری می شود و نه دیدن برنامه های شبکه های استانی و مستندهای علمی!وباوجود وتکثیر شبکه های داخل کشور دسترسی به جام جم ،مستندو….بسیاراسان است وقطعا نیازی به ماهواره نیست .

در کلام امام خمینی (ره) نیز (علیرغم اینکه در زمان ایشان بحث ماهواره هنوز مطرح نشده بود) نکته ای قابل توجه پیرامون خرید و فروش چیزی که منفعت غالبی آن منافع حرام است به چشم می خورد:

«رادیو و تلویزیون داراى منافع حلال عقلایى و منافع حرام است‏ از نظر اسلام، و جایز است انتفاع بردن از آنها به نحو حلال، از قبیل اخبار و مواعظ از رادیو و نشان دادن چیزهاى حلال براى تعلیم و تربیت صحیح، یا نشان دادن کالاها و عجایب خلقت از بر و بحر از تلویزیون و اما چیزهاى حرام از قبیل پخش غنا و موسیقى مطرب و اشاعه منکرات از قبیل پخش قوانین خلاف اسلام و مدح خائن و ظالم، و ترویج باطل، و ارائه چیزهایى که اخلاق جامعه را فاسد و عقاید آنها را متزلزل مى‏کند، حرام و معصیت است.در جایى که استعمال این آلات در وجه حرام شایع و رایج است بطورى که استعمال حلال آن تقریباً غیر مقصود باشد اجازه نمى‏دهم فروش و خرید آنها را مگر براى اشخاصى که هیچ استعمال غیر مشروع با آنها نکنند و نگذارند دیگرى هم استعمال غیر مشروع کند.»[۶]

به هر حال همانطور که عرض شد این بحث،بحثی مصداق شناسی است و جای ان قلت و قلت در آن بسیار است. رهبر معظم انقلاب در استفتائی که در ابتدای بحث آمد ماهواره را از آلات مشترکه دانسته اند یعنی ایشان قائل به وجود منفعت حلال قابل اعتنا برای آن هستند ولی به نظر می رسد شاید منافع حلال ماهواره منفعت نادره محسوب شود. خلاصه جای بحث و بررسی بیشتر ودقیقتروجود دارد. به همین خاطر هم هست که شیخ انصاری (ره) می فرمایند : «الاشکال فی تعیین المنفعه النادره و تمییزها عن غیرها، فالواجب الرجوع فی مقام الشک الی ادله التجاره و نحوها» یعنی مشکل اساسی در این است که منفعت نادر را چگونه از منفعت قابل اعتنا تمییز دهیم؟ که راهکار درست در این مورد این است که به استناد به عمومیت عموماتی عموماتی مثل «الّا ان تکون تجاره عن تراضٍ» حکم به صحت بیع مورد مشکوک نماییم. بنابراین اگر کسی برایش محرز شود که ماهواره منفعت حلال قابل توجهی ندارد که قطعاً بیع آن باطل می باشد ولی اگر قطع به وجود منافع حلال قابل توجه داشته باشیم و یا شک داشته باشیم که چنین منفعتی وجود دارد یا خیر، مقتضی حکم به صحت وجود داشته و نوبت به بحث از موانع می رسد.

برای اینکه خرید و فروش چیزی بخواهد صحیح باشد باید منفعت حلال قابل اعتنائی برای آن وجود داشته باشد. که در مورد ماهواره اگر همچون نویسنده قائل باشیم منفعت قابل اعتنای عاقل پسندی برای آن وجود ندارد، حکم به بطلان خرید و فروش آن می کنیم ؛ اما اگر همچون رهبر معظم انقلاب قائل به وجود چنین منفعتی باشیم مقتضی صحت خرید و فروش آن وجود دارد و لذا باید به بررسی موانع صحت بپردازیم تا حکم نهایی مشخص گردد. [۷]

۲-۸ اصول حقوقی حاکم بر ماهواره ها

۲-۸-۱ از پدایش تا کنون

چندین دهه بیش نیست که ماهواره ها چرخشی سنگین ، گرداگرد زمین اغاز کردهاند و اندک اندک از هر روزنهای به دیدگان اندیشه ، به سرسرای احساس و عاطفه و خانه های خصوصی و عمومی ادمیان سرک میکشند . [۸]با چنان نیرویی فراگیر ، چتر نفوذی دگرگونساز و چشمگیر بر فراز فرهنگها ، زبانها ، لهجه ها و اداب و رسوم ملتها در پنج قاره افراشتهاند که حتی دیرینهترین فرهنگها و تمدنهای انسانی را کمتر یارای گریز از سایه روز افزونشان است . هنگامی که در سال ۱۹۵۷ نخستین ماهواره یا قمر مصنوعی ، در گرد زمین ، گردش اغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ ، ماهوار تلویزیونی « تل استار » فعالیت ماهوارهای را در مدار زمین و در گستره فضای فراجوٌ یا ماورای جوٌ گسترش داد ، هرگز گمان نمیرفت که این ابزار مخابراتی ، با بهره گرفتن از اصل گردش ازاد اخبار و اطلاعات در دنیای ارتباطات و با توسل به حقوق بنیادین بشر و حق به رسمیت شناخته شده شهروندان ، کم کم بهانه تاخت و تازها و تهاجمات کنترل ناشده ماهواره ها بر ارزشهای فرهنگی و اخلاقی ملل گردد . فعالیت ماهواره ها ، مشکلات و سئوالات حقوقی بسیاری را پیرامون حدود و ثغور ازادی عمل این رسانه ، نقض حاکمیت دولتها ، دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم در امور داخلی کشورها و مسائلی نظیر انها در پی اورد و اعتراضات بسیاری از کشورهای گیتی را برانگیخت . ولی تا زمان پخش اخبار و اطلاعات معارض با سیاست جنگی امریکا و انگلستان توسط شبکه تلویزیونی ماهوارهای جزیره در جریان جنگ علیه تروریسم در افغانستان پس از ماجرای تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیویورک و واشنگتن ، هیچ گوشی را اماده شنیدن اعتراض از هیچ نای ازادهای نبود . پس از ان تاریخ بود که کشورهای طرفدار ازادی عنان گسیخته ماهواره ها دریافتند که نبود یک نظم و قاعده حقوقی و فقدان چهارچوب و حدودی برای ارسال برنامههای ماهوارهای ، میتواند به تیغی دو لبه دگرگون گردد . این که جامعه جهانی در پاسخ به مسائل حقوقی که با ظهور و حضور ماهواره ها ، گام بر سرسرای حقوق بینالملل گذاشته ، چه اقداماتی کرده و بر چه اصولی پای فشرده است و نظام حقوقی ایران در کدام جایگاه این مسیر پرسنگلاخ و پیچیده ایستاده یا نشسته است ، دست مایه اصلی این نوشتار کوتاه مهلت است .[۹]

 

۲-۸-۲ ماهواره ها و حقوق بین الملل

۲-۸-۲-۱ ماهواره ها و گردش آزاد اطلاعات

با اغاز فعالیت انسان در فضای فراجو و شروع رقابت مدعیان فناوری نوین و پیشرفته فضایی ، قانونمند کردن و تهیه و تنظیم یک رژیم حقوقی پذیرفته شده ذهن جامعه جهانی را به خود مشغول میکند . نخستین مسئله حقوقی که پیش از پدیدار شدن اختلاف ناشی از تهاجم فرهنگی برنامه های تلویزیونی از طریق ماهواره ها بین کشورهای با فرهنگهای متفاوت بروز میکند ، موضوع حاکمیت کشورها بر فضای بالای سرزمینشان است . قبل از این ، اصل حاکمیت دولتها بر قلمرو زمینی ، دریایی و هوایی و برفضای بالای کشورشان ، استفاده کشورهای دیگر از حریم هوایی انها را بدون اجازه بر نمیتابید . ولی ارسال امواج الکترومغناطیس حامل برنامه های مخابراتی و رادیویی و تلویزیونی و عبور ماهواره ها که با اعتراض موثر هیچ کشوری رو به رو نشد ، این اصل حقوق بین الملل را نادیده گرفت . کشورها عبور و فعالیتهای مختلف ماهواره ها را بر فراز جو بالای خاکشان ، نقض حاکمیت خود نمیپنداشتند و حقوق بین الملل نیز به نوبه خود به شکل دادن قاعدهای پرداخت که به موجب ان فضای فراجو از حیطه حریم فضایی کشورها بیرون میشد و حاکمیت کشورها بر فضای بالای سرشان تنها تا جو زمین قابلیت اعمال مییافت . این واقعیات همراه با گسترش مشارکت کشورهای مختلف جهان در بهره گیری از ماهواره ها به تدریج ارسال برنامه های رادیویی و تلویزیونی را ، چنان حقی بنیادین در چهارچوب اصل ازادی گردش اطلاعات وارد حقوق بین الملل کرد . [۱۰]

 

۲-۸-۲-۲ ماهواره ها و نقض حاکمیت دولتها

هنگامی که ماهواره ها جولانی مدام بر گرد زمین را اغاز کردند تنها به عبور و حضور در فضای فراجو بسنده نکردند ، بلکه کمکم ورودی دزدانه و نامرئی به خلوتگاه حاکمیت ملی دولتها یافتند . توانایی شگفت انگیز ماهواره ها در گستراندن سایه بر بخش پهناوری از زمین و ارسال سیگنالهای حامل برنامه های تلویزیونی به سراسر کره خاکی ، ابزاری مناسب و شمشیری محارب در دستان مهاجمان عنان گسسته ای شد تا در روشنایی سیارات اتشین کهکشان ، به « راهزنی ماهوارهای » یا « تجاوز سیگنالی » بپردازند و پنهان و اشکارا به دخالت در امور اجتماعی ، فرهنگی و سیاست داخلی کشورها دست یازند و باورها و ارزشهای دینی و اخلاقی و سنت بومی و ملی ملتهای مختلف را به چالش کشانند .[۱۱] گسترش روزافزون ارسال برنامه های تلویزیونی از طریق ماهواره ها و همه گیر شدن استفاده از وسایل و تجهیزات دریافت از ماهواره و همچنین هجوم برخی از برنامه های ارسالی به فرهنگ و مذهب و اخلا ملل گیتی ، موجب اعتراض اشکار و نهان کشورهای دارای فرهنگهای متفاوت به ارسال کننده ها گردید . از آن پس ، این ضرورت همه جا احساس میشد که جامعه جهانی باید در چارچوب حق حاکمیت دولتها و با در نظر گرفتن فرهنگهای مختلف ، یک اجماع بین المللی را در تعیین محدوده ازادی پخش برنامه های ماهوارهای پیدا کند . نگارنده را نظر این است که کشورهای جهان باید به منظور تنظیم مقرراتی مشخص و تعیین ضوابط و حدود برنامه های ماهوارهای و راه های مقابله با پخش برنامه های مخرب و مغایر با ارزشهای پذیرفته شده جهانی ، نخست برنامه های مخالف با فرهنگها و مذاهب مختلف جهان را تعریف کنند و انگاه اصول اساسی مورد پذیرش همه کشورها را تدوین و مرجعی را برای رسیدگی و مجازات نقض کنندگان ان اصول تاسیس نمایند . شیوه و روش قانونی دیگری که برای مقابله با پخش کنندگان برنامه های مخرب ماهوارهای میتوان پیشنهاد کرد ، انعقاد قراردادهای دو جانبه یا چند جانبه بین کشور ارسال کننده و کشور یا کشورهای دریافت کنندهی برنامه های ماهوارهای است که در آنها ، از جمله مرجع رسیدگی به تخلفات پیشبینی میشود و محدوده های ازادی پخش کنندگان برنامه های ماهوارهای که برای یک یا چند کشور معین برنامه ارسال میکنند ، تعیین گردد . [۱۲]

[۱] – پایگاه اطلاع رسانی آیه الله خامنه ای(دام ظله(،۱۳۹۱

 

[۲] – سوره بقره ، آیه ۲۷۵

[۳] – سوره نساء،آیه ۲۹

[۴] – انصاری،مرتضی، المکاسب، قم:انتشارات مجمع الفکرالاسلامی،چ دوازدهم. ۱۴۲۹ق،ص۴۵

[۵] – بابایی ، افشین ،حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش۱۳۸۰،ص۳۸

 

[۶] – رساله توضیح المسائل حضرت آیه الله العظمى امام خمینى قدس سره/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)، مسئله ۲۸۸۹ و ۲۸۹۰

[۷] – رساله توضیح المسائل حضرت آیه الله العظمى امام خمینى قدس سره/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)، مسئله ۲۸۸۹ و ۲۸۹۰

[۸] – بابایی ، افشین ،حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش۱۳۸۰،ص۸۵

 

[۹] – بابایی ، افشین ،حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش۱۳۸۰،ص۸۶-۸۵

 

[۱۰] – بابایی ، افشین ،حقوق بین‌الملل و پخش مستقیم برنامه‌های ماهواره‌ای گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیما؛ تهران: سروش۱۳۸۰،ص۸۷

 

[۱۱] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۱۱۵

 

[۱۲] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۱۱۵-۱۱۶

 

ماهواره ها و مواضع کشورهای مختلف

 ماهواره ها و مواضع کشورهای مختلف

کشورهای مختلف جهان ضمن انجام تلاشهایی از طریق سازمان ملل ، در برابر تهاجم و مشکلات ناشی از برنامههای ماهوارهای ، مواضع و تدابیر گوناگونی اتخاذ کرده اند که برخی از آنها چنین اند :

۲-۸-۳-۱ طرفداران آزادی مطلق ماهواره ها

گروهی از کشورهای توسعه یافته نظیر ایالات متحده امریکا با رد نظر کشورهایی که معتقدند برای ارسال برنامه های ماهوارهای ، کشور ارسال کننده و تهیه کنندگان برنامه ها باید از کشور یا کشورهای دریافت کننده اجازه بگیرند ، اظهار میدارند که کسب اجازه قبلی با اصل ازادی گردش اطلاعات مغایرت دارد و از جمله ، با ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر ، ماده ۱۹ میثا حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ ، ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ، ماده ۱۳ کنوانسیون امریکایی حقوق بشر مصوب ۱۹۶۹ و منشور افریقایی حقوق بشر و مردم مصوب ۱۹۸۱ سازگار نیست . هر چند این کشورها هیچ گونه منعی را در برابر برنامه های ارسالی ماهواره ها جایز نمیدانند ، لیکن ان چنان با برنامه های منطبق با فرهنگ و ارزشهای خود برنامه تهیه و در اختیار ملت خویش میگذارند و چنان انان را تغذیه اطلاعاتی ، خبری و تفریحی و سرگرمی و خلاصه اشباع ذهنی میکنند که هیچ کس جز متخصصین و فعالان رسانه ها یا سیاستمداران و دانشمندان سراغ برنامه های ماهوارهای را برای پر کردن اوقات فراغت خود نمیگیرد تا در معرض تاثیر تهاجم فرهنگی ماهواره ها قرار گیرد.[۱]

پایان نامه

در برابر این گروه از کشورها میتوان این نظر را ابراز داشت که ازادی انتشار و گردش اطلاعات و ازادی بیان و عقیده درست است که از حقوق اساسی بشر است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر و در مقررات بسیاری از میثاها و معاهدات بین المللی و منطقهای منعکس شده است ، لیکن مقررات مربوط به ازادی گردش اطلاعات مطلق نیست . بند ۲ ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر ، بند ۳ مکاده ۱۹ میثا حقوق مدنی و سیاسی ، بند ۲ ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و بندهای ۴ و ۵ ماده ۱۳ کنوانسیون امریکایی حقوق بشر ، برای گردش ازاد اطلاعات حدودی را تعیین کردهاند که احترام به حقوق و حیثیت دیگران ، حفظ تمامیت ارضی ، منافع ملی ، امنیت داخلی ، نظم عمومی و حفظ سلامت و اخلا عمومی از جمله انها هستند . « معاهده فضای فراجوٌ » که ازادی کاوش و بهرهبرداری از فضای فراجوٌ و پخش برنامههای ماهوارهای را پذیرفته است ، برای ازادی پخش برنامههای ماهوارهای ، در مضمون و محتوی قائل به حدودی است که در حقوق بینالملل تعریف شده است . بنابراین ، ازادی گردش اطلاعات و اخبار و ازادی بیان اولا ، نباید با اصول حقوق بینالملل مغایر باشد و برای ایجاد نظم و امنیت و مراقبت از سلامتی جسمی و اخلاقی جامعه ، دولتها حق دارند قوانین لازم را تهیه و اجرا کنند . ثانیا ، نباید با اصل ممنوعیت مداخله در امور داخلی سایرکشورها در تعارض باشد . هیچ کشوری مجاز نیست از طرق سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و فرهنگی و با بهره گرفتن از ابزارهای گوناگون ، از جمله ، ماهواره ها در امور داخلی سایر کشورها مداخله کند و اتش ناامنی و اشوب را برافروزد و یا با تهاجم به ارزشهای ملی و اخلاقی ، احساسات ملل دیگر را جریحه دار کند . [۲]

به هر حال ، وقایع پس از ماجرای تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیویورک و واشنگتن در پاییز سال ۱۳۸۰ و اعتراض ایالات متحده به شبکه تلویزیون ماهوارهای « جزیره » که اخباری را در تعارض با سیاست رسانهای ـ جنگی امریکا و انگلستان در جریان جنگ علیه تروریسم در افغانستان پخش میکرد ، نشان داد که عمدهترین کشورهای طرفدار ازادی مطلق ماهواره ها و ارسال بیقید و شرط هر برنامه پخش مستقیم ماهوارهای نیز نسبت به نوع اطلاعات و اخبار و برنامههای تلویزیونی که در قلمرو سرزمینی و حتی در قلمرو نفوذ سیاسی و اقتصادی انها پخش میشود ، حساسیت دارند . از نوع واکنش این قبیل کشورها میتوان دریافت که احتمالا به تدوین مقرراتی بین المللی و تعیین ضوابط و حدودی برای ارسال و پخش برنامه های ماهواره ای بی تمایل نیستند.

پایان نامه ها

 

۲-۸-۳-۲ کشورهای طرفدار گزینش برنامه های ماهواره ای

بسیاری از کشورهای اروپایی نظیر انگلستان ، فرانسه ، المان ، بلژیک ، هلند و برخی از کشورهای دیگر ، بدون آن که اشکارا به مخالفت با ازادی ماهواره ها بپردازند و با شعار دادن موجب موضعگیری سایرین شوند ، بسیار زیرکانه و ارام ، روشهایی را برگزیدهاند که اولا ، متهم به ضدیت با ازادی گردش اطلاعات و ایجاد ممنوعیت در استفاده از ماهواره نشوند و ثانیا ، به طور موثر ، مردم ، فرهنگ ملی و قومی ، زبان و ادبیات بومی کشور خود را از تهاجم تغییر دهنده برنامه های ماهوارهای دور نگه دارند . این کشورها ، پیش از ان که پیشرفتهای فنی . امکان دریافت مستقیم برنامه های ماهواره ها را توسط گیرندگان خصوصی فراهم سازد ، با بهره گرفتن از روش کابلی ، نخست تمامی برنامه ها را توسط یک مرکز و ایستگاه زمینی دریافت میکردند ، سپس از میان صدها کانال ماهوارهای دریافتی ، برنامه هایی را که با زبان ، فرهنگ و مقتضیات قومی و ملی انها سازگار بود ، گزینش نموده ، با کابل به تلویزیونهای خانگی میفرستادند . برای مثال کشور المان کانالهایی را به تلویزیون خانه ها میفرستد که مورد نیاز عموم باشد و در بلژیک و هلند کانالهایی که به زبانهای نزدیک به زبان آن کشورها مثل المانی ، فرانسوی و فلامان یا به زبان انگلیسی و ترکی و عربی که مورد تقاضای اقلیتهای ساکن در آن کشورهاست ، سخن میگویند ، پخش میشوند . کسانی که با تقاضا و پرداخت مبلغی ماهیانه بابت کابل ، مایل به استفاده از شبکه های ماهوارهای باشند ، میتوانند این برنامه ها را دریافت کنند . به هر حال ، به قول عوام ریش و قیچی در دست دولت است . هم بدون شعار دادن وغوغا ، هرچه را لازم میداند برای عموم میفرستد ، هم بابت آن ، ماهیانه درامدی کسب میکند و هم هیچ کس به سانسور کردن و مخالفت با حقوق بشر متهمشان نمیسازد . مردم نیز بنا به دلایلی ، بسیار راضی هستند زیرا : اولا ، از روز اول ، هرگز چشمشان به جمال تجهیزات دریافت از ماهواره و اصطلاحاتی نظیر دیش ، رسیور ، ال ام بی و غیره روشن نشده است و عادت کردهاند که برنامه های ماهوارهای را فقط از طریق تلویزیونهای خانگی تماشا کنند و همواره دیده به دست متصدیان امر دوخته اند تا انچه را که آنها در کشور پخش میکنند ، ببینند ، ثانیا ، چون دستگاه های گیرنده خصوصی ، هم گران است و هم جا دادن و تنظیم واستفاده از ان مستلزم هزینه و صرف وقت است و نیاز به محل و فضای مناسب دارد ، کمتر کسی تمایلی به آنها نشان میدهد و ثالثا ، هرگاه مردم منطق های یا تکلم کنندگان به زبانی ابراز علاقه کنند وتقاضا نمایند که شبکه مورد نیازشان را به شبکه های دیگر بیفزایند ، در صورت داشتن برخی شرایط از جمله حد نصابی که برای تعداد متقاضیان تعیین شده است ، خواسته انان اجابت میگردد . مثلا ، در یکی از مناطق شهر لاهه و یا رتردام هلند که در ان جا تعداد زایدی ترک زبان سکونت داشتند ، به درخواست انان یکی از کانالهای ماهوارهای ترکیه هم پخش میشد و در منطقهای که تعداد عربهای ساکن بیشتر بود ، یکی از شبکه های تلویزیونی عربی وجود داشت[۳].

۲-۸-۳-۳ کشورهای طرفدار ممنوعیت مطلق برنامه های ماهواره ای

گروهی از کشورها برای مقابله با هجوم ماهواره ها ، معتقدند که باید استفاده مردم را از برنامه های ماهواره ای به هر شیوه و روش ممکن منع کرد . برخی از این کشورها ، نظیر امارت سابق افغانستان ، بی ان که نامی از ماهواره ببرد ، استفاده از دستگاه تلویزیون را به کلی ممنوع اعلام نمود ، و با موضوع ، به قول جامعه شناسان ریشهای برخورد کرد و برخی دیگر با تصویب قوانین داخلی ، استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره را ممنوع کردند . قوانین و مقررات ایران با ماهواره برخوردی دوگانه داشته است . از یک طرف ، با تصویب « قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره » ، هرگونه استفاده اشخاص غیرمجاز را از تجهیزات دریافت از ماهواره در داخل کشور منع کرده و شهروندان ایرانی را از حق اساسی دریافت اخبار و اطلاعات مفید از طریق ماهواره ها محروم کرده است و از طرف دیگر ، با اجاره کانالهای ماهوارهای و راهاندازی دو شبکه سحر و جام جم ، به پخش مستقیم برنامههای تلویزیونی ماهوارهای خود از سال ۱۳۷۶ و ۱۳۷۸ ، برای خارج از کشور پرداخته است . این دسته از کشورها هرگز خود را با بحثها و اعتراضات بین المللی به برنامه های مخرب ماهوارهای درگیر نمیکنند و برای یافتن راه حلی همه جانبه و جهانی تلاشی ندارند .[۴]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۸-۴ ماهواره ها و اصول حقوقی ملل متحد

تقریبا همزمان با اغاز فعالیتهای کشورها در فضای فراجو، کمیتهای در سازمان ملل متحد تشکیل میگردد تا برای بهره گیری صلح آمیز از فضا و قانونمند کردن فعالیتهای فضایی ، فعالیت کند . این کمیته دو اصل اساسی را مورد تایید رسمی قرار میدهد : « ( الف ) فضای فراجو باید برای اهداف صلح آمیز به کار گرفته شود و ( ب ) فضای فراجو میراث عمومی تمام بشریت است » . از سال ۱۹۶۳ ، سازمان ملل متحد برای تهیه مقررات و اصولی در رابطه با مسائل فضای فراجو فعالیت خود را گسترش داده و پنج اصل را در خصوص ماهیت دستیابی به فن اوریهای نوین و در حال توسعه شامل ماهواره ها به تصویب میرساند و پنج معاهده یا موافقت نامه درمورد کاوش و استفاده از فضای فراجوٌ را نیز اماده امضای کشورهای مختلف میکند . اصول حقوقی که برای فعالیت انسان در فضای فراجوٌ و برای ماهواره ها تاکنون تهیه و تنظیم شده است و طی پنج اعلامیه به تصویب مجمع عمومی ملل متحد رسیده است ، چنین اند : ۱ ) « اعلامیه اصول حقوقی حاکم بر فعالیتهای دولتها در کاوش واستفاده از فضای فراجوٌ » ۲ ) « اصول حاکم بر استفاده دولتها از ماهواره های زمینی پخش مستقیم جهانی برنامه تلویزیونی » ۳ ) « اصول مربوط به سنجش از راه دور زمین از فضای فراجوٌ » ، ۴ ) « اصول مربوط به استفاده از منابع انرژی هستهای در فضای فراجوٌ و ۵ ) اعلامیه همکاری جهانی در کاوش و استفاده از فضای فراجوٌ برای منفعت و به نفع همه کشورها ، با نگاه ویژه به نیازهای کشورهای در حال توسعه.[۵]

اعضای ملل متحد ، پس از بحثهای بسیار سرانجام در سال ۱۹۶۶ به اتفا میپذیرند که فضای فراجو متعلق به تمامی انسانهاست وحق اختصاصی هیچ فرد ، گروه یا ملت نیست . انها اصولی را در اسناد فوق الذکر تنظیم میکنند تا در حقوق بین المللی فضا گنجانده شوند ، اصولی مانند : ) الف ) دولتهایی که از ماهواره برای پخش برنامه های تلویزیونی استفاده میکنند ، باید کشورهای متاثر از ماهواره را از اقدام خود اگاه کنند و مراکز پخش برنامههای تلویزیونی از طریق ماهواره را تنها در صورت توافق سایر کشورها تاسیس نمایند ، ( ب ( سنجش و کنترل از راه دور زمین از فضا ( مانند هواشناسی ) به سود همه کشورها انجام گیرد ، ( ج ) در هرگونه ماموریت و اقدام ضروری مربوط به انرژی اتمی ، باید سیستمی طراحی شود که اثرات مخرب رادیو اکتیو را به حداقل ممکن برساند و ( د ) همکاری بین المللی برای کاوش و استفاده از فضای فراجو ، به ویژه برای نیازهای کشورهای در حال توسعه ، باید از اهمیت برخوردار باشد

قطعنامه ی « اصول حاکم بر استفاده دولتها از ماهواره های زمینی پخش مستقیم جهانی برنامه تلویزیونی » ، از کاربردهای متعدد و چشمگیر ماهواره های بین المللی پخش مستقیم در مسائل گوناگون سیاسی . اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان یاد کرده و تاکید میکند که تدوین اصولی برای پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی در همه گیتی ، موجب تقویت همکاری بین المللی در راستای اهداف منشور ملل متحد خواهد شد . در بخش « اهداف و مقاصد » این اصول امده است که فعالیتها در زمینه پخش مستقیم جهانی برنامه های تلویزیونی به وسیله ماهواره باید به شیوهای سازگار با حق حاکمیت دولتها و اصل عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها و همچنین سازگار با حق همگان برای کاوش ، دریافت و ارسال اطلاعات و نظرات به نحوی که در اسناد ملل متحد مضبوط است ، صورت گیرد . بخش « قابلیت اجرایی حقوق بین الملل » از اصول مذکور ، تاکید میکند که فعالیتهای مربوط به پخش مستقیم جهانی برنامه های تلویزیونی از طریق ماهواره باید براساس حقوق بین الملل شامل « منشور ملل متحد»« معاهده اصول حاکم بر فعالیتهای دولتها در کاوش و استفاده از فضای فراجوٌ شامل ماه و سایر اجرام سماوی » مصوب ۲۷ ژانویه ۱۹۶۷ ، مقررات ذیربط « کنوانسیون مخابرات بین المللی و نظامنامه رادیویی ان » و مقررات بین المللی مربوط به روابط و همکاری دوستانه بین دولتها و نیز مقررات حقوق بشر انجام گیرد . بخش « حقوق و منافع » این اصول ، به حق برابری تمامی کشورها در استفاده از ماهواره برای پخش مستقیم برنامههای تلویزیونی اشاره میکند و دسترسی به فناوری ماهواره را حق تبعیض ناپذیر تمامی کشورها براساس شرایط مورد توافق دو جانبه میداند.[۶]

سازمانهای تخصصی ملل متحد و اتحادیه مخابرات جهانی نیز در راستای توسعه و گسترش شبکه مخابرات جهانی به عنوان دستاورد فعالیتهای فضای فراجو و به منظور استفاده از مخابرات برای تشویق همکاریهای بین المللی تلاشهای بسیاری کرده اند . این سازمانها ، با تهیه و تصویب موافقت نامه های بین المللی متعددی ، کوشیده اند تا بهره برداری از مخابرات در فضا را تا حدودی نظم بخشیده و قانونمند کنند که « توافق نامه مربوط به سازمان ماهواره مخابراتی بین المللی » ( اینتل ست ) ، « کنوانسیون مربوط به توزیع سیگنالهای حامل برنامه منتقل شده توسط ماهواره » و « کنوانسیون مخابرات بین المللی و پروتکل اختیاری » مصوب سال ۱۹۸۲ ، حاصل کوششهای انها هستند.

پخش برنامه های ماهوارهای هدفمند در جهت منافع سیاسی ـ مادی از سوی دولتهای سلطه خواه و تخریب ارزشهای والای انسانی اداب و سنن و باورهای دینی و اخلاقی و فرهنگهای ملل مختلف جهان را در کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه مورد چالشی بیسابقه قرار دادهاند . کشورهای دارای فرهنگهای گوناگون و متفاوت با شرکت فعال در مجامع و سازمانهای بین المللی و منطقه ای و با مشورت با سایر دولتهای معترض تلاش کردهاند که برای برنامههای ارسالی ماهواره ها قوانین و مقرراتی را تنظیم و تدوین نمایند . ماجراهای پس از حادثه سپتامبر امریکا ، از جمله اعتراضهای مکرر ایالات متحده به شبکه تلویزیون ماهوارهای جزیره ، در خلال جنگ علیه تروریسم در افغانستان ، نشان میدهد که حتی کشورهایی نظیر امریکا نیز با به خطر افتادن منافعشان این امادگی را یافته اند تا نظرات کشورها را بشنوند و برای رسیدن به یک اجماع بین المللی درباره برنامه های ماهوارهای و برای تعیین چاره جویی مشخص جهت برنامه های پخش مستقیم ماهوارهای و حدود و ثغور ازادی انها تلاش کنند و یا لااقل مانع ایجاد نکنند . جمهوری اسلامی ایران با تصویب « قانون ممنوعیت بکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره » و برگزیدن اسانترین و کم تاثیرترین شیوه مبارزه با تهاجم فرهنگی ماهواره ها ، هم شهروندان را در داخل کشور از حق گزینش و حق اساسی دریافت اخبار و اطلاعات مفید از طریق ماهواره ها محروم نموده است و هم مانع هرگونه بحث و گفتوگو و اظهار نظر دولت ایران در مجامع ذیربط داخلی و بین المللی در مورد وظایف و حقوق حاکم بر ماهواره ها شده است . از انجا که طبق نظرسنجیهای انجام شده ، از جمله ، نظرسنجی موسسه ملی پژوهش افکار عمومی ، قانون ممنوعیت استفاده اشخاص حقیقی از تجهیزات دریافت از ماهواره ، تا به حال نه تنها نتوانسته است هدف قانونگذار را تامین کند ، بلکه بر گرایش مردم نسبت به این رسانه جمعی افزوده است . بنابراین ، پیشنهاد میشود که دولت در سیاستهای ارتباطاتی خود تجدید نظر کند و به جای انفعال و سکوت ، با شرکت فعال در مجامع ذیربط بین المللی و ترغیب کشورهایی که دارای مشترکات فرهنگی هستند و همچنین بسیج کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، اتحادیه عرب و سایر سازمانهای منطقهای ، زمینه پذیرش این واقعیت را فراهم اورند که چون طبق اصول ملل متحد برنامه های پخش مستقیم از ماهواره ها باید دارای چهارچوب و ضوابطی باشد ، لذا ازادی انها نیز باید تابع حدود و مرزهایی باشد که مورد قبول تمامی کشورهای جهان است . چون بهره بردن از فناوری ماهواره ها حق همه ملتهاست ، لذا باید تدابیری اندیشیده شود که به موجب انها از پخش برنامه هایی که بسیاری از کشورها خواستارش نیستند ، جلوگیری به عمل اید . [۷]

 

کدخدایی ، عباسعلی، ،اصول حقوقی حاکم بر پخش برنامه های ماهواره ای، حقوق بین الملل و پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای ، به کوشش گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ،تهران، نشر سروش ، ۱۳۸۰،ص۴۵

 

[۲] ناجی، مرتضی، چشم اندازی به ابعاد فرهنگی و اجتماعی حاصل از ارسال و دریافت مستقیم برنامه های ماهواره ای، پخش مستقیم ماهواره ای در قرن بیست و یکم ، به کوشش گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی  ، تهران، نشر سروش . ۱۳۸۱،ص۸۴

[۳] – زمانی ، سید قاسم ، ،جایگاه اصل آزادی پخش مستقیم برنامه ای ماهواره ای در حقوق بین المللی عرفی ، نشر سروش. ۱۳۸۱،ص۶۲

 

[۴] – اشرافی، داریوش ، «مشارکت ایران در پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای» ، حقوق بین الملل و پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای ، به کوشش گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، تهران، نشر سروش ، ۱۳۸۰،ص ۴۹

[۵] محسنی ماهینی ، رضا ،اصول حقوقی ماهواره ،تهران،انتشارات الوند ، چاپ دوم ، ۱۳۸۸،ص۱۵

[۶] گروه مطالعات حقوقی سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران، حقوق بین الملل و پخش مستقیم برنامه ها ی ماهواره ای -انتشارات سروش – ۱۳۸۸،ص۶۸  

[۷] کدخدایی ، عباسعلی، ،اصول حقوقی حاکم بر پخش برنامه های ماهواره ای، حقوق بین الملل و پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای ، به کوشش گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ،تهران، نشر سروش ، ۱۳۸۰،ص۴۱

تاریخچه ماهواره تلویزیونی :

اولین کسی که ایده ارتباط ماهواره ای را مطرح کرد نه مهندس بود و نه کسی که در کارهای فنی سررشته داشت ولی نگاه بسیار عمیقی نسبت به دنیای پیرامون خود داشت و به اصطلاح آینده نگر بود. این شخص اسمش آرتور سی کلارک بود. آرتور سی کلارک ایده ارتباط ماهواره ای را در مقاله ای به نام اکستراترستریال رلایس[۱] در سال ۱۹۴۵ مطرح کرد. به این صورت که با قرار دادن ۳ ماهواره در مدارژئوسنکرون می توان کل کره زمین را تحت پوشش ارتباط ماهواره ای قرار داد.

آرتور سی کلارک هر چند با طرح این ایده به تلویزیون ماهواره ای فکر نکرده بود ولی آنقدر عمر کرد تا ببیند که مقاله او الهام بخش تلویزیون ماهواره ای شد. اولین ماهواره ای که برای فرستادن سیگنال تلویزیونی بکار رفت , ماهواره تل استار در سال ۱۹۶۲ بود که سیگنال های تلویزیونی را از اروپا به آمریکا می فرستاد. در آن سال ها سیگنال تلویزیونی را ایستگاه های زمینی با تجهیزات پیشرفته آن زمان (که الان همان دستگاه ها بسیار پیش پا افتاده شده اند) میگرفتند و به صورت امواج تلویزیونی به اصطلاح رله می کردند. شاید برایتان جالب باشد که اولین شبکه ملی تلویزیون ماهواره ای در سال۱۹۶۷ توسط شوروی سابق راه اندازی شد. این شبکه اربیتا[۲]  نامیده شد و کانال های تلویزیونی را به ایستگاه های زمینی می فرستاد و آنها نیز به نوبه خود سیگنال ها را به صورت زمینی از طریق کابل به تلویزیون های خانگی رله می کردند. سال ۱۹۷۴ اولین دسترسی سیگنال از ماهواره به تلویزیون به کمک رسیور و به طورمستقیم آزمایش شد. در آن سال ها این کار بسیار گران تمام می شد و برای تجاری شدن هنوز سالها وقت نیاز داشت با این حال بیشتر مورد استفاده شرکت های تلویزیون کابلی برای گرفتن تصویر و رله کردن آن بر روی کابل و رساندن آن به خانه مشتریان خود بکار گرفته می شد. استفاده شخصی از سیگنال ماهواره هنوز وجود نداشت. هر چند در همان دهه ۷۰ میلادی یک پروفسور دانشگاه استنفورد آنتن و دستگاه بزرگی را برای استفاده شخصی خود درست کرد که می توانست صد ها کانال تلویزیونی ماهواره ای که برای استفاده شرکت های تلویزیون کابلی آن زمان استفاده می شد ، دریافت کرده و به تماشای فیلم های مورد علاقه خود بپردازد. این پرفسور که تایلور هاوارد [۳] نام داشت بعد از مدتی دیدن فیلم های مورد علاقه خود از طریق آنتن و دستگاه ابداعی خود دچار وجدان درد می شود و یک چک به مبلغ ۱۰۰ دلار برای شرکتی که کانال ها را بر روی ماهواره قرار می داد ، فرستاد تا از این طریق دین خود را بابت دیدن کانال ها پرداخت کرده باشد. اما بعد از مدتی با کمال تعجب دید که چک او توسط شرکت بازگردانده شده و ضمن نپذیرفتن ۱۰۰ دلار برای جناب پروفسور نوشتند که شرکت مذکور فقط طرف قرارداد شرکت های بزرگ کابلی است نه افراد شخصی. این کار هوارد مثل بمب تو دنیای تکنولوژی ارتباطی صدا داد و عده ای را به فکر دریافت مستقیم کانال های تلویزیونی از ماهواره انداخت. [۴]

سال های بین ۱۹۸۱ و ۱۹۸۵ را می توان سال های توسعه آنتن های بشقابی خیلی بزرگ برای دیدن کانال های ماهوا ره ای نامید. ولی هنوزکاملا همه گیر نشده بود .آنهم بیشتر به خاطر قیمت. در سال ۱۹۸۱ یک دستگاه آنتن با رسیور ماهواره حدود ۱۰,۰۰۰ دلار برای مصرف کننده آب می خورد . در اواخر سال ۱۹۸۵ این مبلغ به ۳۰۰۰ دلار کاهش یافت. قطر آنتن ها در آن زمان به ۲ متر و حتی بیشتر هم می رسید. اواخر دهه هشتاد بود که آنتن ماهواره نسبتا همه گیر شد. البته در ایران با چند سال تاخیر یعنی اوایل دهه نود بود که آنتن ماهواره اول در سطوح مرفه جامعه و با ارزان شدن بیشتر آن به سایر لایه ها و طبقات اجتماعی رسوخ کرد.

امروزه با قیمت نسبتا نازل می توان یک دستگاه کامل ماهواره تهیه کرد. با وجود این کاهش هنوز وقتی که مشتریان ما در مورد قیمت یک دستگاه کامل به همراه نصب از ما می پرسند و ما قیمت حدود ۲۵۰ دلاری (۱۸۰۰ کرون سوئد) را به آنها پیشنهاد می دهیم ، برخی باز هم چانه می زنند تا تخفیف بیشتری نصیبشان شود. به باورم این عادتی است ریشه دار در الگوی خرید ما ایرانیان که جنسی ولو با قیمت ارزان هم که باشد باید چانه بزنیم. بعد ها شاید در مورد فرهنگ چانه زنی بیشتر بحث کنم و نشان خواهم داد که چگونه چانه زنی در جوامع صنعتی کارکرد خود را از دست داده است.

پایان نامه ها

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

۱-۳ پیشینه ظهور کانال های فارسی زبان  :

اختراع رادیو در اواخر قرن نوزدهم، روش های تبلیغاتی سیاسی در عرصهُ بین الملل را به طور کلی متحول کرد و این امکان را به وجود آورد که پیام ها بدون آنکه نیازی به حضور فیزیکی باشد ؛ به این سو و آن سوی مرزها فرستاده شود و همین امر موجب شد که از دهه های آغازین قرن بیستم ، رادیو به مهمترین رسانهُ تبلیغات سیاسی تبدیل گردد. به طوری که میزان علاقه و توجه به رادیو در دههُ ۱۹۲۰ با شروع به کار ایستگاه های فرستنده و کانال های رادیویی یکی پی از دیگزی در جهان به سرعت افزایش یافت و تغییر موج رادیو به امید گرفتن ایستگاه های خارجی در اغلب کشور ها به یک  سرگرمی تبدیل شد . اما شبکه های تلویزیونی از ابتدای پیدایش تا اواسط دهۀ ۱۹۸۰، به دلیل محدودیت های سخت افزاری تنها یک رسانهُ داخلی ، ملی و محلی قلمداد می شدند .[۵] البته پیش از ورود ماهواره به ایران ، بیش ۳۲ رادیو بر اساس تخمین هایی که زده شده برای ایرانیان داخل وخارج برنامه پخش می کردند که عبارتند از:

۱٫رادیو بی بی سی

۲٫رادیو آمریکا

۳٫رادیو آلمان

۴٫رادیو تاجیکستان

۵٫رادیو ترکیه

۶٫رادیو رومانی

۷٫رادیو صدای ایران

۸٫رادیو فرانسه

  1. رادیو مسکو

۱۰٫رادیو اسرائیل

۱۱٫رادیو چین

  1. رادیو ژاپن
  2. رادیو پیام دوست

۱۴٫رادیو ایران

۱۵٫رادیو عربستان

۱۶٫رادیو شبکهُ فارسی

۱۷٫رادیو صدای آشنا

۱۸٫ردایو صدای پژواک[۶]

آخرین رادیو یعنی رادیو فردا با سرمایه گذاری دولت آمریکا پخش برنامه های خبری و موسیقی  به زبان فارسی را با هدف قرار دادن جوانان ایرانی آغار کرد[۷] .

این سیگنال به همراه اینترنت ، فکس و تلفن بی سیم ایران را به سایر بخش های دهکدۀ جهانی متصل کرده اند (انتخاب /۱۳ آبان ۸۲ ) البته پس از پرتاب نخستین قمر مصنوع به مدار زمین موسوم به اسپوتنیک در چهارم اکتبر ۱۹۵۷ توسط اتحاد مجاهیر شوروی ، رمینۀ عصر جدیدی در تکنیک های ارتباطی به وجود آمد تا تلاش های بعدی برای پرتاب ماهواره های ارتباطی واقعی انجام پذیرد … به طوری که آمریکایی ها توانستند از ماهوارۀ تله استار برای پخش بازی های المپیک جهانی ۱۹۶۴ توکیو از طریق شبکه های تلویزیونی کمک بگیرد .[۸]

 

۱-۴ دسته بندی ماهواره های ارتباطی :

به هر ترتیب ، ماهواره های ارتباطی را از نظر روند تاریخی پیدایش و کربرد های آنها ، به سه نوع طبقه بندی می کنند که عبارتند[۹] :

۱-۴-۱ ماهواره های ارتباطی نقطه به نقطه:

نخستین ماهواره های ارتباطی ، ماهواره های ارتباطی نقطه به نقطه نامیده می شدند ، زیرا فقط می توانستند پیام ها را از یک فرستنده به یک ایستگاه گیرندۀ نیرومند برسانند تا از آنجا برای استفاده عمومی پخش شوند .

 

 

۱-۴-۲ ماهواره های ارتباطی توزیع کننده :

بعد از ماهواره های ارتباطی نقطه به نقطه ساخته و به فضا پرتاب شدند و توانایی آن را داشتند که پخش برنامه های تلویزیونی جهانی را تقریباً به صورت « شبه مستقیم » در آورند . زیرا علائم تلویزیونی منتقل شده از طریق این ماهواره ، بودن استفاده از ایستگاه های تقویت کنندۀ زمینی ، مستقیماً به فرستنده های تلویزیونی معمولی انتقال یافت و از آنا برای استفاده عمومی پخش می کردید.

 

۱-۴-۳ ماهواره های ارتباطی پخش مستقیم :

بعد از ساخت و استفاده از ماهواره های توزیع کننده برای پخش برنامه های تلویزیونی ، تلاش های برنامه ریزی شده ای انجام یافت که ماهواره هایی ساخته و پرتاب شوند که بتوانند برنامه های تلویزیونی را در سراسر جهان ، مستقیما ً از فرستنده به دستگاه های گیرندۀ تلویزیونی شخصی برسانند. نخستین آزمایش ها برای بهره گیری از این نوع ماهواره های ارتباطی در سال ۱۹۷۳ از سوی ایالات منحدۀ آمریکا در هشت ایالت با پخش دو ساعت برنامه تلویزیونی آغاز شد ، و نهایتا در اواسط دهۀ ۱۹۸۰، نخستین ماهواره های ارتباطی پخش مستقیم (برنامه های تلویزیونی ) برای استفادۀ عمومی در غرب به مدار زمین فرستاده شدند[۱۰] .

 

 

 

۱-۵ پیسشینۀ آنتن های ماهواره ای در آسیا

تا سال ۱۹۹۱ که هنوز شبکه آسیا استا [۱۱] شروع به کار نکرده بود ، به جزء چند کشور ، بقیه کشور های آسیایی فقط به تلویزیو محلی دسترسی داشتند، اما با گشایش این شبکه و پوشش ۳۸ کشور آسیایی ، وضعیت کاملاً تغییر کرد . در آن زمان در ۱۰۲ کشور جهان ، تلویزیون مستقیماً توسط دولت کنترل میشد . « یونسکو » در این مورد نوشت : «حتی در دموکراتیک کشورها ، مقامات سیایس هرگز دست به طور کامل از نفوذ بر این صحنه کوچک دست نکشیده اند».

ده سال قیل از تاسیس شبکه استار ، لوین تلویزیونی بیکگاه از طریق ماهواره ، در کرۀ جنوبی اتفاق افتاد.
از سال ۱۹۸۱ ، تلویزیون ژاپن به پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای دست زد ، به طوری که این برنام هاز طریق آنتن بشقابی در کره جنوبی قابل دریات بود. دولت کرهۀ جنوبی ابتدا از ورود آنتن های بشقابی و ملزومات آن جلوگیری کرد ، اما وقتی فشار آمریکا برای تجارت آزاد بر دولت آن افزاش یافت ، ناچار پس از ۸سال ، این ممنوعیت را حدف کردو در سال ۱۹۸۹، استفاده از این وسیله را آزاد اعلام کرد. بنابر این دو سال قبل از شروع به کار بیگانگان را دریافت می کردند. [۱۲]

علی رقم تمام تبلیغاتی که برای استفاده از آنتن های ماهواره ای می شد در سال ۱۹۹۳ ، تعداد آنتن های ماهوارهای برای هر یک صد هزار نفر جمعیت در کره جنوبی ۴۳ دستگاه بر آورد شد که از اردن ، لبنان ، تایلند ،پکستان و هند کمتر بود.

یک سال قبل از گشایش شبکه استار ، وقوع جنگ خلیج فارس و حمله آمریکا و متحدانش به عراق سبب شد که توجه به ماهواره ، به ویژه در منطقه خلیج فارس و از همه بیشتر ، عربستان سعودی شکل گسترده ای به خود بگیرد.
به این ترتیب یک سال پیش از گشایش شبکه استار ، برخی از جوامع آسیایی از جمله عربستان سعودی، سریلانکا و … نخستین تجربه را در دستیابی به اطلاعات دست اول به ظاهر کنترل نشده از طریق شبکه مهواره ای تلویزیون سی ان ان کسب کردند (میزان بینندگان شبکه ماهواره ای سی ان ان از هنگام آغاز بحران خلیج فارس تقریباَ دو برابر شد ) .

بحران اشغال کویت و مشارکت عربستان سعودی در آزاد سازی کویت از تهاجم عراق نیز موجب روی آوردن مردم عربستان به تهیه بشقاب های آنتن ماهواره ای برای دریافت تصاویر خبری شبکه سی ان ان _ا ز آنچه در یک جنگ غیر مترقبه در حال رخ دادن بود _ شد . این آ«تن ها ایتدا در هتل های جده . پس از آن در منازل اشراف عربستان نصب شد . آنتن های قوی حتی این توانایی را برای آنتن های معمولی همسایگان فراهم می کرد که امواج صادره را از نزدیکترین آنتن بشقابی دریاقت کنند. [۱۳]

همان گونه که گفته شد ، تاسیس شبکه استار  نقطعه عطفی در تاریخ دریافت برنامه های تلویزیونی جوامع بیگانه در آسیا محسوی شد.

شبکه تلویزیون استار ، زمانی آغار به کار کرد که ۱۴ سال از نخستین تجربه در پخش مستقیم برنام ههای تلویزیونی از طریق ماهواره گذشته بود و بسیاری از شبکه های تلویزیونی دیگر در آمریکا و اروپا از مدت ها پیش مشغول پخش برنامه بودند ، مانند اینتل ست در آمریکا ، سمفونی ، آسترا ،کپرنیک ، ایتال ست ، تله کام و … در اروپا ، رادوگا ، گوریزیو در روسیه و غیره . اما در میان انواع و اقسام ماهواره های پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی ، ماهواره مورد استفاده شبکه استار  از اهمیت ویژهای بر خوردار بود . اهمیت این ماهواره ار آن جهت بود که بیشترین سکنه سیاره زمین و پهناور ترین قاره آن را زیز پوشش می شد و از این نظر تا سال ۱۹۹۲ کاملا موفق بود. شبکه مذکور در نخستین سال پخش برنام ههای خود ، ۶۵ میلیون دلار آگهی دریافت کرد . نرخ آگهی در سال اول عملکرد آن ، بین ۱۲۰۰ تا ۱۶۸۰ دلار برای هر ۳۰ ثانیه بود . ضمن آنکه هرگاه آگهی دهنده ای حداقل ۲ کیلیون دلار آگهی به شبکه استار  می پرداخت ، همه از این تخفیف ویژه بر خوردار می شد و هم آگهی او در ساعات پر بیننده تر به پخش می رسید . به این ترتیب ، محاسبات نشان می داد که شبکه استار  ، درهمان نخستین سال عملکرد خود ۲۲ در صد از سرمایه گذاری اولیه را بازگردانهد بود و در واقع را اندازی این شبکه برای سرمایه داران آن کاملا سود آور بود چرا که قواعد مربوط به عرضه کالا و جلب مشتری را در عملکرد خود رعایت کرده بود. بر اسال این قواعد ، از دیدگاه صاحبان آگهی ، بینندگان بیشتر و ثابت تر می توانند انگیزه گزینش منبع ارسال و پخش آگهی محسوب شوند و به همین دلیل شبکه استار  برای تامین خواست آگهی دهنده و در نتیجه دستیابی به آگهی بیشتر و درآمد و سود بالاتر در جستجوی راه های افزایش تعداد گیرندگان پیام و جلب گزینش آنان به سوی کانال های ماهواره ای در مقابل کانال های تلویزیون محلی و فرستنده های زمینی بود . در همان زمان ، در برخی از گزارش های منتشر شده در ایران ، گفته می شد محتوای شبکه تلویزیونی استار  به گونه ای تهیه شده است که با طبع آسیایی ها تا حدودی سازگاری داشته باشد و این امر ، یکی از مهم ترین دلایل برای رعایت قواعد مربوط به جلب صاحبان آگهی بود. [۱۴]

برای مثال ، خبرگزاری جمهوری اسلامی در تلتکس شماره ۱۵۸ مخابره شده از دهلی نو در تاریخ ۲۰/۱۲/۷۰
( همزمان با راه اندازی شبکه استار  ) نوشت : « … برنامه کانال های مختلف استار تی وی در حال حاظر ، با زیرکی خاص تهیه و پخش می شود . در این برنامه ها که به نظر میرسد به طور مرحله ای به اجرا در می آید ، سعی شده است به آرامی ، فرهنگ غرب ارائه شود . در این روند ، ظرایف خاص روحی و فرهنگی مردم آسیا نیز در نظر گرفته شده است» .

زیرکی مذور چیزی نیست جز همان زیرکی که هر صادر کننده کالایی از طریق آن سعی دارد با دستیابی به مشخصات سلیقه و نیاز مصرف کنندگان کالای خود را با آن منطبق کند.در بخش تحقیق و توسعه موسسات صنعتی به چنین مقوله ای بسیار توجه می شود . برای مثال ، شرکت ژاپنی لوازم خانگی ناسیونال در دهه ۱۹۷۰ با آگاهی از سلیقه و ذائقه ایرانی ، پلوپز برقی ناسیونال را صرفا برای صدور به ایران طراحی کرد. اما باید دید که چنین پدیده ای در مورد « پیام » آن هم برای جوامع ۳۸ کشور آسیایی نتا چه حد امکان پذیر است ؟ این سؤال بسیار مهمی است که پاسخ آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

در آن زمان ، شبکه استار  به طور شبانه روزی از یک کانال سریال های تلویزیونی ، فیلم های سینمایی و برنامه های سرگرم کننده[۱۵] پخش می کرد و از کانال های دیگر اخبار بی بی سی، ورزش[۱۶]  ، موسیقی غربی و شوهای تلویزیونی وی تی وی[۱۷] وقبالا ام تی وی [۱۸]یک کانال هم به زبان هندی[۱۹] اختصاص یافته بود و کانال های دیگری به زبان های چینی، برمهای و پاکستانی. [۲۰]

در همان سال ها ، به زودی رقبای دیگری نیز پیدا شدند ، از ۲۵ می ۱۹۹۴ (چهارم خرداد ۱۳۷۳)شبکه اوربیت[۲۱] با پوشش تلویزیونی خود در سطح آسیا به شبکه استار  پیوست و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را زیر پوشش قرار داد.طیق اظهار گردانندگام ماهواره ، مخاطبان این شبکه که برنامه های تلویزیونی شبکه های آمریکا را که مستقیما عرضه می کرد ، از طبقات بسیار مرفه خاورمیانه بودند . از خصایص دیگر آ« نیز وجود پنج کانال به زبان عربی بود.
تحولات مربوط به ماهواره های پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی در سطح آسیا به قدری سریع بود که همه ، حتی محققان علوم ارتباطات را سر در گم کرده بود . کارول ترزنکوف[۲۲] یکی از متخصصان برنامه ریزی رسانه ها در شبکه آزانس خاورمیانه در لندن گفت : « تخولات رسانه ها در خاورمیانه به قدری سریع است که برنامه ریزان و پژوهشگران ارتباطات به یک کابوس تبدیل شده است . در آن زمان ، مجله پیام یونیکو نوشت :« همه ما در مواجهه با تلویزوین – این جعبه اسرار آمیز – که تنها چند دهه پیش از این ، ناگهنا ظهور کرد ، راه خود را در هر دو سوی صفحه آن می یابیم . در یک سو تکنیک های مداخله و نفوذ ، توسعه و افزایش می یابند و در سوی دیگر، بینندگان به تدریج یاد می گیرند تا دروغ را بر ملا سازند ، شواهد دروغ را در تصویر کشف کنند ودر مقابل موانع ایجاد شده توسط تلویزیون ، که تا کنون مطیع و منقاد آن بودند ، مقاومت کنند». اما رویداد های بعدی در برخی از کشور های آسیایی نان داد که سر گرمی مورد بحث کارول ترزنکوف نه تنها در آن سال ها که حتی امروز نیز ادامه دارد. [۲۳]

 

 

[۱] Extraterrestrial Relays(1945)

[۲] Orbita

[۳]  H. Taylor Howard

[۴] – میرزایی ، محمد ، تکنولوژی ماهواره ها ، گاهنامه دانشگاه علم و صنعت، شماره ۳ ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۸

 

[۵] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۱۵۹

 

[۶] – ضیایی پور ،یاسر ، «جهان و ارتباطات  »، فصلنامه رسانه – دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ، سال اول ،پاییز۱۳۹۰ ، ص۸۳

[۷] – سالاری ، مریم، رسانه های بیگانه ، جلد اول ،تهران ، انتشارات ارجمند،چاپ اول ،۱۳۸۱، ص ۹۱

[۸] -معتمد نژاد ، یوسف ،ماهواره های ارتباطی، تهران ، انتشارات دانش،چاپ اول ،۱۳۷۱،ص ۲۹۴-۲۹۵٫

[۹] – معتمد نژاد ، یوسف ،ماهواره های ارتباطی، تهران ، انتشارات دانش،۱۳۷۱،ص ۲۹۶-۲۹۹٫

[۱۰] معتمد نژاد ، یوسف ،ماهواره های ارتباطی، تهران ، انتشارات دانش،۱۳۷۱،ص ۲۹۹-۲۹۸٫

[۱۱]  STA (Region Satelite Television Asia(

[۱۲] – معتمد نژاد ، یوسف ،ماهواره های ارتباطی، تهران ، انتشارات دانش،۱۳۷۱،ص ۳۰۰

[۱۳] – ضیایی پور ،یاسر ، «جهان و ارتباطات  »، فصلنامه رسانه – دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ،،پاییز۱۳۹۰ ، ص۴۹

[۱۴] – ماهینی ،محمد اسماعیل ، تکنولوژی های مدرن ،تهران ، انتشارات البرز ،۱۳۹۱، ص۱۰۳

[۱۵]  PLUS

[۱۶] Prime Sport

[۱۷]  vtv

[۱۸]  MTV

[۱۹]  ZEE TV

[۲۰] اسدی ،مرضیه ،ماهواره و آسیبهای فردی و اجتماعی ، تهران ،انتشاران سروش ، ۱۳۸۹،ص۷۱

[۲۱]  ORBIT

[۲۲]  Carole Trznkoff

[۲۳] – اسدی ،مرضیه ،ماهواره و آسیبهای فردی و اجتماعی ، تهران ،انتشاران سروش ،۱۳۸۹،ص۷۲

 

آسیب‌های ماهواره

آسیب های فردی( روحی و روانی ، متأثر از فیلم‌های مبتذل و خشن)

– روان پریشی:

مردی که همواره در ماهواره نامحرم را با آن بدن نیمه عریان و آرایش شده ببیند و نتواند به آرزوی خود برسد. به صورت عقده در خود ریخته و دچار بیماری روان پریشی خواهد شد.

عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ کَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَهٌ جَمِیلَهٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع إِنَّ عُیُونَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُمْ إِلَی امْرَأَهٍ تُعْجِبُهُ فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَهٌ کَامْرَأَه
روایت شده از امام علی (علیه‌السلام) در میان یارانش نشسته بود که زنی زیبا از کنار آن‌ها عبور نمود و عده ای از آن‌ها به او خیره شدند پس امام (علیه‌السلام) فرمود: همانا دیدگان این بزرگان طمع کار است و این نگاه‌های خیره سبب ایجاد تصور ذهنی می‌شود بنابراین، هنگامی که یکی از شما به زنی نگاه کند که از او خوشش بیاید باید با همسر خود آمیزش کند، (و بداند) آن زن، زنی است همچو زن خودش. [۱]

أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْیَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ به ثلاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یَفْنَی وَ أَمَلٍ لَا یُدْرَکُ وَ رَجَاءٍ لَا یُنَالُ.[۲]

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هر کس قلبش به دنیا تعلق پیدا کند قلبش به سه خصلت تعلق پیدا کند. گرفتاری که تمام نمی‌شود، و آرزوی که درک نمی‌کند و امیدی که به آن نمی‌رسد.

وَ قَالَ ع مَنْ أَمَّلَ فَاجِراً کَانَ أَدْنَی عُقُوبَتِهِ الْحِرْمَانَ ؛ هر کس آرزوی گناه داشته باشد کمترین عقوبتش پشیمانی است. [۳]

– حسرت و پشیمانی:

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَهٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَوِیلَهً ؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نگاه (حرام) تیری از تیرهای مسموم شیطان می‌باشد؛ و چه بسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی (روانی) طولانی را به جای می‌گذارد. [۴]

– خود ارضایی

دیدن صحنه های محرک و شهوت انگیز در فیلم‌های ماهواره مخصوصاً برای جوانانی که توان اطفاء شهوت از راه شرعی را ندارند، موجب روی آوردن به دفع شهوت از راه استمناء می‌گردد.

– افسردگی شدید و گاه همراه با خودکشی

انحطاط و دور افتادگی از اصل خود با دیدن انواع و اقسام فیلم‌ها و به وجود آمدن احساس پوچی و بی هویتی و دور شدن از یاد خدا و هجوم تاریکی‌ها و بیماری‌های روانی انسان را به سمت خود کشی سوق می‌دهد.

۳-۲-۲-۲ آسیب های اجتماعی

– ایجاد روابط نا سالم

با به نمایش گذاشتن انواع فیلم‌های شهوت انگیز و روابط نا مشروع کم کم روابط نا سالم بین زن و مرد نا محرم عادی شده و منجر به فساد خانواده و اجتماع می‌گردد.

– افزایش جرایم توسط نمایش تصاویر خشونت بار

سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هر گونه جنایت با سلاح سرد و گرم ترس بیننده را فرو می‌ریزد و موجبات بالا رفتن آمار جرم و جنایت در جامعه را پدید می‌آورد.

– ترویج مد گرایی و ارائه مد های آرایشی و پوشش زننده:

امام صادق (علیه‌السلام) :اوحی الله عز و جلالی النبی من الانبیاء قل للمؤمنین: لا تلبسوا لبس اعدائیو لا تطمعوا طعام اعدائی ولا تسلکوا مسالک اعدایی، فتکونوا اعدائی کما هم اعدائی : خداوند بزرگ به پیامبری از پیامبرانش وحی نمود که به مؤمنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این صورت از دشمنان من محسوب می‌شوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند. [۵]

– ترویج عقاید و فرقه های نادرست و غیر اخلاقی مثل شیطان‌پرستی

– از بین رفتن قبح روابط غیر اخلاقی در بین مردم

قال الله تبارک وتعالی : ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم : برای کسانی که دوست دارند در باره مؤمنان تهمت زنا شایع شود،در دنیاو آخرت عذابی دردآور مهیاست خدا می داند و شما نمی دانید .[۶]

– نابود کردن فرهنگ مردم جهان، اعم از سنت‌ها، آداب و رسوم .

– تلاش بر ایجاد هیجانات، خوشی‌ها، تفریحات، سرگرمی‌های کاذب در بین مردم.

-ایجاد فرهنگ مصرف و تبلیغ کالاهای غربی و دور نگه داشتن مردم از خودکفایی

– سست شدن بنیان خانواده

(اختلاف بین خانواده بین همسران – مرزها و حریم خانواده را می‌شکنند – طلاق و جدایی را فراهم می‌کنند). قال الله تبارک تعالی: قوا انفسکم واهلیکم نارا : خود و خاندانتان را از (عذاب) آتش حفظ کنید. (تحریم آیه ۶)
پایین آمدن سطح رضایتمندی همسران:

مرد و یا زنی که همواره صحنه های مستهجن به واسطه فیلم‌های ماهواره برای او عادی شده باشد دیگر به واسطه همسر راضی نمی‌گردد. و این اولین قدم فساد زن و مرد در خانواده می‌باشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَهِ قَالَ إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَهً تُعْجِبُهُ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی فَلَا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ عَلَی قَلْبِهِ سَبِیلًا لِیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا ؛

علی (علیه‌السلام) فرمود: هرگاه از زنی خوشتان آمد نزد همسر خود بروید (وبا او رابطه زناشویی برقرار کنید). زیرا همسر شما هم مثل اوست و برای شیطان در قلب خود راهی قرار ندهید، تا اینکه آن زن از خاطر شما برود.
– الگو گیری غلط :

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) : لا یتبه الزی بالزی حتی یشبه الخلق با لخلق، ومن شبه به قوم فهو منهم : شکل‌ها به یکدیگر همانند نمی‌گردد، جز آنکه خلق و خوها به هم نزدیک گردد، و هرکس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می‌رود . [۷]

– ایجاد فراموشی هدف:

علی(علیه‌السلام) :من کانت الدنیا اکبر همه طال شقاؤه و غمه : آن شخص که دنیا بزرگ‌ترین هدف وی باشد، همواره گرفتار بدبختی و اندوه خواهد شد. [۸]

 

-فراموشی معاد:

با توجه دادن به دنیای محض و لذت‌های زود گذر و فانی کردن مردم در اینکه اینست و جز این نیست مانع از توجه مردم به آخرت می‌شوند.

إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِید به ما نَسُواْ یَوْمَ الحْسَابِ[۹]

کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند!
– تباهی خرد و اندیشه:

قال علی (علیه‌السلام) : قد خرقت الشهوات عقله : شهوت‌ها خرد اورا تباه کرده است. [۱۰]

-طغیان و سرکشی:

قال الله تبارک وتعالی: کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی : باز چرا انسان از کفر وطغیان باز نمی‌ایستد. با تماشای برنامه های مستهجن و محرک جنسی شهوت طغیان می‌کند و دست به کفر وعصیان وجرم می‌زند. [۱۱]

 

 

– ایجاد پشیمانی:

قال صادق (علیه السلام) : ان الحسره و الندامه والویل کله لمن لم ینتفع به ما ابصر ومن لم یدر الامرالذی هو علیه مقیم، انفع هو له ام ضر؟ : حسرت و پشیمانی و نگون‌ساری برای کسی است که از آنچه بر آن بینایی دارد، بهره نگیرد ونداند کاری که می‌کند برای او سود دارد یا زیان. [۱۲]

پس از صرف بیهوده عمر در تماشای فیلم‌های لغو وتأثیر پذیری و خلق وخوی حیوانی پیدا کردن در پایان چیزی جز حسرت واندوه بر جای نمی‌ماند.

-تزلزل اعتقادی:

در شبکه‌های مختلف حتی با نام دین به راحتی ایجاد شبهات مختلف کرده و با مغلطه و سفسطه افکنی بدون اینکه مناظره ای یا جواب‌دهنده‌ای باشد، به مبانی وریشه های یک دین حمله می‌کنند و عده ای از مردم که متأسفانه دارای معلومات کافی در آن بحث نیستند فریب شیادهایی را می‌خورند که با شیطان قرینند.[۱۳]

– وارونه سازی و پایمالی فضیلت‌ها

در تحت لوای بیان تفسیر یا بیان دستورات الهی آن چنان ارزش‌ها و فضیلت‌های دینی را وارونه جلوه می‌دهند که هر بیننده‌ای فکر می‌کند فقط اوست که راست می‌گوید.[۱۴]

– فراموش کردن یاد خداوند:

قال الله تبارک وتعالی : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً وَ نحَشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَهِ أَعْمَی

و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم! [۱۵]

-تمسخر و استهزاء آیات الهی:

قال الله تبارک وتعالی: ولئن سأ لتهم لیقولن انما کنا نخوض ونلعب قل اباالله و ایاته و رسوله کنتم تستهزؤن : واگر از آن‌ها بپرسند چرا سخریه و استهزاء می کنید پاسخ دهند که ما به مزاح ومطایبه سخن راندیم . ای رسول بگو به آن‌ها آیا با خدا وآیات خدا و رسول خدا تمسخر می‌کنید. [۱۶]

– پخش شایعات:

خداوند متعال می‌فرمایید: وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِه وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلیَ الرَّسُولِ وَ إِلیَ أُوْلیِ الْأَمْرِ مِنهُْمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنهْم وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَنَ إِلَّا قَلِیلًا

و چون از ناحیه کفار خبری از امن و یا خوف به این سست ایمان‌ها برسد آن را منتشر سازند، در حالی که اگر قبل از انتشار، آن را به اطلاع رسول و کارداران خویش رسانده، درستی و نادرستی آن را از آنان بخواهند، ایشان که قدرت استنباط دارند، حقیقت مطلب را فهمیده، به ایشان می‌گویند و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود جز مواردی انگشت شمار هر لحظه شیطان را پیروی می‌کردید. [۱۷]

-سخنان جذاب و نفاق انگیز در لوای دین:

وَ إِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُم وَ إِن یَقُولُواْ تَسْمَعْ لِقَوْلهِم کَأَنهَّمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَه یحَسَبُونَ کل صَیْحَهٍ عَلَیهْم هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُم قَاتَلَهُمُ اللَّه أَنیَ یُؤْفَکُونَ

ای رسول تو چون (از برون) کالبد جسمانی آن منافقان را مشاهده کنی (به آراستگی ظاهر) تو را به شگفت آرند و اگر سخن گویند (بس چرب زبانند) به سخن هایشان گوش فرا خواهی داد (ولی از درون) گویی که چوبی خشک بر دیوارند (و هیچ ایمان و معرفت ندارند و چون در باطن نادرست و بد اندیشند) هر صدایی بشنوند بر زبان خویش پندارند. ای رسول (بدانکه) دشمنان (دین و ایمان) به حقیقت اینان هستند از ایشان بر حذر باش، خدایشان بکشد چقدر (به مکر و دروغ) از حق باز می‌گردند. [۱۸]

-فتنه انگیزی و سخنان اراجیف:

لَوْ خَرَجُواْ فِیکمُ مَّا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَ لَأَوْضَعُواْ خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَ فِیکم سَمَّاعُونَ لهَُم وَ اللَّهُ عَلِیم بِالظَّلِمِینَ
اگر با شما بیرون شده بودند در کارتان جز فساد نمی‌افزودند و میان شما اراجیف انتشار داده ، فتنه‌جویی می‌کردند و (چون) در میان شما زود باوران (نیز) بودند (در نتیجه تحت تأثیر اراجیف آنان قرار می‌گرفتند) و خدا ستمکاران را خوب می‌شناسد. [۱۹]

مقاله - متن کامل - پایان نامه

پایان نامه

– ایجاد شک ودو دلی:

إِنَّمَا یَسْتَئذِنُکَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فیِ رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ

تنها کسانی که به خدا و روز جزا ایمان ندارند و دل هایشان به شک افتاده و در شک خویش سرگردانند از تو اجازه می‌خواهند. [۲۰]

-تضعیف ایمان‌ها و دعوت به کفر:

وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَین لَهُمُ الْحَق فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتیَ یَأْتی اللَّهُ بِأَمْرِه إِنَّ اللَّهَ عَلیَ کُل شیَ‌ْءٍ قَدِیرٌ

بسیاری از اهل کتاب دوست می‌دارند و آرزو می‌کنند ای کاش می‌توانستند شما را بعد از آنکه ایمان آوردید به کفر برگردانند و این آرزو را از در حسد در دل می‌پرورند بعد از آنکه حق برای خود آنان نیز روشن گشته، پس فعلاً آنان را عفو کنید و نادیده بگیرید تا خدا امر خود را بفرستد که او بر هر چیز قادر است. [۲۱]

-ایجاد دهکده جهانی جهت اینکه همه را مطیع هوی و هوس خود کنند:

وَ لَن تَرْضیَ عَنکَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَی حَتیَ تَتَّبِعَ مِلَّتهَم قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الهُْدَی وَ لَئن اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْم مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلی وَ لَا نَصِیرٍ

یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی‌شوند مگر وقتی که از کیش آنان پیروی کنی بگو تنها هدایت، هدایت خدا است و اگر هوی و هوس های آنان را پیروی کنی بعد از آن علمی که روزیت شد، آن وقت از ناحیه خدا نه سرپرستی خواهی داشت و نه یاوری. [۲۲]

– در حال کید وفریب:

إِن تمَسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْا إِنَّ اللَّهَ به ما یَعْمَلُونَ محُیط. : اگر خیری به شما برسد آن‌ها ناراحت می‌شوند و اگر مصیبتی برسد خوشحال می‌گردند و شما اگر صبر کنید و از خدا بترسید، کید آن‌ها هیچ ضرری به شما نمی‌زند که خدا به آنچه می‌کنید، احاطه دارد. [۲۳]

 

۳-۳آسیب شناسی استفاده از ماهواره از نظر  صاحب نظران در این زمینه

۳-۳-۱ بحران گذار در خانواده ایرانی

خانواده به عنوان امن ترین حریم حیات انسانی کارکرد خود را از دست داده است . دیوارهای این حریم به روی همه باز شده است. عصری که به نام عصر ارتبا طات نام گرفت تأثیر خود را بر این چهار دیواری گذاشت و آن را از اختیاری بودن محض بیرون آورد. امواج رادیو وتلویزیون واین اواخر، ماهواره وتلویزیون کابلی واینترنت و… به خانه های خانواده های گرم و صمیمی سرازیر شد وآنها را با انواع مختلف سلیقه ها، فرهنگ ها وهنجارها در قالب برنامه های سیاسی، اجتماعی وفرهنگی آشنا کرد.[۲۴] خانواده جدید چنان ابعادی یافته که هرگز در تاریخ نداشته است. افراد خانواده عادت کردند که با تاریکی هوا در خانه جمع شوند وبه رادیو یا تلویزیون گوش فرا دهند . این روند نیز روز به روز به سمت فردی شدن سوق پیدا کرده است به طوری که افراد خانواده با کامپیوتر واینترنت وروزنامه و… به صورت فردی، سرخود را گرم می کنند. خانواده با وجود داشتن ویژگی های مختص خود که برای سلامت جســم وروح انسان ها در تمامی جوامع مفید بوده است در معرض تهدیدهای بسیاری است. تجربه نشان داده است که تمدن هایی که به خانواده اهمیت نداده اند وبحران ایجاد شده در خانواده ها را به جامعه منتقل کرده اند دچار بحران تمدنی شده اند.[۲۵] هیچ آسیب اجتماعی وجود ندارد که بتوان خارج از چارچوب خانواده متصور شد ، در تحقیقی که در کانون اصلاح وتربیت انجام دادیم مشخص شد تمام کودکان- بدون هیچ استثنا- مشکل خانوادگی داشته اند. توجه به خانواده، توجه به سرنوشت بشر است. فرزندان را می توان پدران بشر تلقی کرد. وقتی کودکان از درون یک خانواده بیمار برخیزند قطعاً نمی توانند در ساختن جامعه جدید توانمند باشند. در جامعه جدید، خانواده به عنوان میراث مهم سرنوشت ساز، دچار مسائلی شده که در نتیجه آن، انواع دیگر خانواده به وجـود آمـده اسـت. از جمله این انـواع خانـواده ها می تـوان به خانواده هـای دور- زی، اضطراری وتفـقد یافته اشـاره کـرد. در توضیـح خانـواده های دور- زی  می توان گفت : در این نوع، اعضای خانواده دور از هم زندگی می کنند پدر در شهری بزرگ وبدون همسر وفرزندانش زندگی می کند وناچار است در سال، دو-سه بار بیشتر همسرش را نبیند. کارگران ساختمانی از این دسته هستند که هم در سطح ملی وهم در سطح بین المللی مطرح اند. متأسفانه تعداد این نوع از خانواده ها در ایران رو به افزایش است. افراد با وجود اینکه نیاز های عاطفی دارند نا چارند دور از هم زندگی کنند. خانواده ای که به ظاهر سر پا وسالم است ولی فضای آن خالی از محبت است، خانواده اضطراری است. این نوع از خانواده ها در ایران بسیار زیاد است. عواطف انسانی که دل ومیل افراد را در خانواده قرار می دهد در این خانواده ها مشاهده نمی شود. خانواده های اضطراری اگر چه در ابتدا به اضطرار، دور هم جمع نمی شوند اما به مرور زمان ، زن چاره ای جززندگی با شوهر به خاطر عدم اشتغال یا تحصیلات کافی و… ندارد ودر جوامعی که طلاق یک امرپیچیده وسخت است خانواده اضطراری بیشتر ظهور می کند. در این شرایط، خانواده از یک گروه نخستین به یک گروه ثانویه تبدیل می شود. ارتباطات به جای بعد عاطفی، بعد قرار دادی می یابند. در نتیجه پسر به خاطر تنبیه یا انتقام از پدری که بر سر سفره اش غذا خورده به دادگاه شکایت کرده واو را به زندان می اندازد. این پدر بعد ها همین کار را با فرزندش انجام می دهد وخانواده بدون عواطف را تبدیل به پادگان می کند. این جامعه شناس توضیح می دهد: وقتی در جامعه ای مهریه های سنگین در نظر گرفته می شود ومسائلی چون به روز سازی مهریه، تقسیم اموال بعد از طلاق وبیمه مهریه و… مطرح می شود خانواده های نا سالم به ظاهر سرپانگه داشته می شوند ولی از درون دچار پوسیدگی می شوند. نوع دیگر از خانواده که در جامعه ایران امروز به وجود آمده خانواده های تفقدی است. در این خانواده هرم قدرت افقی شده به حدی که خانواده تبدیل به سرا شده است. هر کس کلید آپارتمان خود را دارد وبا اینترنت وکامپیوتر و… خود سرگرم است.[۲۶] اعضای خانواده همدیگر را در آشپز خانه می بینند. اما خانواده نیز به مانند سایر پدیده های اجتماعی، دائماً در حال تغییر است. خانواده های ایرانی نیز از این حیث مستثنی نیستند. بعد خانوار در این سال های اخیر به دلیل کاهش موالید رو به کاهش است. در چشم انداز ۲۰ ساله، ایران با ساختارجدیدی از خانواده رو به رو خواهد شد ولی الآن خانواده ایرانی در حال سپری کردن دوره گذار یا انتقالی است. در این دوره، زنان به دنبال اشتغال در خارج خانه اند، مردان که نان آوران خانه بودند نقششان کم رنگ تر می شود،فرزندان کمتر از حرف والدین تبعیت می کنند، فرزند سالاری به جای پدر سالاری حاکم است، خانواده ها سعی می کنند امکانات لازم برای تحصیلات فرزندانشان فراهم کنندو… به گفته این جامعه شناس، در گذشته به خاطر اینکه میزان دانش وارتباطات افراد کم بود، والدین با فرزندانشان تفاوتی نداشتند اما در حال حاضر خیلی از بچه ها به خاطر دسترسی به اینترنت، ماهواره وفیلم، خانواده خود را قبول ندارند. وی با اشاره به اینکه پدیده شکاف نسل ها در جامعه ما باز است می گوید: شاید یک سری از ناهنجاری هایی که در سطح جامعه ودر قالب بودن با دوستان وهمسالان خود را نشان می دهد، ناشی از همین تفاوت است. مسائل اقتصادی در به وجود آمدن خانواده های کنونی در ایران بسیار تأثیر گذار می باشد.افزایش تورم از یک سو ومصرف گرایی نسل جدید، جوانان را با خانواده ها وارد جدال کرده است. این جدال یا جوانان را دچـار سرخوردگی می کنـد یا آنـها را به سمت بی بندوباری های موجود در جامعه می کشاند. [۲۷]

۳-۳-۲ به عنوان چشم های شیطانی

در راستای علــت استفاده از برنامه های نا مناسب ماهواره در میان برخی از خانواده ها می توان مثال معروفی را مطرح کرد که بسیار قابل تداعی است وآن اینکه همه می دانند مصرف سیگار برای سلامتی انسان وحتی اطرافیان مضر است ولی بسیاری از افراد وحتی بعضی از پزشکان نیز سیگاری هستند وقدرت ترک آن را ندارند. ماهواره ها نیز اگر چه بر خلاف سیگار در کنار سایر اختراعات بشری فواید بی شماری خصوصاً در بخش های علمی وتحقیقاتی هواشناسی و… دارد اما آنچه که امروزه در سطح جامعه از آن به عنوان برنامه های ماهواره نام برده می شود همان امواج شیطانی است که حقیقتاَ موضوعات آموزنده آن در حداقل جایگاه قرار دارد.[۲۸] همچنین چون عمده مردم ما هم مسلط به زبان خارجی نیستند (شبکه علمی ماهواره ها با زبان های خارجی پخش می شود) مراجـعه عمـده استفاده کنندگان از برنامـه هـای ماهـواره ای یا به برنامه های ماهواره ای فارسی زبان است که بودجه وبرنامه های آن از سوی قدرت های سلطه گر تأمین می شودو بازی گردانی آن هم به عهدۀ سلطنت طلبان وگروه های مجذوب فرهنگ غربی می باشد ویا آلوده به صحنه های سکس و… که در هر دو حالت نگاه و رویکرد علمی هیچ جایگاهی ندارد. واقعیت این است که امروزه رسانه ها در همه کشور های جهان نقش بسیار ویژه ای در پیدایش تحولات اجتماعی وفرایند شکل گیری نگرش ها ودیدگاه ها ایفا می کنند ودر ایجاد بخش مهمی از ساختارها ،هنجارها وارزش ها وضد ارزش ها هم سهم وجایگاه بسیار مهمی دارند. از این رو خانواده ها باید به ارزش های همان رسانه ها نیز دقت کنند تا مطمئن شوند اطلاعاتی که از آن رسانه ها به دست خانواده خصوصاً فرزندان می رسد از مجاری مطمئن وسالمی می باشند.[۲۹] نکتۀ دیگری که نباید فراموش کرد این که وظیفۀ آدمی برای حفظ سلامت نفس بسیار مهم وحساس است وهمان طور که یک غذای مسموم می تواند انسان ها را بیمار و حتی از بین ببرد. یقیناً برنامه های خاص ماهواره ای هم می تواند یک فرد یا اجتماع را هم بیمار ونابود سازد کما اینکه همه ما در این باره نمونه های فراوانی سراغ داریم واگرریشه بسیاری از بزه ها وناهنجاری های اجتماعی را که اکنون در سراسر دنیا تقریباً به یک شیوه انجام می شود جستجو کنیم در خواهیم یافت که همه آنها از یک آبشخور به نام ماهواره ها سر چشمه گرفته اند. البته همین ماهواره ها هم خبر های نا گواری را حتی از کشورهای غربی به گوش ما می رسانند که چنان سرنوشتی اگر نصیب هر ملتی شود نابودی آن در آینده ای نه چندان دور قطعی خواهد بود.[۳۰] افزایش شدید آمار کودکان نامشروع، کاهش زاد وولد، رسوایی های اخلاقی مقامات و شخصیت های به اصطلاع درجه اول این کشورها، افزایش شدید مصرف مشروبات الکلی، قرص های اکس، افزایش افسردگی وشمار خودکشی وقتل گسترش باندهای فساد وفحشا وقاچاق زنان وکودکان و… همه وهمه خبرهای ناگواری است که حتی اعتراض اندیشمندان غربی راهم در پی داشته است وجامعه شناسان وطرفداران حریم خانواده واخلاق را در کشورهای غربی نگران کرده است. البته این روند به تزاید مفاسد اجتماعی در غرب چیز تازه ای نیست و بوی عفن مفاسد اخلاقی سال هاست که از جوامع غربی به مشام جهانیان رسیده اما ماهواره ها به عنوان بالهای شیطانی این آفت ها را برای عموم جهان خصوصاً ملت های مسلمان ترویج می کنند زیرا می دانند رعایت اصول اخلاقی ودوری از مفاسد اجتماعی یکی از دستورات مترقی شرع اسلام به شمار می رود وشکست چنین سدی از اهداف اصلی بانیان رواج مفاسد اخلاقی از طریق ماهواره واینترنت است که بعنوان یکی از ابزارهای قوی اطلاع رسانی آن رابه انواع واقسام روش ها به کار می گیرند. در داخل مرز خود نیز اگر حقیقتاً از اغلب افرادی که بپرسیم واقعاً به چه دلیل از ماهواره استفاده می کنند چند درصد خواهند گفت فقط با نیت کسب اطلاعات علمی به سراغ ماهواره رفتند چند درصد از افرادی که ماهواره دارند مسلط به یک زبان عربی یا انگلیسی هستند وسوال های متعدد دیگر. اگر چه توجیه این افراد برای استفاده از برنامه های ماهواره ای کسب اطلاعات علمی است اما اطلاعات علمی به آسانی از طریق ادارات وسازمانها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاهها ومراکز آموزش عالی قابل دست یابی است وهیچ فردی تاکنون برای کسب اطلاعات علمی در کشور در مضیقه نبوده است . [۳۱]

 

۳-۳-۳  سست شدن بنیان خانواده

ازدیگر تبعات حضور بدون کنترل وحتی با کنترل ماهواره بر خانواده است ورود ماهواره به خانه را می توان به منزله ورود یک فرد نامحرم ولاابالی دانست که دوست ناباب برای فرزندان است، درصد د اختلاف افکنی بین زنها وشوهرهاست، به ناموس افراد چشم طمع دارد، دین افراد را می گیرد، مرزها وحریم های خانواده را می شکند، به آسانی حقیقت های سیاسی واجتماعی را وارونه جلوه می دهد، دزد وقت افراد است واگر بتواند حتماً سـرک هــم به کیف پول افراد خواهد زد، خرید ماهواره به منزلۀ دعوت این فرد ناباب به منزل هاست. مجاز شمردن خیانت زن به شوهر وزشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج وحتی حاملگی بدون روابط قانونی، اهانت به والدین وبی توجهی به آنها ، نفوذ جادو وطلسم در زندگی روز مره بازیگران همه وهمه باعث شده فیلم ها وسریال های ماهواره به طور هدفمند عفت واخلاق اجتماعی را نشانه- گیری کنند. [۳۲]

۳-۳-۳-۱ دختران فراری

از مهم ترین کارکردهای سریال ها وفیلم های پخش شده در ماهواره، آزادی در خارج از خانه هاست، به این معنا که افراد مخصوصاً دختران جوان را که به صورت سنتی وفرهنگی در خانواده ها با محدودیت هایی رو برو هستند را دچار حس زندانی بودن در خانه می کنند. این فرآیند روانی به صورت خیلی ساده با مقایسۀ دختران موفق یا آزاد سریال ها وفیلم ها،وضعیت دختران قربانی در ذهن وی شکل می گیرد، کم کم با عدم مدیریت صحیح در خانواده ها تبدیل به یک عقده ودر نتیجه فرار یا رویگردانی دختران جوان از فضای امن خانه می گردد. چنین پدیده ای در خانواده های که از ساختار درستی برخوردار نیستند شدیدتر است.[۳۳]

۳-۳-۳-۲ بدحجابی وزنان خیابانی

طبیـعی است کـه وقـتی در خانواده ها، بدون هیچ محدودیتی اعضای خانواده پای ماهواره می نشینند وفیلم هایی را می بینند که برای خانواده مناسب سازی نشده است، وبی حجابی در آن به عنوان یک امر عادی موج می زند. به مرور از حجاب ارزش زدایی شده وزنان خانواده ترجیح بدهند که با حجاب کم رنگ تر یا احیاناً بی حجاب در جامعه حضور پیدا نمایند این مسئله باعمومی تر شدن بی حجابی وحتی استقبال نامحرمان از حضور بی حجاب زنان در جامعه تبدیل به ایجاد فضای خودنمایی برای نامحرمان ودر ادامه روند دور شدن از دیده شدن در خانواده تبدیل به پدیده زنان خیابانی یا شکل گیری روابط نا مشروع بین افراد متأهل می گردد. نمونۀ زشت این آسیب را می توان در بین زنان جوانی دید که علی رغم متأهل بودن با آرایش های بسیار زننده به همراه دختر کوچکشان که وی نیز آرایش شده است در خیابان ها دید، زنانی که از بروز دادن رفتارهای دوستانه با مردان نامحرم در خیابان ها هیچ ابائی ندارند.

۳-۳-۳-۳ تأثیر منفی بر روابط بین افراد، اختلاف خانوادگی وشکستن حریم های خانواده

وقتی افراد در برنامه های ماهواره می بینند که افراد چقدر با انزواطلبی وحتی مقابله با افراد خانواده اشان ویا حتی خیانت به آنها می توانند موفق باشند، این خانواده را به سوی اختلافات داخلی، کم اهمیت شدن نقش پدر، ایجاد اختلاف بین زوجین ودوری فرزندان از والدین می کشاند. یا در سوی دیگروقتی که پدر یا مادری به همراه پسر یا دختر جوانشان نظاره گر تصاویر فیلمی هستند که در آن یک معاشقه ولو خفیف صورت گیرد، همین مسئله موجب از بین رفتن پرده های حجاب بین افراد خانواده ودر نتیجه شکستن قبح افعال می گردد. تنها خدا می داند که در خانواده ای که قبح افعال شکسته شده باشد، چه اتفاقات بدی رخ خواهد داد. حضرت علی در مورد حیا فرمود. الحیاء فعل القبیح یعنی حیا از از انجام افعال قبیح جلو گیری می کند. وواضح است که در نبود حیا وشکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.

۳-۳-۳-۴ ترویج هوس خواهی و تنوع طلبی

آنچه در سریال ها وفیلم های نمایش داده شده در ماهواره مشاهده می شود، بازیگرانی هستند که صرفاً به خاطر زیبایی هایشان جلوی دوربین ها حاضر می شوند، ودر سرتاسر پخش برنامه، زیبایی های ظاهری وجسمی شان به صورت بسیار پر رنگ نمایـش داده می شـود به گونه ای که محرک شهوات افراد باشد. در طرف دیگر قضیۀ عموم سریال ها وفیلم هایی که برای مخاطب ایرانی و مسلمان ماهواره آماده سازی می شود، سعی می شود که در آن برای افراد حق چشیدن روابط دیگر علاوه بر روابط زناشویی را محفوظ بداند. همین مسئله علی الخصوص در مردان موجب این می گردد که حتی برای تفریح که شده به دنبال رفع عطش تنوع طلبی شان باشند. وحتی اگر به دلایل خود داری از انجام اعمال خارجی اعمال، خود داری کنند، ولی ذهنشان درگیراین مسئله باشد. کمترین اثر این آسیب کم رنگ شدن رابطۀ عاشقانه بین زن ها وشوهر ها وعدم رضایت وتمایل جنسی خواهد بود. در حوزۀ فردی هم مهم ترین آسیب های ماهواره در حوزۀ فردی و شخصیتی و تشتّت ونا آرمی فکری وعدم امنیت روانی، عدم اعتماد به اطرافیان ودروغگو دانستن همه یا اکثر افراد، ایجاد روحیۀ دو گانگی شخصیتی در دراز مدت وبروز ناهنجاری های فردی واجتماعی، القای افسردگی وغم ونا امیدی به ویژه در بین جوانان، سیاه نمایی ومسموم کردن جوّ فکری ،همچنین ترویج هیجان کاذب خصوصاً در ابعاد سیاسی واحساسی انسان می باشد. همچنین مهم ترین آسیب های ماهواره در بحث فرد در خانواده تضعیف ونا دیده گرفتن پیوند ،حق مسلم زناشویی، القای تجربه به چندین باره عشق توسط زن ومرد حتی بعد از ازدواج، بی فرهنگ وبی کلاس معرفی کردن والدین دارای فرهنگ سنتی واصیل، القای موضوع که عشق گمشدۀ هر فرد،دنبال او می گردد ومعرفی دوست دخترها ودوست پسرها به عنوان دوستان خانوادگی ونه تنها به عنوان عاشق ومعشوق می باشد.[۳۴]

۳-۳-۴ تأثیربر فرهنگ وهویّت اجتماعی بدون در نظر گرفتن جنسیت(دختر یا پسر )

پس از ورود تلویزیون های ماهواره ای به فضای فرهنگی جوامع به ویژه جوامع درحال توسعه ، جامعه شناسان به آثار و پیامدهای آن توجه کردند ونشان دادند که آثار آن بر جامعه وتغییر و تحولاتی که قادر است بر روی جامعه و فرهنگ آن انجام دهد گوناگون است. به همین دلیل در اینجا از فرضیات ونتیجۀ تحقیقی که این زمینه انجام شده است استفاده می کنیم .

آیابـین افرادی که از ماهـواره استـفاده نمـی کنند، افرادی که استفاده کمی از ماهواره می کنند وافرادی که استفاده زیادی از ماهواره می کنند از نظر جنس تفاوت وجود دارد؟

همانند سازی پایین آوردن سطح درک عمومی از هنر وهمچنین حذف موفق هرگونه مخالفت با فرهنگ توده ای است. این رسانه در کشور ما تابع همان وضعیت دوپارۀ جغرافیایی وتفاوت فرهنگی است. نگاهی به بخش عظیمی از برنامه های تلویزیون ماهواره ، که مخصوص جوانان تهیۀ وپخش می شود ، نشان می دهد که این محصولات چگونه در کار تولید شکلی آرمانی از زندگی هستند. هویت فردی و اجتماعی در اجتماعات و جامعه های که زیر نفوذ این وسایل ارتباطی اند ، در مسیر فرا ملیتی شدن ، دگرگون شدن ، متزلزل شدن ودگرگون شدن حرکت می کند. مفهوم سرمایۀ فرهنگی ، به عنوان بخشی از ترجیحات ، انتخاب ها ، سلائق ذوقی و تعلقات ، یکی از عناصر فرهنگی هویت اجتماعی است ، که بنا به مفروضات این مطالعه ، بخش مهمی از سرمایۀ فرهنگی ، در جوامع معاصر که زیر تأثیر فرایند جهانی شدن در سایۀ رشد و گسترش وسایل ارتباط جمعی است از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای نشأت می گیرد. این شبکه ها عبارت اند از شبکه های خارجی با برنامه هی متنوع علمی ، تحقیقاتی ، ورزشی ، تفریحی ، تجاری ، وشبکه هی فارسی زبان ، که اخیراً به خیل وسیع آن ها پیوسته اند، و سرمایۀ فرهنگی تماشاگران خود را تأمین می کنند. در این راستا نتایج تحقیق نشان می دهد که دانشجویان دختروپسری که از ماهواره استفادۀ کم یا زیادی می کنند دارای سرمایه فرهنگی متمایزتر و متفاوت تر ، نسبت به دانشجویان دختر وپسری که از ماهواره استفاده نمی کنند هستند. به عبارت دیگر ذوق وسلیقۀ هنری به عنوان منبعی برای تعریف هویت اجتماعی و تمایز اجتماعی ، برای همه به یکسان شناخته شده یا مورد بهره برداری نیست . [۳۵]بنابراین جوانان دانشجویی، که در دورۀ انتقال به بزرگسالی وبلوغ اجتماعی قرار دارند، زیر تأثیر برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای قرار می گیرند و به همین دلیل دغدغۀ هویت وتمایز برای آنان مسئله ای حساس واساسی است و می توان انتظار داشت که در این دورۀ سرشار از ابهام وعدم تعیین، کلیۀ منابع وامکانات تعریف یک هویت متمایز وفردیت مستقل تا به انتها مصرف شود. در این بین میزان اهمیتی که دختران وپسران به مقوله های مختلف مدیریت بدن می دهند به وضوع متفاوت است. اگر شیوه های مدیریت بدن را به مثابه روشنی برای به نمایش درآوردن هویت فردی واجتماعی بدانیم، می توانیم تفاوت های فوق را به صورت فرضیه ای توضیح دهیم. [۳۶]با توجه به مفهوم «نمایش» واضح است که تنها قسمت های بیرونی بدن- هرآنچه که طبق فرهنگ یک جامعه جزء قسمت های قابل رؤیت تعریف می شود کانون فعالیت اجتماعی است. بدین معنا که دانشجویان پسرودختری که از ماهواره استفاده کم یا زیاد می کنند اهمیت بیشتری به مدیریت بدن در مقایسه با دانشجویان دختر وپسری که از ماهواره استفاده نمی کنند می دهند واز این طریق هویت اجتماعی متمایزی در زمینۀ پوشش ،آرایش، مد وکلاً مدیریت بدن پیدا می کنند که به طبع با ارزش ها وهنجارهای جامعه واقعی فرد متمایز است. نتیجه این دوگانگی ساختاری رسانه ها، دوگانگی ساختار اجتماعی ونا به سامان شدن جامعه وبه ویژه متزلزل شدن بنیان های دینی واعتقادی نسل جوان است. به نظر می رسد تجلی دوگانگی مذکور ورسانه های مرتبط با آن وکسانی که به این وسایل جدید ارتباطی واطلاعاتی دسترسی دارند، قابل ملاحظه تر است، چرا که رسانه های مذکور نوعی مناسبات جدید ایجاد می کنند که در این مناسبات انسان ها بیش ازپیش گوشه گیر، منزوی وکم تحرک شده وکم کم از زمینۀ عملی زندگی خود دور می شوند. چگونگی ارتباط میان استفاد از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ومیزان دینداری پاسخگویان با توجه به داده های تحقیق می توان دید که به نسبت افزایش استفاده از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای میزان دینداری کاهش می یابد. بدین معنی که دانشجویان دختر وپسری که از ماهواره استفاده کم یا زیاد می کنند دارای دینداری ضعیف تری نسبت به دانشجویان دختر وپسری که از ماهواره استفاده نمی کنند هستند.این در حالی است که در داخل ایران تعداد کثیری از خانواده ها به رسانه های نوین اطلاعاتی وارتباطی ، به ویژه شبکه هی ماهواره ای دیجیتال خارجی وفارسی زبان دسترسی دارند واز برنامه ها استفاده می کنند. مسئلۀ مهم در اینجا این است که از این عده، بیشترین افرادی که از این برنامه های شبکه های ماهواره ای استفاده می کنند نوجوانان وجوانان هستند. بیشتر آنان در سنین رشد ومراحل شکل گیری هویت فردی واجتماعی اند که در معرض برنامه های شبکه های ماهواره ای قرار می گیرند. آنان کم کم دغدغه ها، ذهنیت ها، هویت ها، شخصیت ها و مسائل مشابه مطرح در برنامه های این شبکه های ماهواره ای، را که عمدتاً مبتنی بر مسائل افراد وجوانان کشورهای توسعه یافته است، پیدا خواهد کرد. در اجتماع مجازی با آنان یکپارچه ومتجانس خواهند شد. اقتدار خانواده سنتی، که هنجارها و ارزش های این خانواده یکی از مؤلفه های تعیین کنندۀ نظام شخصیتی و هویتی بوده است، تضعیف می شود ویا دگرگونی این نهاد با بهره گرفتن از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و به موازات بی ثبات شدن تمامـی شالوده های ساختـاری هویت فردی واجتماعی می تواند پیامدهای مهمی در تعریف هویت اجتماعی افراد از هویت خویشتن وعدم انسجام هویت اجتماعی افراد داشته باشد. لذا در جوامع معاصر، جوانان، فرایند اجتماعی شدن را بیرون از الگوهای سنتی خانوادۀ پدرسالار وبیشتر زیر تأثیر رسانه ها می گذرانند واز همان سنین آغازین با لزوم انطـباق با وضعیت های متفاوت و نقش های متفاوت بزرگسالی روبه رو می شوند. به زبان جامعه شناسی، فرایند جدید رسانه های به خصوص برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای تا حدودی هنجارهای نهاد خانواده پدرسالار را کم رنگ و نقش های درون خانواده را متنوع می کند.[۳۷] تحول در خانواده سنتی به صورت جدایی فزاینده ابعاد مختلفی، که قبلاً درخانواده پدرسالار در کنار یکدیگر قرار داشتند، بروز نموده است. از آنجا که خانواده سنتی و هنجارها و ارزش های این خانواده یکی از مؤلفه های تعیین کنندۀ نظام شخصیتی و هویتی افراد بوده است، تضیف یا دگرگونی این نهاد به موازات بی ثبات شدن تمامی شالوده های هویت فردی و جمعی می تواند پیامدهای مهمی در «باز تعریف» و فقدان انسجام هویت ها به ویژه هویت اجتماعی جوانان داشته باشد. بدین معنا که بین میزان پذیرش اقتدار خانواده سنتی در بین دانشجویان دختر و پسری که از ماهواره استفاده نمی کنند با دانشجویان دختر و پسری که از ماهواره استفاده کم یا زیادی می کنند تفاوت معنا داری است.یعنی دانشجویان دختر یا پسری که از ماهواره استفاده کم یا زیادمی کنند نسبت به دانشجویان دختر یا پسری که از ماهواره استفاده نمی کنند پذیرش کمتری از ایدئولوژی واقتدار خانواده سنتی دارند. لذا این تحولات در درون خانواده سنتی زیر تأثیر استفاده از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای نگرش ها و ارزش های بنیادی خانواده سنتی را دچار تحول و دگرگونی می کند. [۳۸]

اکنون یکی از مناقشه های عمدۀ جامعه شناسی معاصر این است که مفهوم طبقه یا پایگاه اقتصادی – اجتماعی و موقعیت اقتصادی یا سرمایۀ اقتصادی قدرت تبیین خود را در هویت بخشی به کنشگران درحال از دست دادن است. به عبارت دیگر، گروه بندی های مبتنی بر فعالیت های تولیدی و شغل و موقعیت اقتصادی نمی تواند تشابه و تفاوت در خصوصیات فرهنگی، اجتماعی، رفتاری، اعتقادی و هویتی را توضیح دهد. سخن گفتن از خصوصیات فرهنگی، عقاید و ارزش ها و رفتارها و نگرش های متمایز گروه های اجتماعی، به معنای سخن گفتن از « هویت اجتماعی » آنان است. به هر حال در اینجا هدف شناخت و نشان دادن این واقعیت است که در دورۀ مدرنیته نقش عوامل ساختاری چون پایگاه اقتصادی – اجتماعی و سرمایۀ اقتصادی با دگرگون شدن شالوده های سنتی جامعه و ایجاد مراجع هویت ساز غیر سنتی در شکل دهی به هویت اجتماعی افراد کم رنگ می شود. لذا مشاهده می شود بین هویت اجتماعی دختران دانشجو و پایگاه اقتصادی – اجتماعی و سرمایه فرهنگی شان تمرکز آن چنانی در یک رده اجتماعی در رابطه با یک نوع هویت اجتماعی خاصی مشاهده نمی شود. پس می توان گفت که در جامعه در حال گذار ما دیگر تعلقات اجتماعی و طبقاتی و ساختارهای انتسابی سنتی نمی توانند نقش اساسی را در شکل دهی به هویت اجتماعی دختران و پسران دانشجو به عهده گیرند. [۳۹]

در نهایت اینکه فرضیه ها، که در بین سه گروه از آزمودنی ها که از نظر متغیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی تفاوت وجود دارد، تأیید، نمی شود. همچنین این فرضیه که بین سه گروه از آزمودنی ها، که از نظر استفاده از برنامه های شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و داشتن ماهواره مثل یک دهۀ گذشته نماد مخصوص و متعلق به طبقات بالا وخانواده های با منزلت اجتماعی بالا و سرمایه اقتصادی بالا نیست بلکه یافته های این تحقیق حاکی از آن است که دختران و پسران دانشجو متعلق به منزلت های بالا رو به بالا، بالا رو به پایین، متوسط رو به بالا، متوسط رو به پایین، پایین رو به بالا و پایین رو به پایین وبا هرنوع سرمایه اقتصادی از این نوع تکنولوژی ارتباطی در درون خانه های خود به راحتی استفاده می کنند. در مورد ارتباط جنسیت با متغیرهای ماهواره، میزان دینداری، مدیریت بدن، سرمایه فرهنگی، پذیرش اقتدار خانواده سنتی، پایکاه اقتصادی – اجتماعی و سرمایۀ اقتصادی حاصل تحقیق نمایان گراین است که بین سه گروه از آزمودنی ها، از نظر جنس تفاوت وجود دارد، تأیید نمی شود. یعنی باتوجه به تحقیق نمی توان گفت که دختران دانشجو نسبت به پسران دانشجو بیشتر از ماهـواره استـفاده می کنند یا وقت و زمان بیشتری را صرف تماشای برنامه های ماهواره می کنند.[۴۰] همچنین تفاوت معناداری بین جنس با متغیرهای سرمایه فرهنگی، پایگاه اقتصادی – اجتماعی و سرمایه اقتصادی وجود ندارد. اما تفاوت معناداری بین جنس با متغیرهای میزان دین داری، پذیرش اقتدار خانواده سنتی و مدیریت بدن وجود دارد. بدین معنا که یافته های این تحقیق حاکی از این است که بین ارزش ها و هنجارها مورد قبول والدین با ارزش ها و هنجارهای متفاوت که در سطح جهان تبادل اطلاعـات می کنند و تعامـل دارند یکپارچه می سازد. افراد، گروه ها و ملیت های مختلف را در جامعۀ دیگری غیر از جوامع ملی و واقعی خودشان متعهد می سازد و هویت اجتماعی جدیدی را برایشان بر ساخت و تعریف می کنند.[۴۱]

۳-۳-۵ ویران کردن بنیان خانواده

در خانواده با معیارهای اسلامی، مرد احساس مسؤولیت عمیقی در قبال اعضای خانواده‌ی خود دارد و خود را موظف به حفظ حریم خانواده می‌داند و این تلقی باعث تعهد مرد به بانوی خانۀ خود و فرزندان برای تأمین نیازهای آنها می‌شود. در برنامه‌های ماهواره‌ای مرد خانواده به عنوان یک فرد مطرح می‌شود که امیال فردی‌اش معیار رفتارهای او هستند. چنین فردی خود را متعهد به دیگر اعضای خانواده نمی‌داند و خودِ او مقدم بر تمام مناسبات خانوادگی است و برای تأمین امیال و نیازهای خود می‌تواند روابط مقدس خانوادگی را زیر پا بگذارد. چنین مردی مطلوب زن ایرانی و غیرتِ زنانه‌ی او نیست و لذا مرد خانواده را تکیه‌گاه محکم خود و فرزندانش می‌خواهد.از سوی دیگر برنامه‌های ماهواره‌ای زن را نیز به همین ترتیب یک فرد تعریف می‌کند که امیال او مقدم به هر فرد دیگر از جمله اعضای خانواده است. چنین زنی نیز مطلوب مرد در خانواده‌ی ایرانی با آموزه‌های اسلامی نیست که زن را مدیر منزل و مسئول تربیت فرزندان و تنظیم ارتباطات اجتماعی تلقی می‌کند. بر همین قیاس فرزندان در خانواده‌ی اسلامی دارای نقش‌ها و موقعیت‌های تعریف شده هستند که حقوق و تکالیفی را در رابطه با پدر و مادر و خانواده بعنوان یک نهاد به عهده دارند.[۴۲] برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای این نقش‌ها را دگرگون معرفی می‌کنند و برای مثال یک دختر یا پسرِ جوان در خانواده‌ی غربی را آزاد از تعهدات به پدر و مادر و نهاد خانواده نشان می‌دهند. چنین تصویری باعث تعارض نقشی در فرد می‌شود و در حالی که فرهنگ و واقعیات زندگی او تکالیف دیگری برای او تعریف کرده‌اند و البته متناسب با این تکالیف، حقوقی نیز برای او در نظر گرفته‌اند که فرزند یک خانواده‌ی غربی از آنها محروم است. بر این اساس برنامه‌های ماهواره‌ای با تعقیب یک خط سیر فکری که مهمترین مفهوم آن «فردگرایی» است، سعی در بازاندیشی مناسبات خانوادگی دارد. اولین گام در این مسیر تعریف مجدد نقش‌های اعضای خانواده است. در حالی که این نقش‌ها و حقوق و تکالیف تعریف شده برای آن، حاصل پیشینۀ دیرین خانواده در ایران بر اساس تعالیم اسلامی است و اجزای آن با هم انطباق یافته‌اند و به هماهنگی رسیده‌اند. بر این مبنا برخی از مهم ترین آسیب‌های ماهواره برای خانواده و اعضای آن در کشور ما عبارتند از؛ ترویج فردگرایی، بازاندیشی نقش‌ها، تعارض فرهنگی، ناآرامی ذهنی و نارضایتی، که خود در میان زنان و مردان و فرزندان خانواده و نهایتاً بعنوان اعضای اجتماع، اثرات متفاوتی دارد. با تضعیف خانواده، تکیه‌گاه فرد و پایگاه اجتماعی و اقتصادی‌اش تضعیف می‌شود و باید پیش از نهادهای فرهنگی یا سیاسی، خود فرد جلودار مبارزه با عناصر بیگانه و متعدد به حریم خانواده‌اش باشد.[۴۳]

پایان نامه حقوق

۳-۶ بررسی فقهی و حقوقی

در بیانی جامع تر و با بررسی فقهی و حقوقی موضوع  می توان آسیبهای ماهواره را اینگونه بیان کرد

۳-۶-۱ بعد اعتقادی ( مثل اعتقادات، واجبات، حجاب و …):

نظر به اینکه تلنولوژی ماهواره بیشتر توسط کارشناسان مسیحی، یهودی و در بعضی موارد کارشناسانی بدون دینهای آسمانی راه اندازی و توسعه یافته است، کنترل و تسلط آنها بر شبکه های ماهواره بسیار بیشتر از مسلمانان شیعه می باشد لذا انعکاس مسائل اعتقادی آنها در ماهواره اغلب متناقض با اعتقادات ما می باشد که متاسفانه در موارد زیادی این کارها بصورت برنامه ریزی شده صورت می پذیرد.[۴۴]

۳-۶-۲ بعد فرهنگی:

برای تسلط به هر ملتی موثرترین راه تخریب فرهنگ آن ملت است.

بدین منظور برنامه هایی طراحی شده است تا فرهنگ مارا تخریب نماید که استفاده از این برنامه ها بسیار مضر و تاثیرات مخربی دارد. اما درصورت حذف این برنامه ها می توان آموزش هایی از فرهنگ ملت های دیگر داشت که در مسیر توسعه یار و یاور کشور ما باشند.

۳-۶-۳ بعد اجتماعی:

صرف زمان بیش از حد توسط ماهواره، در بلند مدت مانع از فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می شود به عنوان مثال زمانی که برای ورزش و یا کتاب خوانی می بایست اختصاص یابد در مقابل تلویزیون و ماهواره هدر رفته و در بلند مدت اثرات زیان باری برای اجتماع دارد.

۳-۶-۴ بعد تربیتی:

به طور کلی تلویزیون و ماهواره وسیله مناسبی برای تربیت نمی باشند فقط می توانند تقویت کننده و یا تضعیف کننده برنامه های تربیتی باشند که در حال اجرای آن می باشیم. لذا خانواده هایی که در این خصوص اموزشهای مناسب را دریافت ننموده باشند در معرض خطرات تربیتی خواهند بود.

۳-۶-۵ بعد اقتصادی:

برای بنگاههای اقتصادی این رسانه وسیله مناسبی برای توسعه تجارت می باشد و در این بین افراد سودجو نیز با بهره گرفتن از تکنولوژی های تصویری اقدام به فریب افراد و فروش محصولات بی کیفیت خود می باشند. ماهواره برای خانواده بار اقتصادی مناسبی نداشته بلکه هزینه هایی جهت تهیه، نگهداری و برق ماهواره به خانواده تحمیل می کند.[۴۵]

۳-۷ نتایج حاصل از بررسی فقهی و حقوقی موضوع

با بهره گرفتن از بررسی فقهی و حقوقی انجام شده به طور خلاصه می توان آسیبهای ماهواره را اینگونه بیان کرد.

استفاده از برنامه های ماهواره نیاز به فرهنگ سازی دارد که بدون آن درصد آسیب های آن بالا رفته و گاها غیر قابل مدیریت می شود[۴۶].به طور اجمال آسیب های زیر را می توان برای ماهواره برشمرد:

– کنترل آن دست بیگانه است.

– برنامه های آن بدون سانسور هست به خصوص در زمینه خشونت و سکسی و آموزش های جنسی.

جوانانی که روابط آزاد را تجربه می‌کنند، ترجیح می‌دهند  مسئولیت یک زندگی و مخارج سخت آن را نپذیرند و از سویی تنوع‌طلبی و آزادی جنسی در روابط، آسیب‌های دیگری از جمله فحشا و اعتیاد را در پی دارد و موجب به وجود آمدن  بچه‌های بی‌سرپرست نیز می شود.

– سست کردن  بنیان های خانواده و شکسته شدن حرمتها در بین اعضای خانواده.

کودک در این دوران بیشترین ظرفیت جذب اطلاعات را از  محیط پیرامون دارد. شخصیت و آینده‌اش تحت تأثیر همین اطلاعات قرار می‌گیرد. باید تلاش کرد تا در دوران کودکی ناب‌ترین اطلاعات و معارف را در اختیار بچه‌ها بگذاریم. به عنوان مثال وقتی  کودک در یک سریال ماهواره‌ای هیچ حریمی بین زن و مرد نمی‌بیند، بی‌مرزی برای او یک ضدارزش تلقی نمی‌شود و به آن عادت می‌کند و زمانی که به سن بلوغ و نوجوانی می‌رسد، بر اساس همین باور رفتار می‌کند.

– فرار روحی و روانی از خانواده .

–  پر زرق و برق بودن برنامه های ماهواره و بالا بردن سطح توقعات به نحوی که افراد برای برآورده کردن این سطح از توقعاتشان روزانه ۱۶ ساعت می دود ولی باز هم از زندگیشان راضی نیستند.

– ازدیاد طلاق ها

– طغیان نیاز های جنسی

همانطور که بوی غذا می تواند اشتهای انسان را زیاد کند  ابتذال جنسی هم دیدنش اثر می گذارد و هورمون جنسی را تحریک میکند و لو انجام ندهد

–  خیانت ها در روابط زنا شویی وکاهش اعتماد میان همسران با تعلیم راه های خیانت به همسر

–  عدم رضایت جنسی در خانواده از طریق افزایش مطالبات و توقعات جنسی

– بلوغ زود رس

–  اختلالات فکری

–  تغییر مرجعیت و مدیریت خانواده با تنزل دادن جایگاه پدر و مادر به همراه والدین ستیزی

–  گسترش پوچگرایی

–  کاهش انگیزه ازدواج

–  ترویج فرهنگ فمینیستی

–  عادی سازی سقط جنین

–  ترویج همجنس گرائی

–   ترویج فرهنگ غرب و سر خورده کردن از فرهنگ بومی

–  الگو دهی غلط

–  ترویج مد گرائی در پوشش و آرایش

–  ترویج زندگی اشرافی

–  تبلیغات ضد مذهبی به نام دوست یا دشمن

–   اختلاف افکنی قومی و دینی شیعه و سنی

–  ترویج مسیحیت و عرفان های کاذب

–  خالی کردن جیب مردم به بهانه های مختلف از جمله: لاغری و بلند کردن قد و به وجود آمدن بیماریهای جانبی

 

۳-۸ نتیجه گیری و پیشنهادات :

الف)نتایج

در عصر حاضر را که عصر دوم رسانه ها و یا عصر ارتباطات می نامند. پیشرفت علوم و فناوری، چنان رشد سریعی دارد که توان مقاومت در برابر آن به سختی امکان پذیر است و راه اندازی شبکه های متعدد ماهواره ای در سراسر دنیا نیز می تواند موجب نوعی جنگ روانی عظیم گردد. حتی اگر بخواهیم ابعاد منفی را نادیده بگیریم و جنبه های مثبت موضوع مورد بحث را که ممکن است مفید وسازنده هم باشند در نظر آوریم، باز هم این واقعیت وجود دارد که کشورهای دریافت کننده امواج، هیچ گونه نقش و دخالتی در انتخاب برنامه نخواهد داشت و این امر برخلاف اصل حاکمیت دولت ها در عرصه حقوق بین الملل است.هدف شبکه های ماهواره ای تغییر الگوی نگرشی و رفتاری خانواده ها می باشد. این برنامه ها قصد دارند نوع تفکر و بینش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما را تغییر دهند و مصرف گرایی را میان تماشاگران نهادینه کنند. این نوع شبکه ها ابتدا مغز مخاطبان خود را تسخیر و در ادامه آنچه خود دوست دارند را به آن ها القا می کنند. شبکه های ماهواره ای به دنبال کانالیزه کردن جریان های فرهنگی هستند به این معنی که تمام جویبارهای کوچک فرهنگی به رودخانه اصلی که جهان بینی آن هاست منتقل شوند. این ها قصد دارند زبان، گفتار و بینش های خرده فرهنگ ها را تغییر دهند و به سمت فرهنگ غرب ببرند. القائات شبکه های ماهواره به مخاطبان خود تا حدی زیاد تأثیر گذار است که به هیچ عنوان نمی توان ا دعا کرد بزرگسالان ازآسیب های آن مصون هستند و تنها باید نوجوانان و جوانان را در این خصوص واکسینه کرد. سریال های ماهواره ای عاملی در تحول بسیاری از خانواده های ایرانی می باشند، زمانی که اعضای خانواده ساعت ها به مشاهدهْ برنامه های مختلف ماهواره از جمله سریال های خانوادگی می پردازند، رعایت بسیاری از ارزش ها از جمله حریم میان زن و مرد برای آن ها کم رنگ می شود؛ هم اکنون دختران و پسران جوان تحت تآثیر شبکه های ماهواره ای خیلی راحت بدون در نظر گرفتن جنس با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، به گونه ای که شاهد افزایش ارتباطات نامشـروع خانوادگـی هستیم و ارزش هـای خانوادگـی که در پناه آن ارتباطات میان زن و مرد نامحرم محدود می شد، کنار گذاشته شده است. در اینجا باید خاطر نشان کرد که امروزه هیچ کشوری بی نیاز از جوامع و کشورهای دیگر نیست و ارتباط متقابل و تعامل سازندهْ دادوستدهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی از ضرورت های زندگی در جهان کنونی است. ما به ناچار، چه بخواهیم و چه نخواهیم، وارد این مرحله شدیم. ما نمی توانیم مرزهای خود را بر روی دیگران ببندیم، حتی اگر هم بخواهیم نمی توانیم این کار را بکنیم. به جای آن که جهانی شدن و رشد گسترده وسایل ارتباطات جمعی به خصوص شبکه های ماهواره ای را یک خطر تلقی بکنیم خود را برای مواجههْ منطقی با آن آماده کنیم. بنابراین جهت گیری هم گرایی جامعه شناسی معاصر به سمت پذیرفتن اهمیت روز افزون استفاده از ماهواره درپخش برنامه های تلویزیونی و امکان استفاده از صدها شبکهْ تلویزیونی و بالا بردن قدرت انتخاب افراد است، استفادهْ فزاینده از ماهواره ها به عنوان شاهراه در فرآیند هویت بخشی و شکل گیری آن در جامعه نقش پیدا می کنند.

تمهیدات جامعه و دولت در مقابله با معضل ماهواره

–  برخورد قانونی در قالب جلوگیری از ورود دستگاه های ماهواره( دیش و رسیور و ال ام بی و….)

–  برخورد قانونی در قالب جمع آوری و جریمه متخلفان مصرف کننده

– برنامه سازی و پخش آن در ساعات پر بیننده از تلویزیون ملی با هدف تقابل با ماهواره

– برنامه سازی با هدف فرهنگ سازی و آگاه سازی مردم از مشکلاتی که ماهواره می تواند به بار آورد

– راه اندازی شبکه های ماهواره ای فرا ملی با سیاست دفاع از آرمانهای اسلامی و مقابله با تحریف

–  ضد تبلیغ به صورت بیلبوردهای خیابانی علیه ماهواره

-آگاهی بخشی به کودکان در مدارس

– ایجاد پارازیت در امواج ماهواره ای

– قفل کردن کانالهای مستهجن توسط خود خانواده ها

-منع کردن دسترسی به ماهواره توسط سرپرست خانواده

[۱] شیخ محمد حسن حرّ عاملی ،وسائل الشیعه جلد ۲۰ ص ۱۰۶

[۲] ثقهالاسلام ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی ،اصول کافی جلد ۵ ص ۳۲۰

[۳] علامه مجلسی ،بحارالانوار جلد ۷۵ ص ۸۳

[۴] اصول کافی جلد ۵ ص ۵۵۹

[۵] شیخ صدوق علیه الرحمه علل شرایع ج ۲ ص ۳۴۸

[۶] سوره نور آیه ۱۹

[۷]     آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى، ره توشه جلد اول ، قم: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)، ۱۳۹۱ص۳۰۳

[۸] محمدی ری شهری، محمد میزان الحکمه جلد ۲ ص ۹۰۹

[۹] – سوره ص آیه ۲۶

[۱۰] نهج البلاغه خ ۱۰۹ ص ۱۶۰

[۱۱] سوره علق آیه ۶

[۱۲] علامه مجلسی، بحار الانوار ج ۲ ص ۳۰

[۱۳] – خیری ، حسن ، « دین ، رسانه ، ارتباطات اجتماعی » ، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی ، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۹،ص۳۲

[۱۴] – نگارش ، حمید ، وگروهی دیگر ، « تبلیغ دین از منظر دین » ، زمزم هدایت ، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۳ . ص۵۲

[۱۵] سوره طه آیه ۱۲۴

[۱۶] سوره توبه آیه ۶۵

[۱۷] سوره نساء آیه ۸۳

[۱۸] سوره منافقون آیه ۴

[۱۹] سوره توبه آیه ۴۵

[۲۰] سوره توبه آیه ۴۵

[۲۱] سوره بقره ، آیه ۱۰۹

[۲۲] سوره بقره آیه ۱۲۰

[۲۳] سوره آل عمران آیه ۱۲۰

[۲۴] – خیری ، حسن ، « دین ، رسانه ، ارتباطات اجتماعی » ، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی ، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۹ .ص۱۹

[۲۵] – فام ، زلفعلی ، وگروهی دیگر ، «بررسی تأثیر صنعت فرهنگ بر هویت اجتماعی با تاکید بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای » ، نشریۀ رسانه ، اطلاع رسانی وکتابداری ، شمارۀ ۷۶ (علمی – ترویجی )، زمستان ۱۳۸۷ . ص۸

[۲۶] – حسن زاده ، محمد ؛‌ رحمت الله فتاحی ، جریان جهانی اطلاعات و چشم انداز ملی ما. فصلنامه کتاب . دوره ۱۵ ، تهران ،شماره ۲ ، تابستان . ص۸۳ .

 

[۲۷] – اسماعیلی ،علی محمد ، «جنگ نرم در همین نزدیکی »،تهران  ،انتشارات ساقی  ، چاپ اول ، ۱۳۸۹ ،ص۴۵

[۲۸] -. هوور ، استوارت ، ترجمۀ مجید اخگر ، « برگزیدۀ دانش نامۀ دین ، ارتباطات و رسانه » هنر واندیشه ، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۸ . ص۱۵

[۲۹] – اسماعیلی ،علی محمد ، «جنگ نرم در همین نزدیکی » ص۴۸

[۳۰] – فام ، زلفعلی «بررسی تأثیر صنعت فرهنگ بر هویت اجتماعی با تاکید بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ». ص۱۱

[۳۱] – زندی ، مجید ، «چشم های شیطانی ماهواره » ، نشریۀ جمهوری اسلامی ، ۱۴/۶/۱۳۸۵ .

[۳۲] – هوور ، استوارت ، ترجمۀ مجید اخگر ، « برگزیدۀ دانش نامۀ دین ، ارتباطات و رسانه » هنر واندیشه ، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۸ . ص۱۵

[۳۳] – هوور ، استوارت ، ترجمۀ مجید اخگر ، « برگزیدۀ دانش نامۀ دین ، ارتباطات و رسانه » ص۲۱

[۳۴] – هوور ، استوارت  « برگزیدۀ دانش نامۀ دین ، ارتباطات و رسانه » ص۱۷

[۳۵] – اسماعیلی ،علی محمد ، «جنگ نرم در همین نزدیکی » ص۴۸

[۳۶] – فام ، زلفعلی «بررسی تأثیر صنعت فرهنگ بر هویت اجتماعی با تاکید بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ». ص۱۲

[۳۷]- جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۱۵۹

 

[۳۸] – اسماعیلی ،علی محمد ، «جنگ نرم در همین نزدیکی » ص۴۸

[۳۹] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ص ۱۶۱

 

[۴۰] – ضیایی پور ،یاسر ، «جهان و ارتباطات  »، فصلنامه رسانه – دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ،تهران، سال اول ،پاییز۱۳۹۰ ، ص۳۹

 

[۴۱] – میرزایی ، محمد ، تکنولوژی ماهواره ها ص ۲۶

 

[۴۲] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ص ۱۶۸

[۴۳] – ضیایی پور ،یاسر ، «جهان و ارتباطات  »ص۴۳

[۴۴] – حسن زاده ، محمد ؛‌ رحمت الله فتاحی ، جریان جهانی اطلاعات و چشم انداز ملی ما،ص۱۲۶

[۴۵] – حسن زاده ، محمد ؛‌ رحمت الله فتاحی ، جریان جهانی اطلاعات و چشم انداز ملی ما،ص۱۳۰

[۴۶] – میرزایی ، محمد ، تکنولوژی ماهواره ها ، گاهنامه دانشگاه علم و صنعت، شماره ۳ ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۸

 

توضیح درباره محتوای کانال های ماهوارهای فارسی زبان:

 توضیح درباره محتوای کانال های ماهوارهای فارسی زبان:

تحقیقات نشان می دهد که محتوای برنامه های تلویزیونی ایران ، هفت مقطع را طی کرده اند که  پنج مقطع آن مربوط به پیش از انقلاب و دو مقطع دیگر آن مربوط به پس از انقلاب می باشد.  چنان که به وضوح دیده می شود انقلاب اسلامی به عنوان مرزی مشخص ، محتوای دو مقطع قبلی را  متفاوت از پنج مقطع بعدی کرده بود ، ۴۵ در صد امروز ایران را کسانی تشکیل می دهند که  هرگز مقاطع قبلی را لمس نکردهاند و پس از انقلاب اسلامی متولد شدهاند اما از سوی دیگر ۲۳  در صد جعیت ایران له هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ۲۰ سال و یا بشتر داشته اند محتوای  تلویزیون مقاطع قبلی را در حافظه خود دارند و عده ای از آنها از محتوای تلویزیون فعلی راضی  نیستند .

 

۱-۱۱چند ویژگی کانال های ماهواره ای :

۱-۱۱-۱ تک گویی در برابر گفت و گو

تک سخنگویی (گفت وگوی یک نفره )

بسیاری از برنامه های کانال های ماهواره ای ایرانی «رادیوی تصویری » هستند ، نه تلویزیونی که به  طور یک نواخت شامل یک مجری می شود که پشت میزی نشسته و در یک تک گویی (صحبت طولانی  یک نفره) و نه گفت و گو (تبادل آزادانه عقاید دو یا چند نفر ) می پردازد . اغلب شاخه های گل  پرچم ایران با نشان شیر و خورشید ، اوراق ( یادداشت ها و نمابر ها ) ، تلفن همه جا حاضر ، دستگاه  فکس که پیام های مکتوب بینندگان را بیرون می ریزد ، بر روی میز دیده می شود . در مقابل ، آزادی  تی وی ، که شاید شدیدترین مخالف رژیم اسلامی در ایران در میان این کانال هاست ، تلفن ندارد و  باز خورد مخاطبان را از طریق دستگاه فکس دریافت می کند . دستگاه تلفن یا فکس نکت اصلی بیشتر برنامه های ماهواره ای ایرانی هستند . ظاهراً از طریق  تعداد تماس های تلفنی یا فکس هاست که این کانال ها میزان و سطح موفقیت و معروفیت خود را  می سنجند . تهعداد تماس های تلفنی یا فکس بینندگان به عنوان نوعی میزان سنجی عملی مخاطبان  برای یک برنامه خاص مجری دائماً مواظب دستگاه تلفن و فکس است و به محض اینکه چراغی  روشن می شود و صدای دستگاه شنیده می شود ، جمله اش را قطع می کند ، نمابر را بر می دارد یا شروع  میک ند به تبادل شفاهی که اغلب پر است از تعارف و سنان بی محتوا .  از سوی دیگر ، کسانی هستند که با یک دیدگاه یا قصد خاص تماس می گیرند . این تماس  گیرندگان معمولاً از بذله گویی پرهیز گکرده و به گونه ای مخالف مطالب ناخوشایند و اهانت آور درباره  دولت ایران ، سیاستمداران ، سلطنت طلبان ، مشاهیر یا شخصیت های رادیو و تلویزیونی بیان می کنند .  آنان اغلب با صدای بلند ، احساسی ، غیر منطقی و اتهمای سخن می کویند .  اظهارات آنان با هیجان زیاد ، عاری از دستور زبان و غیر مستند است. [۱]

 

۱-۱۱-۲ عمومی در مقابل خصوصی

تعاملات تلفنی به عنوان مقدمه متعارف برای مشارکت بیننده ، فعالیتی معمول هستند که می توانند بینش پر معنایی را در فرهنگ ایرانی ایجاد نمایند بخصوص در سبک ارتباط . تماس گیرندگان اغلب مرزهای بین فضای خصوصی و عمومی را تشخیص نمی دهند یا محترم نمی شمارند . به نظر میرسد که آنها این ضرب المثل معروف فارسی که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد را فراموش می کنند .

پر واضح است که مکاتباتی مشابه موارد فوق مناسب تلویزوین و رادیو نیست . بعلاوه مقدار زمانی که تعارف یامتهم کردن ها می شود ، بسیار زیاد است گاهی به نظر می رسد که بینندگان تمایل دارند شخصیت های تلویزیون خود را با بیان عبارتی تحت تاثیر قرار دهند .« شما بی نظیرید ، شوی شما بهترین است ، کانال شما عالی است ، شما خیلی زیبایید ، من دوستتان دارم ، خاله من شما را دوست دارد ، همسایه ها شما را دوست دارند » و الی آخر . در پاسخ این گفتار ها ، مجری که از تعارفات لذت برده است ، به گونه ای مشابه پاسخ می دهد : « اختیار دارید …. من کوچیک شما هستم … نوکر شما هستم … خیلی لطف دارید … ممنون هستم »از این ابزار احساسات … « شما گل هستید» ! و الی آخر.

نبود ارتباط بین اظهار نظرهای شفاهی و بخصوص تعارفات تو خالی و خود ستایی ها و چنین رفتار های معمول در میان ایرانی ها به طور لی باعث حیرت است . به عبارت دیگر به نظر می رسد این عده در لفظ بسیار موثر و در عمل به گفتار بسیار غیر موثر هستند . [۲]

معمولاً تبادلات کوتاه است و اگر تماس گیرنده وارد مشاجره شود قطع می گردد . البه برخی نکات هوشمندانه معقول نیز از سوی برخی بینندگان و مجریان وجود دارد ولی به طور کلی به نظر میرسد که هردو طرف عقیده و هدف معینی دارند.

پایان نامه ها

 

۱-۱۱-۳ تماس گیرندگان و دلایل

عملاً ، همه کانال های ماهواره به غیر از یکی (تلویزیون آزادی ) ، تماس تلفنی بینندگان را پخش می کنند. در بسیاری موارد بینندگان و شخصیت های تلویزیونی هر دو تحلیل انتقادی و منطقی را کنار گذاشته و اغلب مغلوب احسلاسات تهاجمی می شوند. به عبارت دیگر ، رقابت بین این دو احساس منطق را تحت الشعاع قرار می دهد و این شاید یک نقطه ضعف بزرگ شیوه ارتباطی ایرانیان باشد که به صروت دقیق تر می توان از آن به عنوان « نبود ارتباط » یا «غیر ارتباط » نام برد. ( به نظر می رسد که همه در صدد بی اعتباری ، مخالفت ، نادیده گرفتن و دور زدن یکدیگرند ) . البته موارد استثنایی نیز وجود دارد . واضح است که فتنه های یک مادر نگران از اعتیاد پسر یا دخترش به مواد مخدر یا زندانی که در گذشته شکنجه شده است نه تنها غیر منطقی بلکه بسیار احساسی نیز باشد . [۳]

 

۱-۱۱-۴ فرد گرایی در مقابل جمع گرایی

در بسیار موارد، تماس گیرندگانی که حرفی برای گفتن دارند ، جای سوالات سازنده به ابراز نظر های طولانی (وگاهی غیر مربوط وتهاجمی) رو می آورند . شاید این الگوی ارتباطی به این جنبه کلی بر می گردد که ایرانیان « همه چیزدان » هستند و نیازی به سوال کردن و تفکر « خارج از چارچوب » ندارند . عملا به نظر می رسد همگی عقیده ای ثابت و راسخ درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران دارند . البته هرکس عقیده مختص به خود را دارد ولی مشکل این است که افکار گسیخته ، روابط گسسته ، اهداف مبهم ، منطق تفکیک و عقاید اجباری به همراه خود شیفتگی با خود مداری یک گروه یا ملت را از دستیابی به وفاق در هر اقدامی دور می دارد. به نظر می رسد که هر ایرانی دارای یک عقیده و نقشه اصلی (هر چند تعریف نشده ) برای آینده ایران بهتر است و در حالی که همگی منتظر «کسی » از « جایی » هستند تا برای وضعیت جاری و مسیر آتی کشور «کاری » کند در طول تاریخ ، امید به یک «شخص » یه عنوان منجی ملت تاثیر مخرب و معکوس بر رشد و توسعه نظام دولتی دمکراتیک در ایران داشته است. این دیدگاه محدود و انتظار غیر واقعی نه تنها محکوم به شکست است بلکه وضعیت اجتماعی دشواری به وجود آورده است که نیاز به مطالعه ، تجزیه و تحلیل و توصیف از سوی دانشمندان علوم اجتماعی است[۴] .

۱-۱۱-۵ حمایت عمومی در مقابل حمایت فردی

پخش برنامه ، کاری بسیار پر هزینه ، رقابتی و زمان بر است و کاملا مشخص نیست که ۱۱ کانال ماهواره ایرانی چه گونه به فعالیت های خود ادامه می دهند . مالکان و کارگزاران این کانال یکدیگر را به مرتبط بودن با سیا ، رضا پهلوی و منابع داخلی متهم می کنند و هیچ کدام منابع درآمد و حمایت های خود را به بینندگان اعلام نمی کنند. حتی مراجعه به سایت های اینترنتی این ایستگاه نیز اطلاعاتی ار ماموریت ، فلسفه ، مناب در آمد و وابستگان آنان نمی دهند. [۵]

تعدادی از کانال ها در برنامه خود ادعا کرده اند که از سوی کمک های عمومی و خصوصی ( حق عضویت ماهانه و اهدایی ) حمایت می شودن. بعضی از مالکین حتی ادعا کرده اند برای تاسیس و رائه خدمات تلویزیونی مجبور به فروش خانه و دارایی هایشان شده اند و این اقدام آنان به دلیل عشق به ایران ومخالفت با رژیم ایران بعضی نیز اشک ریزان تهدید می کنند که در صورت عدم حمایت مالی ازسوی ببینندگان مجبور به بستن ایستگاه خواهند شد . [۶]

درواقع این شبکه ها با فضایی شیزوفرنیک وخیالی که سعی در القای وجود جو خفقان در ایران را دارند وبازگشت پیروزمندانه وعن قریب به وطن را نوید می دهند نتوانسته اند جایی در میان مخاطبان داخل کشور باز کنند . اما شبکه های سرگرمی ساز نیز علی رغم ادعای استقلال از احزاب سیاسی نشان داده اند که در مواقع حساس از ناخنک زدن به مسائل سیاسی هم بدشان نمی آید .[۷]

بنا براین می توان گفت که این شبکه هیچ گونه اطلاعات موثق و درستی را در اختیار خوانندگان قرار نمی دهد که در این باره می توان به خبر قتل کیانوش استقرارزاهده ( یکی از شخصیت های برره) در شبکه رنگارنگ شاره کردو این شبکه نیز در سال گذشته پدیده ای به نما هخا را معرفی کرده بود .[۸]

 

۱-۱۲ مالکیت و نام ادراه کنندگان شبکه های فارسی زبان ماهواره ای :

همان طور که ذکر شد آمارها نشان دهنده این واقعیت  است که مبدا اکثریت کانال ها در آمریکا می باشدو با این حال نیز همه می دانند که برای مثال مالکیت و فعالیت کانال ماهواره ای جام جم ۲ ایران از داخل بوده و نظام پخش آگهی تلویزیونی را در آمریکا کاملا ازسوی آگهی دهندهگان حمایت می شود و نظام پخش آگهی های تلویزیونی در آمریکا به حمایت های مالی بینندگان ، اهدا کنندگان خصوصی ، کمک های دولتی و پذیره نویسی های شرکتی فعالیت می کند . برای مثال ، در سایت اینترنتی رادیو فردا این عبارت به وضوخ آمده است « رادیو فردا سرویس پخش بین المللی ایالات متحده است که هزینه آن از سوی کنگره آمریکا تامین می شود و توسط هیات پخش فرمانداران (بی بی سی) که موسسه دولتی امریکایی است اداره می شود.

معلوم نیست ۱۱ کانال ماهواره ای ایرانی کنونی چگونه در دنیای بسیار رقابتی و پر هزینه حرفه رادیو تلویزیون ( یعنی هزینه های روزانه ، وسایل و تجهیزات ، امکانات استودیویی ، دستمزد ، بیمه، اجاره ها ، برنامه نویسان ، مجریان ، خدمات عمومی ، مخارج فرستنده های ماهواره ای و غیره ) به کار ادامه می دهند . شاید عدد تخمینی ۰۰۰/۱۰۰ دلار در ماه برای هر یک از ایستگاه ها یک عدد محافظه کارانه باشد . به نظر نمی آید که ایستگاه تلویزیونی بتواند پخش برنامه های منظم خود را صرفا از طریق فروش فرش های ایرانی ، بلیت کنسرت ها ، آگهی های تجاری و کمک های مالی بینندگان تامین نماید . [۹]

 

۱-۱۳ کارکرد خبری – سیاسی و تفریحی شبکه های ماهواره فارسی زبان :

– برنامه های شبکه های ماهواره ای اخبار واقعی ایران را در اختیار مردم می گذارند ۶/۴۵در صد پاسخگویان با نظر یاد شده ، « موافق یا کاملا موافقند » و در مقابل ۷/۴۸ در صد نظر « مخالف یا کاملا مخالف » دارند ماینگین نظر های ابرار شده ۵/۲ است که نشان دهنده نظر نسبتا مخالف است ، اما شدت مخالفت زیاد نیست.

– مقایسه میزا تاثیر عوامل مختلف در جذب بینندگان شبکه های ماهواره ای مقایسه نتایج مربوط به میزان تاثیر عوامل مختلف مطرح شده نشان می دهد تماشای فیلم های سینمایی و سریال ها و در مقایسه با سایر عوامل بیشترین تاثیر را در جذب بینندگان شبکه های سینمایی و سریال ها در مقایسه با سایر عوامل بیشترین تاثیر را در جذب بینندگان شبکه های ماهواره ای را دارد . درعین حال علاوه برفیلم سینمایی و سریال ها ، دیدن خوانندگان و هنر پیشه های ایرانی و تماشای برنامه های علمی – آموزشی در حد «زیاد » در جذب بینندگان شبکه های ماهواره ای موثر هستند . نمرات میانگین سه عامل دیگر یعنی ماشای برنامه های ورزشی ، آشنایی با زندگی ایرانیان ساکن کشور ها و شنیدن اخبار و تحلیل های سیاسی درخصوص ایران را در حد « کم » نشان می دهد .

-برنامه های مورد علاقه بینندگان شبکهاهای تلویزیونی ماهواره ای

مهمترین برنامه های ماهواره ای مورد علاقه بینندگان این شبکه ها عبارتند از : فیلم های سینماییو سریال ها (۳۰ در صد ) ، شو های تلویزیونی (۵/۲۱ در صد ) ، برنامه های عملی و آموزشی (۴/۱۴ در صد ) و برنامه های ورزشی (۷/۱۰ در صد ) ، سایر وارد هریک از سوی کمتر از ۱۰ در صد بینندگان مطرح شده و درجدول آمده است . [۱۰]

۱-۱۴ توزیع بینندگان شبکه ماهواره ای بر حسب نام شبه فارسی که بیشتر  تماشا می کنند :
شبکه فراوانی درصد

جام جم (بیگانه ) ۸۵۱ ۳/۳۳
تپش ۴۱۹ ۳/۱۶
آی تی ان [۱۲]۳۲۷ ۸/۱۲
پی ام سی [۱۳]۳۱۶ ۴/۱۲
ان آی تی وی [۱۴]۲۰۱ ۹/۷
طنین ۱۴۱ ۵/۵
آی پی ان[۱۵]۱۲۵ ۹/۴
پارس ۶۵ ۵/۲
جام جم صدا وسیما (۵۲ ۲ )
آزادی ۳۹ ۵/۱
سحر ۲۲ ۹/۰
تماشا ۱۰ ۴/۰
کانال یک ۱۰ ۴/۰

آپادانا ۶ ۲/۰

 

[۱] – ماهینی ،محمد اسماعیل ، تکنولوژی های مدرن ،تهران ، انتشارات البرز،چاپ اول ،۱۳۹۱، ص۷۰

 

[۲] – ماهینی ،محمد اسماعیل ، تکنولوژی های مدرن ،تهران ، انتشارات البرز،چاپ اول ،۱۳۹۱، ص۷۱

 

[۳] -رستگاری ، مجتبی ، فرهنگ در ماهواره ها ، ماهنامه رشد . تهران ، پاییز ۱۳۸۵، ص ۱۹

[۴]-مهناز ۀ کمالی راد ،ارتباطات جدید ، انتشارات الوند ، تهران ،۱۳۸۳،ص۳۳

 

[۵] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۸۲

 

[۶] مهناز ۀ کمالی راد ،ارتباطات جدید ، انتشارات الوند ، تهران ،۱۳۸۳،ص۳۵

[۷] – محسنی ماهینی ، رضا ،اصول حقوقی ماهواره ،تهران،انتشارات الوند ، چاپ دوم ، ۱۳۸۸،ص۳۲

پایان نامه حقوق

[۸] – روزنامه جام جم،یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۴

[۹] – روزنامه جام جم،یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۴

[۱۰] – افشار ، رضا ، شبکه های ماهواره فارسی زبان، تهران ، انتشارات نیستان ،چاپ اول ،۱۳۸۹،ص۶۳

[۱۱] – جبارلوی شیستری ، کاظم  ، تهاجم فرهنگی –آسیبها و راهکارها ، جلد اول ،تهران ، انتشارات نگاه ،چاپ اول ،۱۳۸۲، ص ۱۵۹

 

[۱۲]  ITN

[۱۳]  P.M.C

[۱۴]  NITV

[۱۵]  IPN